تبليغاتX
دانلود رایگان و مطالب مفيد موزيك ويدئو
دانلود انواع فایل ها و مطالب جالب و ديدني
 ماجراي "خر ما از کره گی دم نداشت" چيست؟
ماجراي "خر ما از کره گی دم نداشت" چيست؟


 ماجراي "خر ما از کره گی دم نداشت" چيست؟ مردی خری دید به گل در نشسته و صاحب خر از بیرون کشیدن آن درمانده . مساعدت را ( برای کمک کردن ) دست در دُم خر زده قُوَت کرد ( زور زد ) . دُم از جای کنده آمد. فغان از صاحب خر برخاست که ” تاوان بده !” مرد به قصد فرار به کوچه یی دوید، بن بست یافت. خود را به خانه ایی درافکند. زنی آن جا کنار حوض خانه چیزی می شست و بار حمل داشت ( حامله بود ). از آن هیاهو و آواز در بترسید، بار بگذاشت ( سِقط کرد ). خانه خدا ( صاحبِ خانه ) نیز با صاحب خر هم آواز شد. مردِ گریزان بر بام خانه دوید. راهی نیافت، از بام به کوچه ایی فروجست که در آن طبیبی خانه داشت. جوانی پدر بیمارش را به انتظار نوبت در سایه دیوار خوابانده بود؛ مرد بر آن پیر بیمار فرود آمد، چنان که بیمار در حای بمُرد. پدر مُرده نیز به خانه خدای و صاحب خر پیوست ! مَرد، هم چنان گریزان، در سر پیچ کوچه با یهودی رهگذر سینه به سینه شد و بر زمینش افکند. پاره چوبی در چشم یهودی رفت و کورش کرد. او نیز نالان و خونریزان به جمع متعاقبان پیوست ! مردگریزان، به ستوه از این همه، خود را به خانه قاضی افکند که ” دخیلم! “. قاضی در آن ساعت با زن شاکیه خلوت کرده بود. چون رازش فاش دید، چاره رسوایی را در جانبداری از او یافت و چون از حال و حکایت او آگاه شد، مدعیان را به درون خواند . نخست از یهودی پرسید . گفت : این مسلمان یک چشم مرا نابینا کرده است. قصاص طلب می کنم . قاضی گفت : دَیتِ مسلمان بر یهودی نیمه بیش نیست. باید آن چشم دیگرت را نیز نابینا کند تا بتوان از او یک چشم برکند ! و چون یهودی سود خود را در انصراف از شکایت دید، به پنجاه دینار جریمه محکومش کرد ! جوانِ پدر مرده را پیش خواند . گفت : این مرد از بام بلند بر پدر بیمار من افتاد، هلاکش کرده است. به طلب قصاص او آمده ام . قاضی گفت : پدرت بیمار بوده است، و ارزش حیات بیمار نیمی از ارزش شخص سالم است.حکم عادلانه این است که پدر او را زیر همان دیوار بنشانیم و تو بر او فرود آیی، چنان که یک نیمه جانش را بستانی ! و جوانک را نیز که صلاح در گذشت دیده بود، به تأدیه سی دینار جریمه شکایت بی مورد محکوم کرد ! چون نوبت به شوی آن زن رسید که از وحشت بار افکنده بود، گفت : قصاص شرعاً هنگامی جایز است که راهِ جبران مافات بسته باشد. حالی می توان آن زن را به حلال در فراش ( عقد ازدواج ) این مرد کرد تا کودکِ از دست رفته را جبران کند. طلاق را آماده باش ! مردک فغان برآورد و با قاضی جدال می کرد، که ناگاه صاحب خر برخاست و به جانب در دوید . قاضی آواز داد : هی ! بایست که اکنون نوبت توست ! صاحب خر هم چنان که می دوید فریاد کرد : مرا شکایتی نیست. محکم کاری را، به آوردن مردانی می روم که شهادت دهند خر مرا از کره گی دُم نبوده است.

|+| نوشته شده توسط ifenton در شنبه هجدهم مهر 1388  |
 طالع بيني بر اساس گروه خوني
بخشي از شخصيت شما در رگهايتان جاريست آيا گروهاي خوني مي توانند باعث ايجاد يك خصوصيت يا عادت شخصي شوند؟شايد بله...شايد هم نه...براي نزديك شدن به پاسخ اين مقاله را بخوانيد.اما فراموش نكنيد كه اتكا به يك مقوله يا دليل براي
قضاوت در مورد اشخاص تنها نوعي ساده لوحي است
گروه خوني

O - تيپ گرم
حدود38%مردم جهان داراي گروه خوني +O و 6% داراي گروه خوني -O هستند
خصوصيات
بي پروا،با اراده،مغرور،بخشنده،اجتماع ي،با انرژي،برونگرا،رك وصريح،واقع گرا،نمايشي،عمومي،مثبت،مست قل،ريسك پذير،نا فرمان،بي اعتبار،لجوج وخودمحور. به آساني دوست مي شوندوبا جريانات همراه شده وبه فرصت ها چنگ مي زنند.براي شروع يك پروژه يا شكاريك ايده ونظر صريح هستند.درفعاليت هاي سازمان يافته خوب عمل مي كنند.دربعضي موارد چندان دقيق نيستندواحساسات زياد و قوي از خود نشان مي دهند.ممكن است به سرعت مخالفت عميق خود را با يك نظر بيان كننداما معمولا اين مخالفت پايدار نيست.كارگشاياني سنتي،محرك وكمي لاف زن هستند.
احساسات خود را خيلي نشان مي دهنداما در برخورد با ديگر گروهاي خوني اين بيان اظهارات متغير است.نوعي ظرافت ذاتي وفطري دارند.شخصيت هاي اجتماعي وپر زرق و برق هستندميتوانند در حوادث و بحران ها سازگاري خوبي داشته باشند.لغات و كلمات به آساني به سراغ آنها مي آيند.خجالتي نيستندورك وصريح احساسات درونيشان را فاش مي كنند.جاه طلب اند اما گاهي با جزييات سرگرم مي شوند.علاقمند به حفظ روابط هستند وخودشان در اين زمينه تلاش مي كنند.
گروه خوني

A - تيپ سرد
حدود 34% ازمردم داراي گروه خوني +A و 6% داراي گروه خون -A هستند
خصوصيات

مطيع وآرام،دقيق،دلسوزوغمخوار،ف داكار،مودب،درستكار،وفادار ،احساساتي،درونگراوكمي دستپاچه.حتي در مواقع آشوب و غضب آرام وخون سرد هستند.نسبت به نظرات عمومي حساس اند.اغلب درون گرا هستند دربرخورد با ديگران خجالتي وكمرو هستند يا حتي مريض به نظر مي رسند كمي بدبين هستند.براي روابط ارزش قائل بوده ونسبت به ديگران وفادارند.نسبت به تغييرات ترديد دارند.دوست داران طبيعت وگريزان از جمعيت وشلوغي هستند.به يك مكان شخصي يا پناهگاه امن ومخفي براي خود نيازمندند.عموما دو دل و غير قاطع اند.براي حضوردر كارهاي تيمي آماده هستند مخصوصا وقتي دستوري به آنها داده شود.علاقه مند به ايجادرابطه نيستندوتلاش چنداني هم براي اينكار نمي كنند.
گروه خوني

B - فعال
حدود 9% از مردم جهان داراي گروه خوني +B و 25% هم داراي گروه خوني -B هستند

خصوصيات

بشاش وخوشرو،خوش بين،فعال،حساس،مهربان،فرام وش كار،آشفته،درهم وسازمان نيافته،پرسروصدا،خودپسندوخ ودبين،پرانرژي وجدي در راه رسيدن به هدف،معمولا جزوبهترين افراد تيم مي شوندوافراد تكرويي هستند.اغلب كارها رابا روشهاي خودشان انجام مي دهندوخود كفا هستند.شخصيتهاي ماجراجوودلير،علاقه مند به داشتن يك راه مشخص ومخصوص،موجوداتي اجتماعي وعلاقه مند به مهمان داري هستند.علاقه به حفظ روابط هستند وخودشان در اين زمينه تلاش مي كنند.

گروه خوني AB - فارغ از مراقبت و بي نياز از توجه
حدود 4% مردم داراي گروه خوني +AB و 1% هم گروه خوني -AB دارند
خصوصيات

اجتماعي، سخت گير نيستند،غمخوار ودلسوز،ديپلماتيك،اهل گشت وگذار،خلاق،غير قابل پيش بيني،هنرمند،انعطاف پذير،ترشرو ودرخود!مخلوطي از تضادها،خجالتي در مقابل بعضي ها ، بي باك وگستاخ با بعضي ديگر، برونگراودرونگرا،گاهي غير قابل پيش بيني است وگاهي ظاهرا بسيار آرام وخونسردبه نظر مي رسند.قدرت خلاقه زيادي دارند،توانا در پيدا كردن مشكلات ودور زدن آنها،علاقه مند به محيط شهري،به آساني خسته مي شوند.به نظر مي رسد كه هر كاري كه انجام مي دهند از روي اجبار است. هرگزكاري را براي قدرداني انجام نمي دهند.اسرار آميز بنظر مي رسند.در فعاليتهاي اجتماعي مي توانند هماهنگ ظاهر شوند.علاقه مند به ايجاد رابطه نيستندوتلاش چنداني هم براي اين كار نمي كنند.
منبع : نیک صالحی
|+| نوشته شده توسط ifenton در دوشنبه چهارم خرداد 1388  |
 عجیبترین مرگهای دنیا

عجیبترین مرگهای دنیا

آرنولد بنت: داستان نویس انگلیسی (1867،1931)
وی برای آنکه ثابت کند آب شهر پاریس از نظر بهداشتی کاملا سالم است، یک لیوان از آن را خورد و در اثر تیفوئید ناشی از آن مرد.

آلن پینکرتون: ( موسس آژانس کارآگاهی آمریکا 1819، 1884)
هنگام نرمش صبحگاهی به زمین خورد و زبانش لای دندان ماند و زخم شد و در اثر قانقاریای ناشی از این زخم درگذشت.

اسکندر کبیر: ( پادشاه مقدونی 356 ،323 ق.م )
به دنبال دو روز میگساری و عیاشی در اثر تب درگذشت.

الکساندر: ( پادشاه یونان 1920،1893)
یک میمون خانگی گازش گرفت و در اثر عفونت خون در گذشت.

تامس آت وی: ( نمایشنامه نویس انگلیسی 1652، 1685)
مرد فقیری بود. به دنبال روزها گرسنگی سرانجام یک سکه به دست آورد و با آن ، یک دست گوشت خرید و از شدت ولع ، همان لقمه دهان پرکن اول ، گلو گیرش شد و خفه اش کرد!

جیمز داگلاس ارل مورتون: ( 1525،1581)
بوسیله دستگاهی شبیه گیوتین که خودش آن را به اسکاتلندیان معرفی کرده بود، سر بریده شد.

رودولفونی یرو: ( ژنرال مکزیکی 1880، 1917 )
اسبش در شن روان گرفتار شد و سنگینی طلاهایی که به همراه داشت باعث فرو رفتن به درون ماسه و مرگش شد.

زئوکسیس: ( نقاش یونان قرن پنجم ق.م )
به تصویری که از یک ساحره پیر کشیده بود آنقدر خندید که یکی از رگ هایش پاره شد و مرد!

ژراردونرال: ( نویسنده فرانسوی 1885،1808)
با بند پیشبند، خود را از تیر چراغ برق خیابان ، حلق آویز کرد.

فالک فیتز وارن چهارم: ( بارون انگلیسی 1230، 1264)
در بازگشت از یک جنگل، اسبش در باتلاق افتاد و فالک که زره پوشیده بود، در درون زره اش خفه شد.

کلادیوس اول: ( امپراطور روم 54 ب م. 10 ق.م )
با یک پر آغشته به سم خفه شد!


همۀ اینها نشونۀ اینه که مرگ همه جا درانتظار ما هست ...
داخل خنده ، داخل آب ، خوردن و ...
مرگ آدمو به یاد خیلی چیزا می ندازه
|+| نوشته شده توسط ifenton در شنبه هجدهم آبان 1387  |
 يک ٍ E- mail از طرف خدا ...
يک ٍ E- mail از طرف خدا ...
امروز صبح که از خواب بیدار شدی،نگاهت می کردم؛و امیدوار بودم که با من حرف بزنی،حتی برای چند کلمه،نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد،از من تشکر کنی.اما متوجه شدم که خیلی مشغولی،مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی.وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی:سلام؛اما تو خیلی مشغول بودی.یک بار مجبور شدی منتظر بشوی و برای مدت یک ربع کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی. بعد دیدمت که از جا پریدی.خیال کردم می خواهی با من صحبت کنی؛اما به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با خبر شوی. تمام روز با صبوری منتظر بودم.با اونهمه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلاً وقت نداشتی با من حرف بزنی.متوجه شدم قبل از نهار هی دور و برت را نگاه می کنی،شاید چون خجالت می کشیدی که با من حرف بزنی،سرت را به سوی من خم نکردی. تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری.بعد از انجام دادن چند کار،تلویزیون را روشن کردی.نمی دانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟ در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی از روزت را جلوی آن می گذرانی؛ در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط از برنامه هایش لذت می بری...باز هم صبورانه انتظارت را کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه می کردی،شام خوردی؛ و باز هم با من صحبت نکردی. موقع خواب...،فکر می کنم خیلی خسته بودی. بعد از آن که به اعضای خوانواده ات شب به خیر گفتی ، به رختخواب رفتی و فوراً به خواب رفتی.اشکالی ندارد.احتمالاً متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام. من صبورم،بیش از آنچه تو فکرش را می کنی.حتی دلم می خواهد یادت بدهم که تو چطور با دیگران صبور باشی.من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم.منتظر یک سر تکان دادن،دعا،فکر،یا گوشه ای از قلبت که متشکر باشد. خیلی سخت است که یک مکالمه یک طرفه داشته باشی.خوب،من باز هم منت ظرت هستم؛سراسر پر از عشق تو...به امید آنکه شاید امروز کمی هم به من وقت بدهی. آیا وقت داری که این را برای کس دیگری هم بفرستی؟ اگر نه،عیبی ندارد،می فهمم و هنوز هم دوستت دارم. روز خوبی داشته باشی ...
دوست و دوستدارت:خدا
|+| نوشته شده توسط ifenton در شنبه یازدهم آبان 1387  |
 شكلك های مسنجر از دیدگاه شعرا
 

شكلك های مسنجر از دیدگاه شعرا

----------------

از هر طرف كه رفتم جز وحشتم نیفزود
زنهار از این بیابان وین راه بی‌نهایت
○ حافظ
----------------

تو را زین پس جز فرشته نخوانم
ازیرا كه تو آدمی را نمانی!
○ فرخی سیستانی
----------------

آن دگر گفت ای گروه زرپرست
جمله خاصیت مرا چشم اندرست
○ مولانا
----------------

مكن از خواب بیدارم خدا را
كه دارم خلوتی خوش با خیالش
○ حافظ
----------------

خواب مرگم باد اگر دور از تو خوابم آرزوست
خون خورم بی‌چشم مستت گر شرابم آرزوست
○ اهلی شیرازی
----------------

چون نماید به تو این دولت روی
رو در آن آر و به كس هیچ مگوی
○ جامی
----------------

نمی‌دانم كه دردم را سبب چیست؟
همی دانم كه درمانم تویی بس
○ اوحدی مراغه‌ای
----------------

گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید
گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نكنیم
○ حافظ
----------------

ما شبی دست برآریم و دعایی بكنیم
غم هجران تو را چاره ز جایی بكنیم
○ حافظ
----------------

آه از راه محبت كه چه بی‌پایان است
با دو منزل كه یكی وصل و یكی هجران است
○ صیدی
----------------

مرا صائب به فکر کار عشق انداخت بیکاری
عجب كاری برای مردم بیكار پیدا شد!
○ صائب تبریزی
----------------

رو مسخرگی پیشه كن و مطربی آموز
تا داد خود از كهتر و مهتر بستانی
○ انوری
----------------

گر به خشم است و گر به عین رضا
نگهی باز كن كه منتظریم
○ سعدی
----------------

من مریض درد عصیانم كه درمانم تویی
دردمند این‌چنین محتاج درمان شماست!
○ محتشم كاشانی
----------------

من چون نزنم دست كه پابند منی
چون پای نكوبم كه توئی دست‌زنان
○ مولانا
----------------

حباب‌وار براندازم از روی نشاط كلاه
اگر ز روی تو عكسی به جام ما افتد
○ حافظ
----------------

مرا كه سِحر سخن در جهان همه رفته است
ز سِحر چشم تو بیچاره مانده‌ام مسحور
○ سعدی
----------------

این بدان گفتم كه تا هر بی‌فروغ
كم زند در عشق ما لاف دروغ
○ عطار
----------------

مجلس تمام گشت و به پایان رسید عمر
ما همچنان در اول وصف تو مانده‌ایم
○ حافظ
----------------

ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت
جانم بسوختی و به دل دوست دارمت
○ حافظ

----------------
این هم آخری:

اتل متل توتوله
گاو حس
|+| نوشته شده توسط ifenton در دوشنبه ششم آبان 1387  |
 اطلاعات جالبی در مورد نام محله های تهران
اطلاعات جالبی در مورد نام محله های تهران


شاید هر روز نام چند محله تهران را بشنویم بی آنکه بدانیم چرا به این نامها معروف شده اند. با استفاده از منابعی چون کتاب اول و ویکی پدیا و دیگر منابع در وب اطلاعاتی درباره نام برخی محله‌های تهران اطلاعاتی گردآورده ام که در ادامه می خوانید.

سید خندان
سید خندان نام ایستگاه اتوبوسی در جاده قدیم شمیران بوده است. سیدخندان پیرمردی دانا بوده که پیش گویی‌های او زبانزده مردم در سی یا چهل سال پیش بوده است. دلیل نامگذاری این منطقه نیز احترام به این پیرمرد بوده است.
فرمانیه
در گذشته املاک زمینهای این منطقه متعلق به کامران میرزا نایب‌السلطنه بوده است و بعد از مرگ وی به عبدالحسین میرزا فرمانفرما فروخته شده است.

فرحزاد
این منطقه به دلیل آب و هوای فرح انگیزش به همین نام معروف شده است.

شهرک غرب
دلیل اینکه این محله به نام شهرک غرب معروف شد ساخت مجتمع های مسکونی این منطقه با طراحی و معماری مهندسان آمریکایی و به مانند مجتمع های مسکونی آمریکایی بوده و در گذشته نیز محل اسکان بسیاری از خارجیها بوده است.

آجودانیه
آجودانیه در شرق نیاوران قرار دارد و تا اقدسیه ادامه پیدا میکند. آجودانیه متعلق به رضاخان اقبال السلطنه وزیر قورخانه ناصرالدین شاه بوده، او ابتدا آجودان مخصوص شاه بوده است.

اقدسیه
نام قبلی اقدسیه (تا قبل از 1290 قمری) حصار ملا بوده است. ناصرالدین شاه زمینهای آنجا را به باغ تبدیل و برای یکی از همسران خود به نام امینه اقدس (اقدس الدوله) کاخی ساخت و به همین دلیل این منطقه به اقدسیه معروف شد.

جماران
زمینهای جماران متعلق به سید محمد باقر جمارانی از روحانیان معروف در زمان ناصر الدین شاه بوده است. برخی از اهالی معتقدند که در کوههای این محله از قدیم مار فراوان بوده و مارگیران برای گرفتن مار به این ده می آمدند و دلیل نامگذاری این منطقه نیز همین بوده است و عده ای هم معتقدند که جمر و کمر به معنی سنگ بزرگ است و چون از این مکان سنگ‌های بزرگ به دست می آمده ‌است‌، آن‌جا را جمران‌، یعنی محل به‌دست آمدن جمر نامیده‌اند.

پل رومی
پل رومی در واقع پل کوچکی بوده که دو سفارت روسیه و ترکیه را هم متصل می کرده است. عده‌ای هم معتقدند که نام پل از مولانا جلال‌الدین رومی گرفته‌شده است‌.

جوادیه (در جنوب تهران)
بسیاری از زمینهای جوادیه متعلق به آقای فرد دانش بوده است که اهالی محل به او جواد آقا بزرگ لقب داده بودند. مسجد جامعی نیز توسط جواد آقا بزرگ در این منطقه بنا نهاده است که به نام مسجد فردانش هم معروف است.

داودیه (بین میرداماد و ظفر)
میرزا آقاخان نوری صدر اعظم این اراضی را برای پسرش‌، میرزا داودخان‌، خرید و آن را توسعه داد.. این منطقه در ابتدا ارغوانیه نام داشت و بعدها به دلیل ذکر شده داودیه نام گرفت‌.

درکه
اگر چه هنوز دلیل اصلی نامگذاری این محل مشخص نیست اما برخی آنرا مرتبط به نوعی کفش برای حرکت در برف که در این منطقه استفاده می شده و به زبان اصلی «درگ» نامیده می شده است.

دزاشیب (در نزدیکی تجریش)
روایت شده است که قلعه بزرگی در این منطقه به نام « آشِب » وجود داشته است و در گذشته نیز به این منطقه دزآشوب و دزج سفلی و در لهجه محلی ددرشو میگفتند.

زرگنده
احتمالا دلیل نامگذاری این محل کشف سکه ها و اشیاء قیمتی در این محل بوده است. در گذشته این منطقه ییلاق کارکنان روسیه بوده است.

قلهک
کلمه قلهک از دو کلمه "قله‌" و "ک‌" تشکیل شده است که قله معرب کلمه کله‌، مخفف کلات به معنای قلعه است‌. عقیده اهالی بر این است که به دلیل اهمیت آبادی قلهک که سه راه گذرگاه‌های لشگرک‌، ونک و شمیران بوده است‌، به آن( قله- هک) گفته شده است‌.

کامرانیه
زمین‌های این منطقه ابتدا به میرزا سعیدخان‌، وزیر امور خارجه‌تعلق داشت، و سپس کامران میرزا پسربزرگ ناصرالدین شاه‌، با خرید زمین‌های حصاربوعلی‌، جماران و نیاوران‌، اهالی منطقه را مجبور به ترک زمین‌ها کرد و سپس آن جا را کامرانیه نامید.

محمودیه ( بین پارک وی و تجریش یا ولیعصر تا ولنجک)
در این منطقه باغی بوده است که متعلق به حاج میرزا آقاسی بوده است و چون نام او عباس بوده آنرا عباسیه میگفتند. سپس علاءالدوله این باغ بزرگ را از دولت خرید و به نام پسرش‌، محمودخان احتشام‌السلطنه‌، محمودیه نامید.

نیاوران
نام قدیم این منطقه گردوی بوده است و برخی معتقدند در زمان ناصرالدین شاه نام این ده به نیاوران تغییر کرده است به این ترتیب که نیاوران مرکب از "نیا" (حد، عظمت و قدرت‌) ؛"ور" (صاحب‌) و "ان‌" علامت نسبت است و در مجموع یعنی کاخ دارای عظمت‌.

ونک
نام ونک تشکیل شده است از دو حرف (ون‌) به نام درخت و حرف (ک)که به صورت صفت ظاهر می‌شود.

یوسف آباد
منطقه یوسف آباد را میرزا یوسف آشتیانی مستوفی‌الممالک در شمال غربی دارالخلافه ناصری احداث کرد و به نام خود، یوسف آباد نامید.

پل چوبی
قبل از این که شهر تهران به شکل امروزی خود درآید، دور شهر دروازه هایی بنا شده بود تا دفاع از شهر ممکن باشد. یکی از این دروازه‌ها، دروازه شمیران بود با خندق‌هایی پر از آب در اطرافش که برای عبور از آن‌، از پلی چوبی استفاده می‌شد. امروزه از این دروازه و آن خندق پر از آب اثری نیست‌، اما این محل همچنان به نام پل چوبی معروف است.

شمیران
نظریات مختلفی درباره این نام شمیران وجود دارد. یکی از مطرح ترین دلایل عنوان شده ترکیب دو کلمه سمی یا شمی به معنای سرد و « ران » به معنای جایگاه است و در واقع شمیران به معنای جای سرد است. به همین ترتیب نیز تهران به معنای جای گرم است.
همچنین دلیل دیگر مطرح شده به دلیل وجود قلعه نظامی به آن شمیران می گفتند و همچنین برخی نیز معتقدند که‌ یکی از نه ولایت ری را شمع ایران میگفتند که بعدها به شمیران تبدیل شده است.

گیشا
نام گیشا که در ابتدا کیشا بوده است برگرفته از نام دو بنیانگذار این منطقه (کینژاد و شاپوری) میباشد.

منیریه (در جنوب ولیعصر)
منیریه در زمان قاجار یکی از محله های اعیان نشین تهران بوده و گفته شده نام آن از نام زن کامران‌میرزا، یکی از صاحب‌منصبان قاجر، به نام منیر گرفته شده‌است.
|+| نوشته شده توسط ifenton در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387  |
 آخرین کلمات افراد مختلف قبل از مرگ
 

آخرین کلمات یک الکتریسین:خوب حالا روشنش کن


... آخرین کلمات یک انسان عصر حجر: فکر می کنی توی این غار چیه؟


... آخرین کلمات یک بند باز: نمیدونم چرا چشام سیاهی میره


... آخرین کلمات یک بیمار: مطمئنید که این آمپول بی خطره؟


... آخرین کلمات یک پزشک: راستش تشخیص اولیه ام صحیح نبود. بیماریتون لاعلاجه


... آخرین کلمات یک پلیس: شیش بار شلیک کرده ، دیگه گلوله نداره


... آخرین کلمات یک جلاد: ای بابا، باز تیغه این گیوتین گیر کرد


... آخرین کلمات یک جهانگرد در آمازون: این نوع مار رو می شناسم، سمی نیست


... آخرین کلمات یک چتر باز: پس چترم کو؟


... آخرین کلمات یک خبرنگار: بله ، سیل داره به طرفمون میاد


... آخرین کلمات یک خوناشام: نه بابا، خورشید یک ساعت دیگه طلوع می کنه


... آخرین کلمات یک داور فوتبال: نخیر آفساید نبود


... آخرین کلمات یک دربان: مگه از روی نعش من رد بشی


... آخرین کلمات یک دوچرخه سوار: نخیر، تقدم با منه


... آخرین کلمات یک دیوانه: من یه پرنده ام


... آخرین کلمات یک شکارچی: مامانت کجاست کوچولو؟


... آخرین کلمات یک غواص: نه این طرفها کوسه وجود نداره


... آخرین کلمات یک فضا نورد: برای یک ربع دیگه هوا دارم


... آخرین کلمات یک قصاب: اون چاقو بزرگه رو بنداز ببینم


... آخرین کلمات یک قهرمان: کمک نمیخوام، همه اش سه نفرند


... آخرین کلمات یک کارآگاه خصوصی: قضیه روشنه، قاتل شما هستید


... آخرین کلمات یکه کامپیوتر: هارددیسک پاک شده است


... آخرین کلمات یک گروگان: من که میدونم تو عرضه شلیک کردن نداری


... آخرین کلمات یک متخصص آزمایشگاه: این آزمایش کاملاً بی خطره


... آخرین کلمات یک متخصص خنثی کردن بمب: این سیم آخری رو قطع کنم تمومه


... آخرین کلمات یک معلم رانندگی: نگه دار! چراغ قرمزه


... آخرین کلمات یک ملوان زیر دریایی: من عادت ندارم با پنجره بسته بخوابم


... آخرین کلمات یک سرباز تحت آموزش هنگام پرتاب نارنجک: گفتی تا چند بشمرم؟

 


 

|+| نوشته شده توسط ifenton در شنبه بیستم مهر 1387  |
 مطالب جالب

1- داوینچی همزمان با یك دست می نوشت و با یك دست نقاشی می كرد !

2- هیتلر از مكان های بسته وحشت داشت !

3- مار می تواند تا نیم ساعت بعد از قطع شدن سرش نیش بزند !

4- هر انسان تا 8 دقیقه بعد از قطع گردنش هنوز به هوش است !

5- اغلب مارها 6 ردیف دندان دارند !

6- وقتی به خورشید نگاه می كنید 8 دقیقه قبل از آن را مشاهده می كنید !

7- قلب میگو در سر آن واقع است !

8- ظروف پلاستیكی تقریبا 50 هزار سال در برابر تجزیه مقاومند !

9- حدود 250 نفر از محققان ناسا ایرانی هستند و رئیس كامپیوتر ناسا یك ایرانی است !

10- دانشمندان دریافته اند مورچه ها هم مانند انسان ها صبح ها خمیازه می كشند !

11- حس بویایی مورچه با سگ برابری می كند !

12- آیا می دانستید تصمیم بر این بود كه كوكا كولا به عنوان دارو استفاده شود !

13- با 30 گرم طلا می توان نخی به طول 81 كیلومتر درست كرد !

14- فنلاند از 170 هزار و 585 جزیره تشكیل شده است !

15- زمین در آغاز پیدایش 2000 بار بزرگتر از حجم كنونی اش بود !

16- در زبان عربی برای كلمه شمشیر 850 واژه مختلف وجود دارد !

17- گرانترین كفش دنیا 1 میلیارد و 700 میلیون تومان است !

18-برای تخمین زدن حشره های روی زمین كافیست به ازای هر انسان 200 میلیون حشره ریز و درشت در نظر بگیریم !

19- كوسه با شنیدن ضربان قلب طعمه خود آن را پیدا می كند !

20- فیل تنها حیوانی است كه نمی تواند بپرد !

21- قلب وال در هر دقیقه فقط 9 بار می زند !

22- ایرانیان در انگلیس ثروتمندترین قشر هستند حتی ثروتمندتر از ملكه الیزابت !

23- در سال 1380 تعداد گوسفندان زلاندنو 44 میلیون راس اعلام شد در حالی كه جمعیت این كشور 4 میلیون نفر بود !

24- قوه چشایی پروانه در پاهای آن تعبیه شده است !

25- جوانان هندی شادترین و ژاپنی ها افسرده ترین های جهان هستند !

26- مغز در هنگام خواب فعالتر از وقتی است كه تلویزیون می بینید !

27- 90% سم مار از پروتئین تشكیل شده است !

28- چشم انسان معادل یك دوربین 135 مگا پیكسل عمل می كند !

29- آب دریا بهترین ماسك صورت است !

30- سرعت عطسه یك انسان برابر است با 160 كیلومتر در ساعت !

|+| نوشته شده توسط ifenton در شنبه بیستم مهر 1387  |
|+| نوشته شده توسط ifenton در سه شنبه یازدهم تیر 1387  |
 معنی خال قرمز زنان هندی

معنی خال قرمز زنان هندی


Bindi ( به Kumkum , Tilka هم معروف است ) در حقیقت تنها یک وسیله تزئینی نیست ، بلکه یک خال قرمز رنگ و مقدسی هست که علاوه بر اینکه زنان هندی برای آرایش و زیبایی از اون استفاده می کنند، یک تعبیر مذهبی هم داره. Bindi رو به وسط پیشونی بالای دو ابرو به کمک حالت چسبندگی که داره می چسبونن ( مثل عکس برگردان ) . نوع قدیمی اون یک نوع پودر قرمز رنگی ( Sindhoor ) هست که هنوز هم مورد استفاده قرار می گیره . مخصوصا در معابد . به روایتی گفته میشه که Bindi مانند چشم سومی عمل میکنه که انسان رو از شر ضرر و زیان حفظ می کنه.
معمولا شکل آنها دایره و به رنگ قرمز هست . امروزه Bindi ها در رنگها و شکلهای مختلف که با نگینهای ریز رنگی یا جواهرات با شکلهای مختلف ترکیب شده اند پیدا میشه . تنوع در رنگها و شکلها خیلی زیاد هستش.




در قدیم تنها زنانی که ازدواج کرده بودند می تونستن از این نوع خال استفاده کنند که به نوعی سمبل ازدواج یک زن و نشانگر یک حالت زنانگی بوده.در رابطه با اینکه چرا رنگ اون قرمز بوده ، فرض بر این بوده که رنگ قرمز رنگی هست که خوشبختی رو به همراه عروس با خودش به خونه داماد میاره.و این نشانه یک جوری حافظ احترام بین عروس و خانواده داماد بوده.امروزه این خال معنا و مفهوم مقدس خودش رو از دست داده و بیشتر مفهوم تزئینی داره و برای زیبایی استفاده میشه ، میشه گفت یک جور جواهرات هستش. نه تنها زنان بلکه دختران مجرد هم میتونن از اون استفاده کنن و بیشتر همرنگ با رنگ ساری یا لباسشون خال به پیشونیشون می چسبونن.





 آخرین جملات افراد مختلف قبل از مرگ
آخرین جملات افراد مختلف قبل از مرگ




آخرين کلمات يک الکتريسين : خوب حالا روشنش کن...


آخرين کلمات يک انسان عصر حجر : فکر ميکنی توی اين غار چيه؟


آخرين کلمات يک بندباز : نميدونم چرا چشمام سياهی ميره..


آخرين کلمات يک بيمار : مطمئنيد که اين آمپول بي خطره؟


آخرين کلمات يک پزشک : راستش تشخيص اوليه ام صحيح نبود. بيماريتون لاعلاجه...


آخرين کلمات يک پليس : شيش بار شليک کرده، ديگه گلوله نداره..


آخرين کلمات يک جلاد : ای بابا، باز تيغهء گيوتين گير کرد...


آخرين کلمات يک جهانگرد در آمازون : اين نوع مار رو ميشناسم، سمی نيست...


آخرين کلمات يک چترباز : پس چترم کو؟


آخرين کلمات يک خبرنگار : بله، سيل داره به طرفمون مياد...


آخرين کلمات يک خلبان : ببينم چرخها باز شدند يا نه؟


آخرين کلمات يک خونآشام : نه بابا خورشيد يه ساعت ديگه طلوع ميکنه! :)) :))


آخرين کلمات يک داور فوتبال : نخير آفسايد نبود


آخرين کلمات يک دربان : مگه از روی نعش من رد بشی...


آخرين کلمات يک دوچرخه سوار : نخير تقدم با منه!


آخرين کلمات يک ديوانه : من يه پرنده ام!


آخرين کلمات يک شکارچی : مامانت کجاست کوچولو؟...


آخرين کلمات يک غواص : نه اين طرفها کوسه وجود نداره..


آخرين کلمات يک فضانورد : برای يک ربع ديگه هوا دارم...


آخرين کلمات يک قصاب : اون چاقو بزرگه رو بنداز ببينم..


آخرين کلمات يک قهرمان : کمک نميخوام، همه اش سه نفرند..


آخرين کلمات يک کارآگاه خصوصی : قضيه روشنه، قاتل شما هستيد!


آخرين کلمات يک کامپيوتر : هاردديسک پاک شده است..


آخرين کلمات يک گروگان : من که ميدونم تو عرضه ی شليک کردن نداری


آخرين کلمات يک متخصص آزمايشگاه : اين آزمايش کاملاً بي خطره..


آخرين کلمات يک متخصص خنثی کردن بمب: اين سيم آخری رو که قطع کنم تمومه...


آخرين کلمات يک معلم رانندگی : نگه دار! چراغ قرمزه!


آخرين کلمات يک ملوان: من چه مي دونستم که بايد شنا بلد باشم؟


آخرين کلمات يک ملوان زيردريايی: من عادت ندارم با پنجره بسته بخوابم...


آخرين کلمات يک سرباز تحت آموزش هنگام پرتاب نارنجک : گفتی تا چند بشمرم؟
|+| نوشته شده توسط ifenton در دوشنبه بیستم خرداد 1387  |
 ويژگی های پسرهای ايرانی
ويژگی های پسرهای ايرانی



1-چشماشون بيشتر از عقلشون كار مي كنه.

2-تا يه دختر خوشکل مي بينن مثل جوجه راه مي افتن دنبالش.

3-چشمك جزو تيك عصبيشونه.

4-اصولا هفته أي 1 بار شكست عشقي مي خورن.

5-اگه يه روز متلك نگن زبونشون ميخ در مياره.

6-دوستت دارم جزو حرفاي روز مرشونه.

7-زبان باز ترين و پاچه خوار ترين موجودات روي زمين.

8-مي خوان دختره فقط ماله خودشون باشه و خودشون مال همه.


9-هر دختری رو که ميبينن يک دل نه صد دل عاشقش ميشن


10- هر روزه خدا عاشقن ولی باز ميگن عشق کيلو چند؟
|+| نوشته شده توسط ifenton در دوشنبه بیستم خرداد 1387  |
 روشهای شکار شوهر توسط دختران

روشهای شکار شوهر توسط دختران

روش جوادی:
یه بار یه جایی که توی دید طرف باشه و بتونه با دو تا شلیک خودشو بهت برسونه یهو غش می کنی و ولو می شی کف زمین.پس از چند دقیقه هذیون گفتن راجع به اینکه پسر پسر اصغر قصاب اومده خواستگاریت اما تو نمی خواهی به اون شوهر کنی/ مثلا به ضرب آب قند به هوش می آیی و وقتی چشمت به طرف می افته یهو بغضت می ترکه و د گریه. وقتی خوب گریه هاتو کردی و پاشدی که بری طرف کلی اصرار میکنه که برسونت.اما از اون اصرار و از تو انکار.خلاصه راه می افتی که بری اما یجوری راه می ری که مطمئن بشی طرف می تونه تا خونتون تعقیبت کنه... تا اینجا تو کار خودتو کردی اما از اینجا به بعدش دیگه با اوس کریمه.

روش یاهو مسنجری:
این روش اخیرا کاربرد زیادی پیدا کرده و عمدتا هم به خاطر اینه که لازم نیست مستقیم توی چشمای طرف نگاه کنی و این برای آماتورها هم کمک خبلی بزرگیه.از ایکونهای گوگولی مگولی هم می تونی برای رسوندن مفهوم استفاده کنی.اما بدیشم اینه که بعضی وقتها توی چت یه سو تفاهم هایی پیش می آد که خر بیار و باقالی بار کن!!
نکته:این روش فقط وقتی کاربرد داره که مطلب بطور صریح ادا بشه اما به علت اینکه هیچ موجود اناثی اصولا این کاره نیست پس بهتره که اصلا قیدشو زد!

روش بچه خر خونی:
همون داستان جزوه و این که خودت واردی.
نکته:متاسفانه از اونجایی که مجموع دو متغیر
زیبایی و خر خونی در مورد دختر جماعت همیشه یه مقدار ثابته بنابراین بهتر که روی این روش خیلی حساب نکنی!

روش خرکی:
جلوی یکی از این لندکروز سیاهها بوسش می کنی که بدونه بخاطر بد بخت کردنش همه کار می کنی.

روش مذهبی خفن:
چهل شب جمعه جلوی در خونتون رو جارو می کنی و آجیل مشکل گشا پخش می کنی . تو ی این مدت به هر چی امامزاده و صاحب کرامات هست متوسل میشی و نذر می کنی که اگه حاجتت روا شد هر شب تو سقا خونه آس مم تقی یه شمع روشن کنی ...ایشالا که حاجتتو میگیری.
نکته:خواهر التماس دعا

روش از ما بهتران:
لازم نیست کاری بکنی. فقط انتخاب کن!

روش بچه مثبت:
طرف و به یه کافی شاپ دعوت می کنیو اونجا خیلی معقول و منطقی مساله رو بهش می گی.اونم احتمالا یه فرصتی می خواد که فکر کنه و بعدشم ایشالا که بعله رو می گه.
نکته:تا حالا چیزی خنده دار تر از این شنیده بودی؟

روش عرفانی:
میری لب چشمه که آب بیاری می بینی از قضا اونم انجاست.یه جوری که انگار حواست نیست پات می خوره به کوزه طرف و کوزه خورد و خاکشیر می شه.بعد لپات گل می اندازه و با عجله کوزتو پر می کنی و میری. اینجاست که طرف با خودش فکر می کنه:
اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی
خلالصه خیالت تخت باشه که کارت درسته!
نکته:
این روش در طی تاریخ امتحانشو بخوبی پس داده و بنا براین بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران معتقدن که بحران امروز ازدواج در اثر لوله کشی شدن آب بوجود اومده.

روش لوس گری:
یه دفعه یه سوسک می بینی و بنا میذاری به جیغ! آ ی جیغ نکش کی بکش.طرف هم که وضع و اینطور می بینه به هر قیمتی شده سوسک و به دیار باقی می فرسته. حالا تو همچین تحویلش می گیری که انگار شیر شکار کرده! و بعدشم مثلال از ترس سوسک یه مدتی خودتو بهش می چسبونی و ازش جدا نمی شی! اگه کارا تا اینجا خوب پیش بره ما بقیش تضمین شدست.

روش شهرستانی:
یه بار با چشم گریون و تن لرزون طوری که طرف بشنفه برای دوستت درد دل می کنی که چطوری وقتی داشتی می اومدی یه پسره ی چشم نا پاک تو رو دید زده و بهت متلک پرونده. بعدشم هقی می زنی زیر گریه. اینجاست که دیگه رگ غیرت طرف باد می کنه و حساب یارو با کرام الکاتبینه!
نکته:
اگه کار به خون و خونریزی نکشه می تونی روی موفقییت حساب کنی. اما اوصولا زندگی با این آدم توصیه نمی شه.
|+| نوشته شده توسط ifenton در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387  |
 سیر تاریخی مهریه و نتایج آن

سیر تاریخی مهریه و نتایج آن


سیر تاریخی مهریه و نتایج آن


عصر شكار: 20 كيلو گوشت دايناسور، 40 كيلو گوشت اژدها.



نتيجه: دايناسورها منقرض شدند



عصر كشاورزي: 24 دست تبر سنگي، 24 دست تيغه و داس جنگي.



نتيجه: افزايش قتل به دليل دم دست بودن داس برای خانوم ها



عصر فلز: 70 ورقه مسي، 50 تا خنجر مفرغي و سرگرز آهني.



نتيجه: افزايش شکستگی سر مردان به دليل تماس با گرز آهنی



عصر بخار: 30 هزارتومان و بخار کردن آب حوض خانه عروس خانوم



نتيجه: کمبود آب و جيره بندی شدن آب



عصر صنعت: 1 ميليون پول، 14 سكه طلا، يك اتومبيل و هرچی که با ص شروع ميشد



نتيجه: بنا به درخواست آقايان توليد ژيان آغاز شد



عصر كامپيوتر: هم وزن عروس خانم سكه طلا!!!



نتيجه: هرچی عروس خانوم مانکن تر باشد بهتر است



نتيجه گيری کلی: بابا بگو نميخوايم زن بهت بديم ديگه... اين کارها يعنی چی؟؟



عامل اصلی انقراض دايناسور ها==> عروس ها



عامل اصلی کشته شدن مردها==> عروس ها



عامل اصلی ناقص شدن مردها==> عروس ها



عامل اصلی کمبود آب در تابستان ها==> عروس ها



عامل اصلی افزايش ماشين های فرسوده در سطح شهر==> عروس ها



عامل اصلی افزايش چاقی و افزايش بيماری ها==> عروس ها
|+| نوشته شده توسط ifenton در یکشنبه پنجم خرداد 1387  |
 اسمائيل داورفر درگذشت
خبرگزاري فارس: «اسماعيل داورفر» يكي از پيشكسوتان عرصه بازيگري در سينما، تئاتر و تلويزيون پس از سالها درخشش و ثبت نقش‌هايي ماندگار درگذشت.
ه گزارش خبرنگار راديو و تلويزيون فارس، «اسماعيل داورفر» در سال 1311 در تهران متولد شد و فارغ التحصيل هنرستان هنرپيشگي بود.
مرحوم «داور‌فر» امروز در سن 76 سالگي بر اثر سرطان درگذشت. او بازي در تئاتر را از سال 1335 و همچنين بازي در سينما را از سال 1348 با فيلم «گاو» به كارگرداني «داريوش مهرجويي» شروع كرد.
از جمله كارهاي او در سينما مي‌توان به تعطيلات تابستاني (1374)، تحفه هند (1373)، روزهاي خوب زندگي (1373)، مهريه بي بي (1373)، پادزهر (1372)، عيالوار (1371)، آقاي بخشدار (1370)، زير بامهاي شهر (1368)، افسون (1367)، لنگرگاه (1367)، وكيل اول (1365)، تاتوره (1363)، سرايدار (1355)، غبار نشينها (1353)، صادق كرده (1351) و آقاي هالو اشاره كرد.
در زمينه كارهاي تلويزيوني نيز مي‌توان به «آژانس دوستي»، «خانه شماره 13» و «آقاي دلار» اشاره كرد.
|+| نوشته شده توسط ifenton در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387  |
 50 دانستني جالب در جهان
· متوسط عمر زنان ژاپنی 84 سال است؛ در حالیکه متوسط عمر زنان بوتسوانایی (کشوری در جنوب آفریقا) بیشتر از 39 سال نیست.
· در روسیه سالانه بیش از 12 هزار زن در نتیجه خشونت های خانوادگی جان خود را از دست می دهند.
· نیمی از شهروندان 15 ساله انگلیسی تجربه مصرف مواد مخدر را کسب کرده و یک چهارم جمعیت 15 ساله این کشور نیز سیگار مصرف می کند.
· یک سوم کسانی که دچار چاقی مفرط هستند در کشورهای در حال توسعه زندگی می کنند.
· در بین کشورهای توسعه یافته بیشترین آمار در مقوله بارداری زودهنگام به آمریکا و انگلستان اختصاص دارد.
· آمار زنان گمشده چینی به 44 میلیون نفر می رسد.
· تعداد زنان آرایشگر برزیلی از تعداد سربازان این کشور بیشتر است.
· 81 درصد اعدام های صورت گرفته در سال 2002 در سه کشور جهان به وقوع پیوسته.
· اطلاعاتی که سوپرمارکت های انگلیسی درباره مشتری های خود جمع آوری می کنند، بیشتر از اطلاعاتی است که حکومت این کشور درباره شهروندانش دارد.
· در اتحادیه اروپا روزانه هر راس گاو به میزان 5/2 دلار مورد حمایت مالی قرار می گیرد، اما 75 درصد جمعیت قاره آفریقا با پولی بسیار کمتر از این رقم به زندگی روزانه خود ادامه می دهند.
· در بیش از 70 کشور جهان روابط همجنسگرایان ممنوع اعلام شده و در نه کشور دیگر نیز برای این کار مجازات مرگ را در نظر گرفته اند.
· یک پنجم جمعیت دنیا با درآمد روزانه کمتر از یک دلار به حیات خود ادامه می دهند.
· 13 میلیون و دویست هزار آمریکایی در طول یک سال مورد جراحی زیبایی قرار گرفته اند.
· در اثر انفجار مین های زمینی، هر ساعت یک انسان جان خود را از دست می دهد و یک نفر دیگر نیز دچار معلولیت می شود.
· در هندوستان 44 میلیون کودک به عنوان کارگر مورد استفاده قرار می گیرند.
· در کشوهای صنعتی روزانه 6تا7 کیلوگرم مواد افزودنی وارد بدن انسان ها می شود.
· پردرآمدترین ورزشکار جهان، «تایگر وودز» گلف باز، در طول سال 78میلیون دلار و به عبارت دیگر در هر ثانیه 148 دلار درآمد کسب می کند.
· در آمریکا هفت میلیون زن و یک میلیون مرد نظم غذایی خود را از دست داده اند.
· در واشینگتن برای فعال نگه داشتن نمایندگان، 67 هزار نفر و به ازای هر نماینده کنگره 125 نفر مشغول فعالیت هستند.
·
تصادف وسایل نقلیه موتوری در هر دقیقه باعث مرگ دو نفر می شود.
· از سال 1977 به این سو در کلینیک های کورتاژ آمریکا 80 هزار مورد اعمال خشونت و تجاوز به زنان گزارش شده است.
· تعداد کسانی که طاق های طلایی «مک دونالد» را می شناسند، بیشتر از افرادی است که با تاج خار مسیحیت آشنایی دارند.
· در کنیا یک سوم درآمد هر خانواده صرف رشوه دادن می شود.
· رقم معاملات غیرقانونی مواد مخدر در جهان به 400 میلیارد دلار می رسد.
· یک سوم آمریکایی ها سفر موجودات فضایی به زمین را باور می کنند.
· در بیش از 150 کشور جهان اعمال شکنجه صورت می گیرد.
· هر روز یک هفتم جمعیت جهان یعنی 800 میلیون نفر گرسنه می مانند.
· احتمال زندانی شدن مردان سیاه پوست آمریکایی 33 درصد می باشد.
· یک سوم جهان در شرایط جنگی به سر می برد.
· احتمال دارد ذخایر نفتی جهان در سال 2040 به پایان برسد.
· 82 درصد سیگاری های جهان در کشورهای در حال توسعه زندگی می کنند.
· 70 درصد مردم جهان غیر از زبان رایج در کشورشان هیچ زبان دیگری را نشنیده اند.
· یک چهارم درگیری های مسلحانه برای دست یابی به منابع طبیعی صورت می گیرد.
· در قاره آفریقا 30 میلیون نفر به ایدز مبتلا شده اند.
· هر سال ده زبان به جمع زبان های مرده دنیا می پیوندد.
· تعداد افرادی که در اثر خودکشی جان خود را از دست می دهند، بیشتر از تعداد کسانی است که ضمن درگیری ها کشته می شوند.
· در آمریکا هر هفته به طور متوسط 88 دانش آموز به شکل مسلح وارد کلاس درس می شوند.
· در جهان حداقل 300 هزار نفر زندانی عقیدتی وجود دارد.
· هر سال دو میلیون دختر جوان و زن ختنه می شوند.
· در نبردهای مسلحانه سراسر جهان 300 هزار سرباز کودک در حال جنگیدن هستند.
· در انتخابات سال 2001 انگلستان 26 میلیون نفر شرکت کردند، در حالیکه همان سال و در جریان نخستین دور انتخاب Pop Idolانگلستان 32 میلیون انگلیسی رای دادند.
· ارزش مالی بازار فروش فیلم های پورنوگرافی در آمریکا ده میلیارد دلار برآورد می شود.
· هزینه تسلیحاتی آمریکا 33 برابر بیشتر از هفت دولتی است که کاخ سفید آنها را با لقب «دولت های قلدر» معرفی می کند.
· در دنیا 27 میلیون برده وجود دارد.
· آمریکایی ها در هر ساعت 5/2 میلیون عدد بطری پلاستینیققا به جمع زباله ها اضافه می کنند. یعنی در عرض سه هفته می توان با روی هم گذاشتن این بطری ها با خطی پلاستیکی کره زمین را به کره ماه متصل کرد.
· هر انگلیسی روزانه به طور متوسط 300 بار در محوطه تحت پوشش دوربین های مدار بسته قرار می گیرد.
· 120 هزار زن و دختر جوان هر سال به خریدارانی در اروپای غربی فروخته می شوند.
· هر عدد میوه کیوی که بوسیله هواپیما از زلاند نو به انگلستان حمل می شود، پنج برابر وزن خود گاز گلخانه ای به جو زمین اضافه می کند.
· بدهی آمریکا به سازمان ملل متحد از مرز یک میلیارد دلار گذشته است.
· احتمال بروز مشکلات روانی در فرزندان خانواده های فقیر، سه برابر بیشتر از احتمال بروز همین مشکلات در کودکان خانواده های مرفه می باشد.
|+| نوشته شده توسط ifenton در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387  |
 تست روان شناسي
با خواندن اولین تست و انتخاب گزینه مناسب به سوالی که هر گزینه مشخص کرده بروید و به آن سوال جواب دهید.

مثلا اگر گزینه پ سوال ۱ را انتخاب کردید دیگر لزومی ندارد سوال ۲ و ۳ را پاسخ دهید فقط کافی است به سوال ۴ مراجعه کنید.




۱) بیش از همه دوست دارید به کجا سفر کنید:

الف) پکن: رجوع شود به سوال ۲
ب) توکیو : رجوع به سوال ۳
پ) پاریس : رجوع به سوال ۴


۲) آیا تا به حال با دیدن فیلم ترحم انگیزی به گریه افتاده اید؟!

الف) بله : رجوع به سوال ۴
ب) خیر : رجوع به سوال ۳



۳) اگر با نامزدتان قرار داشته باشید و او یک ساعت بعد هم سر قرار نیاید چه کار می کنید؟!


الف) نیم ساعت دیگر صبر می کنید : رجوع به سوال ۴
ب) فوری از محل قرار می روید : رجوع به سوال ۵
پ) آنقدر صبر می کنید تا بیاید : رجوع به سوال ۶



۴) آیا دوست دارید به تنهایی به سینما بروید؟


الف) بله : رجوع به سوال ۵
ب) خیر : رجوع به سوال ۶



۵) اگر در ابتدای آشنایی با نامزدتان او بخواهد دست شما را بگیرد چه واکنشی نشان می دهید؟

الف) از این کار امتناع می کنم : رجوع به سوال ۶
ب) برای مدت کوتاهی دستش را می گیرم: رجوع به سوال ۷
پ) پیشنهادش را قبول می کنم و دستش را می گیرم: رجوع به سوال ۸



۶) آیا شما فرد شوخ طبعی هستید؟

الف) بله : رجوع به سوال ۷
ب) خیر : رجوع به سوال ۸




۷) به نظرتان مدیر توانایی هستید؟


الف) بله : رجوع به سوال ۹
ب) خیر : رجوع به سوال ۱۰



۸) اگر امکان داشت دوباره به دنیا بیایید دوست داشتید چه جنسیتی داشته باشید؟

الف) مرد : رجوع به سوال ۹
ب) زن : رجوع به سوال ۱۰
پ) اهمیتی ندارد : شخصیت نوع ۴

۹) آیا در آن واحد بیش از یک دوست صمیمی دارید؟

الف) بله : شخصیت نوع ۲
ب) خیر : شخصیت نوع ۱

۱۰) آیا به نظرخودتان فرد باهوشی هستید؟


الف) بله : شخصیت نوع ۲
ب) خیر : شخصیت نوع ۳




پاسخ تست:


شخصیت نوع یک؛
به شما تبریک می گوییم:شما برای همسرتان فرد بسیار جذابی هستید.حتی از منظر او شما زیبایی چشم گیری دارید. نه تنها ترکیب ظاهری زیبایی دارید.بلکه شخصیت شوخ طبع و لطیفی دارید.شما فرد فرهیخته ای هستید و می دانید که با همسرتان چگونه کنار بیایید و وقت تان را در اختیارش بگذارید.به این ترتیب است که شما فرد دلخواه او به شمار می روید.

شخصیت نوع دو؛
کاملا" خوب:شما به راحتی همسرتان را جذب می کنید اما خودتان را به این راحتی در دام عشق گرفتار نمی کنید.شوخ طبعی تان او را وادار میکند تا با شما کنار بیاید. او از بودن در کنار شما احساس شادمانی بسیاری دارد.

شخصیت نوع سه؛
بد نیست: شما نمی توانید به خوبی نامزدتان را به خود جذب کنید. اما خصوصیات جالب توجهی دارید که او بتواند با تکیه بر انها با شما کنار بیاید.سعی منید برای مشاهده امور مختلف دیدگاه یگانه ای داشته باشید.شما در چشم دوستانتان فردی کاملا صمیمی هستید.

شخصیت نوع چهار؛
مواظب باشید:شما نمی توانید نامزدتان را به خود جذب کنید چرا که دانش و ارزشهای غریزی انسانی والایی برخوردار نیستید.گاهی مواقع از خودتان بی تفاوتی هایی نشان می دهید به همین دلیل است که مورد پسند همسرتان نیستی
|+| نوشته شده توسط ifenton در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387  |
 عجيب ترين رويدادهاي طبيعي جهان
 رنگين‌كمان آتشين

اين پديده جوي كه به (قوس افقي) يا (رنگين‌كمان آتشين) معروف است زماني ديده مي‌شود كه خورشيد در بالاي آسمان (مثلا 58 درجه بالاتر از خط افق) قرار دارد. در اين هنگام نور خورشيد از ميان ابرهاي شفاف و بلند ارتفاع سيروس عبور مي‌كند. وقتي اين نور به كريستال‌هاي شش گوش ابر سيروس وارد مي‌شود و از آن عبور مي‌كند درست مثل آن است كه از يك منشور عبور كرده است و طيف نوري زيبايي را ايجاد مي‌نمايد. اين رنگين‌كمان جلوه‌اي شگفت‌انگيز دارد و گاهي تا يك ساعت طول مي‌كشد. تصويري كه مشاهده مي‌كنيد عكسي است كه در شمال ايالت «آيداهو» در آمريكا گرفته شده است.


 خورشيد سياه

در فصل بهار در كشور دانمارك، حدود نيم ساعت قبل از غروب خورشيد، بيش از يك ميليون (سار) اروپايي از گوشه و كنار دور هم جمع مي‌شوند تا يكي از باورنكردني‌ترين و ناب‌ترين مناظر طبيعت را به ما نشان دهند. اين پديده در كشور دانمارك به نام (خورشيد سياه) معروف است و هر كسي مي‌تواند آن را از ماه مارس تا اواسط آوريل برفراز مرداب‌هاي غرب دانمارك ببيند. اين سارها از جنوب به دانمارك مي‌آيند تا يك روز در مرغزارهاي اين مرداب‌ها غذا پيدا كنند و شب در ميان نيزار بخوابند.


 رعدوبرق اسرارآميز

رعد و برق اسرارآميز كاتاتومبو كه با گويش محلي آ‌ن را «رلامپاگو دل‌كاتاتومبو» مي‌نامند يك پديده منحصر به فرد در دنياست. در اين منطقه 140 تا 160 شب سال و هر شب به مدت ده ساعت و هر ساعت به تعداد حداقل 280 بار رعد و برق مي‌زند. اين رعد و برق‌ها بر فراز مرداب روي مي‌دهند و بزرگ‌ترين ژنراتور دنيا با بيشترين فركانس محسوب مي‌شوند ولي موجب يك ميليون و صد و هفتاد و شش هزار قطعي برق تا شعاع 400 كيلومتري منطقه مي‌شوند. اين رعد و برق‌ها از ديرباز يكي از علائم سودمند براي جهت‌يابي كشتي‌ها بوده‌اند. برخورد بادهايي كه از سوي رشته‌كوه «آند» به اين منطقه مي‌رسند سبب پيدايش طوفان‌هاي نسبتا هميشگي مي‌شوند و رعد و برق‌ها حاصل تخليه الكتريكي گازهاي يونيزه شده به‌ويژه «متان» كه در نتيجه تجزيه مواد آلي موجود در مرداب به‌وجود مي‌آيد هستند. اين گازها كه از هوا سبك‌تر هستند بالا مي‌روند و با ابرها برخورد مي‌كنند و سبب پيدايش رعد و برق و شدت يافتن طوفان مي‌‌شوند. برخي محيط‌شناسان ونزوئلا درصدد هستند اين منطقه را تحت حمايت يونسكو قرار دهند زيرا اين پديده ويژه بزرگ‌ترين منبع از نوع خود براي بازسازي لايه ‌ازن سياره زمين است.

 بزرگ‌ترين موج‌هاي دنیا

دو بار در سال بين ماههاي فوريه و مارس آبهاي اقيانوس اطلس با آب رود آمازون در برزيل درهم مي‌آميزد و بزرگ‌ترين موج‌هاي روي زمين را به وجود مي‌آورد. اين پديده كه «پوروروكا» نام دارد به دليل مد اقيانوس مي‌باشد. اين اتفاق باعث مي‌شود كه موج‌هاي بزرگي ايجاد شوند كه ارتفاع آنها گاهي به 12 فوت مي‌رسد و عمر بعضي موج‌ها به ندرت نيم ساعت به طول مي‌انجامد. مردم اين منطقه مي‌گويند هر وقت موج پوروروكا مي‌آيد از نيم ساعت قبل از رسيدن صداي مهيب آن به گوش مي‌رسد. اين موج آنقدر قدرتمند است كه مي‌تواند هر چيزي را كه سر راه آن است ويران كند. موج «پوروروكا» براي موج‌سواران اهميت خاصي داد از سال 1999 تاكنون هر ساله مسابقه قهرماني موج سواري در شهر «سائودومينيگو» انجام مي‌شود. ركورد موج‌سواري بر پوروروكا از آن يك موج‌سوار برزيلي به نام «پيكوروتا سالازار» است كه در سال 2003 در طول 5/12 كيلومتر مدت 37 دقيقه بر روي آب پوروروكا ماند.
|+| نوشته شده توسط ifenton در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387  |
 بعضي ها
بعضي‌ها شعرشان سپيد است، دلشان سياه،

بعضي‌ها شعرشان كهنه است، فكرشان نو،

بعضي‌ها شعرشان نو است، فكرشان كهنه،

بعضي‌ها يك عمر زندگي مي‌كنند براي رسيدن به زندگي،

بعضي‌ها زمين‌ها را از خدا مجاني مي‌گيرند و به بندگان خدا گران مي‌فروشند.

بعضي‌ها حمال كتابند،

بعضي‌ها بقال كتابند،

بعضي‌ها انبارداركتابند،

بعضي‌ها كلكسيونر كتابند

بعضي‌ها قيمتشان به لباسشان است، بعضي به كيفشان و بعضي به كارشان،

بعضي‌ها اصلا‏ قيمتي ندارند،

بعضي‌ها به درد آلبوم مي‌خورند،

بعضي‌ها را بايد قاب گرفت،

بعضي‌ها را بايد بايگاني كرد،

بعضي‌ها را بايد به آب انداخت،

بعضي‌ها هزار لايه دارند

بعضي‌ها ارزششان به حساب بانكي‌شان است،

بعضي‌ها همرنگ جماعت مي‌شوند ولي همفكر جماعت نه،

بعضي‌ها را هميشه در بانك‌ها مي‌بيني يا در بنگاه‌ها.

بعضي‌ها در حسرت پول هميشه مريضند،

بعضي‌ها براي حفظ پول هميشه بي‌خوابند،

بعضي‌ها براي ديدن پول هميشه مي‌خوابند،

بعضي‌ها براي پول همه كاره مي‌شوند.

بعضي‌ها نان نامشان را مي‌خورند،

بعضي‌ها نان جوانيشان را ميخورند،

بعضي‌ها نان موي سفيدشان را ميخورند،

بعضي‌ها نان پدرانشان را ميخورند،

بعضي‌ها نان خشك و خالي ميخورند،

بعضي‌ها اصلا نان نميخورند،

بعضي‌ها با گلها صحبت مي‌كنند،

بعضي‌ها با ستاره‌ها رابطه دارند.

بعضي ها صداي آب را ترجمه مي‌كنند.

بعضي ها صداي ملائك را مي‌شنوند.

بعضي ها صداي دل خود را هم نمي‌شنوند.

بعضي ها حتي زحمت فكركردن را به خود نمي‌دهند.

بعضي ها در تلاشند كه بي‌تفاوت باشند.

بعضي ها فكر مي‌كنند چون صدايشان از بقيه بلندتر است، حق با آنهاست.

بعضي ها فكر ميكنند وقتي بلندتر حرف بزنند، حق با آنهاست.

بعضي ها براي سيگار كشيدنشان همه جا را ملك خصوصي خود مي‌دانند.

بعضي ها فكر ميكنند پول مغز مي‌آورد و بي پولي بي مغزي.

بعضي ها براي رسيدن به زندگي راحت، عمري زجر مي‌كشند.

بعضي ها ابتذال را با روشنفكري اشتباه مي‌گيرند.

بعضي از شاعران براي ماندگار شدن چه زجرها كه نمي‌كشند.

بعضي ها يك درجه تند زندگي مي‌كنند، بعضي‌ها يك درجه كند.

هيچكس بي‌درجه نيست.

بعضي ها حتي در تابستان هم سرما مي‌خورند.

بعضي ها در تمام زندگي‌شان نقش بازي مي‌كنند.

بعضي از آدمها فاصلة پيوندشان مانند پل است، بعضي مانند طناب و بعضي مانند نخ.

بعضي ها دنيايشان به اندازه يك محله است، بعضي به اندازه يك شهر،

بعضي به اندازه كرة زمين و بعضي به وسعت كل هستي.

بعضي ها به پز ميگويند پرستيژ#:-S

بعضي ها خيلي جور هاي مختلف هستند . آيا شما هم از اين بعضي ها هستيد ؟؟؟
|+| نوشته شده توسط ifenton در شنبه هفتم اردیبهشت 1387  |
 تست روانشناسي
تست
روانشناسي

با خواندن اولین تست و انتخاب گزینه مناسب به سوالی که هر گزینه مشخص کرده بروید و به آن سوال جواب دهید.
مثلا اگر گزینه پ سوال ۱ را انتخاب کردید دیگر لزومی ندارد سوال ۲ و ۳ را پاسخ دهید فقط کافی است به سوال ۴ مراجعه کنید.

۱) بیش از همه دوست دارید به کجا سفر کنید:

الف) پکن: رجوع شود به سوال ۲
ب) توکیو : رجوع به سوال ۳
پ) پاریس : رجوع به سوال ۴

۲) آیا تا به حال با دیدن فیلم ترحم انگیزی به گریه افتاده اید؟!

الف) بله : رجوع به سوال ۴
ب) خیر : رجوع به سوال ۳

۳) اگر با نامزدتان قرار داشته باشید و او یک ساعت بعد هم سر قرار نیاید چه کار می کنید؟!

الف) نیم ساعت دیگر صبر می کنید : رجوع به سوال ۴
ب) فوری از محل قرار می روید : رجوع به سوال ۵
پ) آنقدر صبر می کنید تا بیاید : رجوع به سوال ۶

۴) آیا دوست دارید به تنهایی به سینما بروید؟

الف) بله : رجوع به سوال ۵
ب) خیر : رجوع به سوال ۶

۵) اگر در ابتدای آشنایی با نامزدتان او بخواهد دست شما را بگیرد چه واکنشی نشان می دهید؟

الف) از این کار امتناع می کنم : رجوع به سوال ۶
ب) برای مدت کوتاهی دستش را می گیرم: رجوع به سوال ۷
پ) پیشنهادش را قبول می کنم و دستش را می گیرم: رجوع به سوال ۸

۶) آیا شما فرد شوخ طبعی هستید؟

الف) بله : رجوع به سوال ۷
ب) خیر : رجوع به سوال ۸

۷) به نظرتان مدیر توانایی هستید؟

الف) بله : رجوع به سوال ۹
ب) خیر : رجوع به سوال ۱۰

۸) اگر امکان داشت دوباره به دنیا بیایید دوست داشتید چه جنسیتی داشته باشید؟

الف) مرد : رجوع به سوال ۹
ب) زن : رجوع به سوال ۱۰
پ) اهمیتی ندارد : شخصیت نوع ۴

۹) آیا در آن واحد بیش از یک دوست صمیمی دارید؟

الف) بله : شخصیت نوع ۲
ب) خیر : شخصیت نوع ۱

۱۰) آیا به نظرخودتان فرد باهوشی هستید؟

الف) بله : شخصیت نوع ۲
ب) خیر : شخصیت نوع ۳

پاسخ تست:

شخصیت نوع یک؛
به شما تبریک می گوییم:شما برای همسرتان فرد بسیار جذابی هستید.حتی از منظر او شما زیبایی چشم گیری دارید. نه تنها ترکیب ظاهری زیبایی دارید.بلکه شخصیت شوخ طبع و لطیفی دارید.شما فرد فرهیخته ای هستید و می دانید که با همسرتان چگونه کنار بیایید و وقت تان را در اختیارش بگذارید.به این ترتیب است که شما فرد دلخواه او به شمار می روید.

شخصیت نوع دو؛
کاملا" خوب:شما به راحتی همسرتان را جذب می کنید اما خودتان را به این راحتی در دام عشق گرفتار نمی کنید.شوخ طبعی تان او را وادار میکند تا با شما کنار بیاید. او از بودن در کنار شما احساس شادمانی بسیاری دارد.

شخصیت نوع سه؛
بد نیست: شما نمی توانید به خوبی نامزدتان را به خود جذب کنید. اما خصوصیات جالب توجهی دارید که او بتواند با تکیه بر انها با شما کنار بیاید.سعی منید برای مشاهده امور مختلف دیدگاه یگانه ای داشته باشید.شما در چشم دوستانتان فردی کاملا صمیمی هستید.

شخصیت نوع چهار؛
مواظب باشید:شما نمی توانید نامزدتان را به خود جذب کنید چرا که دانش و ارزشهای غریزی انسانی والایی برخوردار نیستید.گاهی مواقع از خودتان بی تفاوتی هایی نشان می دهید به همین دلیل است که مورد پسند همسرتان نیستید
|+| نوشته شده توسط ifenton در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387  |
 هنرپيشه هاي معروف پشت صحنه فيلم برداري

ابوالفضل پورعرب
مي‌گويند معمولا ديرتر از موعد مقرر سر صحنه حاضر مي‌شود. اما به نظر من يكي از منظم‌ترين و آن‌تايم‌ترين بازيگران سينما و تلويزيون است. همين چند وقت پيش كه در يك سريال با او همكاري داشتم شاهد بودم كه سر ساعت مي‌آمد و سر ساعت هم مي‌رفت. حتي روزهايي كه احساس مي‌كرد ممكن است به خاطر ترافيك دير به لوكيشن برسد، زودتر از ديگران سر صحنه حاضر مي‌شد. يكي از عادت‌‌هاي پسنديده او اين است كه به محض ورود به لوكيشن اولين نفري است كه با ديگران سلام و احوالپرسي مي‌كند و جالب اينكه حتي اگر سي نفر هم در آنجا حضور داشته باشند با تك‌تك آنها دست مي‌دهد. معمولا با عوامل فني ميانه‌اش گرم‌تر از ديگران است چون اعتقادش بر اين است كه آنها نسبت به ديگران زحمت بيشتري مي‌كشند و هدفش فقط رفع خستگي آنهاست. با مردم كوچه و بازار آنچنان گرم و صميمي برخورد مي‌كند كه در كمتر از چند ثانيه به او علاقه‌‌مند مي‌شوند. از برخورد احتمالي نامناسب ساير عوامل با مردم به شدت ناراحت شده و اين مساله را به آنها گوشزد مي‌كند. پيشنهادهاي اصلاحي‌اش را در ارتباط با نقش و فيلمنامه خيلي محترمانه با دليل و برهان با كارگردان در ميان مي‌گذارد و اگر كارگردان پيشنهادش را رد كند بدون چون و چرا مي‌پذيرد. يك جمله معروف دارد و آن اينكه «حرف اول و آخر را كارگردان مي‌زند، چه درست باشد و چه غلط.»

اكبر عبدي
يكي از شوخ و شنگ‌ترين بازيگران سينماي ايران است. فقط كافي است از او بخواهيد يك جمله در توصيف شخصيتي كه قرار است بازي كند برايتان بگويد. با شنيدن پاسخي كه مي‌دهد همه اطرافيان حتي آنهايي كه احيانا عصبي و بدعنق هستند از خنده روده‌بر مي‌شوند. با عالم و آدم شوخي مي‌كند و معمولا لهجه شيرين آذري‌اش به كمكش مي‌آيد تا دلنشين‌تر و شيرين‌تر جملات را ادا كند. البته ناگفته نماند كه گاهي هم عصباني مي‌شود. اما حتي زماني كه عصبي و ناراحت است هم با جملاتي كه مي‌گويد همه را به قهقهه مي‌اندازد. به برخورد متقابل به شدت اعتقاد دارد. اگر احساس كند كارگردان فيلمي كه در آن بازي مي‌كند به هر بهانه‌اي با تاخير سر فيلمبرداري حاضر مي‌شود و اين تاخير مكررا اتفاق مي‌افتد، خودش نيز به نشانه اعتراض از فرداي آن روز با چند ساعت تاخير سر صحنه حاضر مي‌شود. براي مردم احترام خاصي قائل است و خودش را متعلق به آنها مي‌داند.

عليرضا خمسه
برخلاف نقش‌هايش كه معمولا پرتحرك و با شوخي و خنده همراه است، سر صحنه فيلمبرداري معمولا جدي، باوقار و صد البته مانند نقش‌‌هايش دوست‌داشتني است. البته جدي نه به معناي بداخلاق و بدعنق، بلكه يك جورهايي مودب است و سعي مي‌كند كمتر شوخي كند. ضمن اينكه بسيار خوش‌صحبت است و معمولا اطرافيانش از هم‌صحبتي با او به خاطر دانش بالا و اطلاعات عمومي بي‌نظيرش لذت مي‌برند. حتي زمان‌هايي كه احتمالا شوخي هم مي‌كند، حرف‌‌ها و شوخي‌هايش مودبانه و بدون متلك و كنايه است. با مردم هم بسيار مودبانه حرف مي‌زند و با سرعت با آنها ارتباط برقرار مي‌كند. در ضمن از روانشناسي بسيار بالايي هم برخوردار است. يكي از علايق مهمش ورزش صبحگاهي است.

محمدرضا گلزار
اصولا بازيگري است كه به آهستگي با عوامل پشت صحنه ارتباط برقرار مي‌كند و رابطه‌اش با آنها در طول فيلمبرداري شكل مي‌گيرد كه هميشه مودبانه بوده و با احترام همراه است. كلمه معروف و محبوبش «عزيزم» است و آن را براي آنهايي به كار مي‌برد كه رابطه دوستي نزديكتري با او دارند. از جنجال‌هايي كه در ساليان اخير مطبوعات زرد برايش به پا كرده‌اند به شدت ناراحت و دلخور است، اما ترجيح مي‌دهد جواب آنها را با بي‌توجهي و سكوتش بدهد. چند سالي است كه يكي از سحرخيزترين بازيگران سينما لقب گرفته است و خوش‌‌قولي‌اش حرف ندارد. به گفته خودش كه آن را در جاهاي مختلف بيان كرده عاشق مردم است و آنها را متقابلا دوست دارد. صحت و سقم اين حرف او را مي‌توانيد در اكران‌هاي خصوصي فيلم‌هايش و همچنين در پشت صحنه فيلم‌هايي كه لوكيشن آن در اماكن عمومي است مشاهده كنيد. آنچنان برخورد دوستانه‌اي با مردم دارد كه باورش براي بعضي‌ها سخت است. امضا دادن به دوستدارانش براي او لذت‌بخش است، اما از عكس انداختن با آنها معمولا طفره مي‌رود. شايد يكي از دلايل آن تكثير متعدد عكس‌هايي است كه از او و ديگران با فتوشاپ كار شده و در اينترنت قرار گرفته است. گوشي موبايلش يا اكثرا خاموش است يا در دسترس نيست و تنها راه ارتباط تلفني با او اينگونه است كه... بگذريم، چون ممكن است برايش دردسرساز شود.

امين حيايي
بازيگر پرتحرك و پرانرژي سال‌هاي اخير سينماي ايران در پشت صحنه فيلم‌هايش نيز يك لحظه آرام و قرار ندارد. او به راحتي و در يك چشم برهم زدن با ديگران ارتباط برقرار مي‌كند. مردم را عاشقانه دوست دارد و پيشرفت در كارهايش را مديون حمايت‌هاي آنها مي‌‌داند. در مواقعي كه در كوچه و خيابان‌ها در حال فيلمبرداري هستند، دائما در حال خوش‌وبش و احوالپرسي و گفت‌وگو با افرادي است كه براي تماشاي هنرنمايي‌هاي او و گروه فيلمبرداري به آن مكان آمده‌اند. با هر گروهي كه در فيلم‌هاي مختلف مشغول به كار مي‌شود آنچنان ارتباط صميمانه‌اي برقرار مي‌كند كه معمولا تك‌تك افراد گروه شيفته اخلاقش مي‌شوند. يكي از منظم‌ترين و منضبط‌ترين بازيگران حال حاضر سينماي ايران است و بنا به روايات مختلف تا الان حتي نيم ساعت هم براي حضور سر صحنه فيلمبرداري به هر دليلي تاخير نداشته است. يكي از افتخاراتش اين است كه از معدود بازيگراني است كه در دهه اخير اكثر قريب به اتفاق فيلم‌هايش در گيشه فروخته است و در پرونده كاري‌اش بالاي پانزده فيلم پرفروش را به ثبت رسانده است.

پولاد كيميايي
چهره‌اش نشان مي‌دهد كه جوان خشك و بدعنقي است. اما واقعا اينگونه نيست. پولاد از آن دسته بازيگراني است كه وقتي از نزديك با او برخورد مي‌كنيد متوجه خواهيد شد چقدر نازنين، خوش‌برخورد و مهربان است و همچنين احساس مي‌كنيد كه دوستي با او يك غنيمت است. اطلاعات عمومي و مخصوصا سينمايي‌اش محشر و مثال‌زدني است و فيلم‌هاي روز دنيا و متعاقبا فيلمسازان مطرح را كاملا مي‌شناسد. شايد دليل اصلي اين دانش او به تسلطش بر زبان‌هاي انگليسي و آلماني برمي‌گردد. برخوردش با عوامل پشت صحنه فيلم‌ها و خصوصا بازيگران مقابلش آنچنان دوستانه است كه فكر مي‌كنيد ساليان سال است با هم در يك خانواده زندگي كرده‌اند. البته ناگفته نماند كه معمولا ارتباط و صميميتش با جوانترها بيشتر است. دوست دارد بازي در فيلم‌هاي ساير كارگردان‌ها را نيز تجربه كند و شايد اين مساله يكي از مهمترين دلايل حضورش در فيلم صحنه جرم، ورود ممنوع ساخته ابراهيم شيباني و همچنين سريال سفر به تاريكي ساخته فريدون جيراني باشد. يك انديشه بزرگ در سر دارد و آن اينكه در تلاش است تا با اندوخته‌هايش كه بخشي از آن را از بازي در فيلم‌ها كسب كرده است و بخش بيشتري از آن را از پدرش آموخته فيلمسازي را تجربه كند و در صورت موفقيت آن را ادامه دهد. افتخار مي‌كند كه فرزند مسعود كيميايي است.

انديشه فولادوند
وقتي با او هم‌كلام مي‌شويد احساس مي‌كنيد كه با يك شاعره نه‌چندان جوان و باتجربه چندين و چند ساله روبه‌رو شده‌ايد. ديالوگ‌هايش سرشار از اطلاعات عمومي است كه با سن و سال او جور درنمي‌آيد. مودبانه‌ترين جملات را براي گفت‌وگو با ديگران برمي‌گزيند و معمولا حرف‌هايش سرشار از دوستي و محبت است. تمام فيلم‌هايي را كه در آنها بازي كرده است، فيلم‌هاي خوبي مي‌‌داند. اما از بازي خود در هيچ فيلمي راضي نيست و متقاعد كردن او در اين مورد به‌خصوص كار بسيار دشواري است. معمولا افراد گروهي را كه با آنها كار مي‌كند از اعضاي خانواده خود مي‌داند و افرادي را كه صميميت بيشتري با آنها برقرار مي‌كند با عناوين دايي، خاله و... كه فقط مخصوص خودش است صدا مي‌زند. يكي از دلايل كم‌كاري‌اش در سينما شايد به اين برمي‌گردد كه تلفن همراهش اكثرا در دسترس نيست يا خاموش است و خيلي سخت مي‌شود او را يافت. هنوز در بين مردم آنچنان شناخته شده نيست، اما همان تعداد كساني كه او را از نزديك مي‌شناسند با هوش و ذكاوتش و همچنين ادبيات خاص او و برخوردهاي محبت‌آميزش آشنايي كامل دارند. او عاشق سفر است و شايد الان هم در سفر باشد.

دانيال حكيمي
با مطبوعات ميانه خوبي ندارد و آن هم به اين دليل كه سال 77 يكي از ماهنامه‌هاي تخصصي سينما كه اكنون چند سالي است منتشر نمي‌شود، در ويژه‌نامه بازيگري‌اش به اشتباه تلفن منزل او را به جاي تاريخ تولدش چاپ كرد و اين اشتباه فاحش باعث شد تا مشكلات باورنكردني و عجيب و غريبي در زندگي خصوصي‌اش براي او رقم بخورد و اين خود دليل قانع‌كننده‌اي است. چرا كه قطعا اثرات وحشت از آن اتفاق هنوز در ذهن او باقي مانده است. حكيمي البته رفتارش با اهالي مطبوعات بسيار معقول و دوستانه است و خيلي محترمانه تقاضاي آنها را براي انجام گفت‌وگو رد مي‌كند. او معمولا با افراد شاغل در گروه‌هاي فيلمسازي نيز ارتباط تنگاتنگ و دوستانه‌اي برقرار مي‌كند و تقريبا با اكثر افراد حتي پس از پايان كار هم در ارتباط است. مردم هم در بيرون از محيط سينما او را دوست دارند و او نيز سعي مي‌كند در حد معقول ارتباط دوستانه و صميمانه‌اي هنگام روبه‌رو شدن با آنها برقرار كند. او نيز يكي از افرادي است كه وقت‌شناسي برايش از اهميت خاصي برخوردار است. به‌طوري كه اگر احساس كند شايد ديرتر از زمان مقرر سر قرار كاري‌اش حاضر مي‌شود نگران شده و با تماس تلفني قبل از حضورش از طرف يا طرف‌‌هاي مقابل عذرخواهي مي‌كند. كه البته اين نگراني او اكثرا بيهوده بوده است و برخلاف اينكه احساس مي‌كرده حضورش با تاخير همراه خواهد بود، سر ساعت در محل قرار حاضر شده است و اين تنها از احساس مسووليتش نسبت به ديگران سرچشمه مي‌گيرد.
|+| نوشته شده توسط ifenton در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387  |
 محاكمه به خاطر كندن گوش
گروه حوادث ـ درگيري در باجه تلفن، به كندن گوش پسر جواني ختم شد.عامل اين درگيري خونين صبح ديروز در شعبه 74 دادگاه كيفري پاي ميز محاكمه رفت.


بنا بر اين گزارش، در ابتداي جلسه ديروز سيفي نماينده دادستان به شرح كيفرخواست پرداخت و گفت: در اين پرونده هوشنگ 21 ساله متهم است كه سال 83 گوش مهدي 40 ساله را در جريان نزاع گاز گرفته و دچار نقص عضو شده است.در جلسه ديروز، شاكي درخواست قصاص متهم حاضر در دادگاه را كرد.سپس جوان خشمگين در جايگاه اتهام قرار گرفت و به قضات گفت: روز حادثه در باجه تلفن در جنوب تهران بودم. مهدي (شاكي پرونده) مشغول صحبت كردن با تلفن بود. عجله داشتم از او خواستم قطع كند، اما او به حرفم توجهي نكرد. من هم عصباني شدم و به سمتش حمله كردم. با هم درگير شديم و من گوش او را گاز گرفتم. اما اصلاً متوجه نشدم كه چطور گوشه‌اي از گوش او را كندم!به گزارش خبرنگار ما 10 درصد گوش شاكي از بين رفته است و متهم بايد مقدار ديه تعيين شده از سوي
پزشكي قانوني را به شاكي پرداخت كند.
|+| نوشته شده توسط ifenton در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387  |
 
 
بالا