تبليغاتX
دانلود رایگان و مطالب مفيد موزيك ويدئو
دانلود انواع فایل ها و مطالب جالب و ديدني
 دانشگاه تهران در رده 368 دنيا
دانشگاه تهران در رده 368 دنيا


سايت Times Higher Education مشابه سالهاي گذشته ليستي از برترين دانشگاههاي جهان را ارائه كرده است كه همچنان دانشگاه هاروارد در صدر قرار دارد اما نكته قابل توجه صعود چشمگير و 117 پله اي دانشگاه تهران و قرار گرفتن در رده 368 دنيا در كنار دانشگاه جورجيا و شوواي ژاپن است
اين رتبه براي دانشگاه تهران بسيار ارزشمند خواهد بود زيرا اين دانشگاه نسبت به پار سال 117 پله به بالا صعود كرده است.
دانشگاه تهران در مهندسي IT رتبه 112 دنيا، در زيست و پزشكي رتبه 298 دنيا و در علوم طبيعي در رتبه 183 دنيا قرار گرفته است.
|+| نوشته شده توسط ifenton در شنبه هجدهم مهر 1388  |
 ارزش صادرات غيرنفتي به اندازه 15 سال قبل است
ارزش صادرات غيرنفتي به اندازه 15 سال قبل است
وزير بازرگاني مي گويد؛ ميزان صادرات غيرنفتي کشور در برنامه چهارم به اندازه برنامه هاي اول تا سوم توسعه (15 سال) بوده است

ميرکاظمي در ادامه گفت و گوي خود با خبرنگاران افزود: ‌مجموع صادرات غيرنفتي سه سال برنامه هاي اول تا سوم توسعه 53 ميليارد دلار بوده که اين رقم در چهارسال برنامه چهارم به 85 ميليارد دلار رسيده است.
به گزارش خبرنگار گروه اقتصادي ايرنا، ‌وي ميزان صادرات غيرنفتي با احتساب ميعانات گازي را در چهار سال برنامه چهارم 71/9 ميليار دلار عنوان کرد.
وزير بازرگاني با تاکيد بر اينکه لازمه داشتن اقتصاد پيشرفته بهبود تراز تجاري و نه ممنوعيت واردات است، ‌گفت: کشور در حال توسعه اي را نمي توان يافت که ميان صادرات و واردات آن متعادل نباشد و در خيلي موارد ‌واردات بسياري از کشورها بالاتر از ميزان واردات است.
رتبه 23 ايران از نگاه سازمان جهاني تجارت
وزير بازرگاني با استناد به آخرين آمارهاي سازمان جهاني تجارت در سال 2007 ميلادي ‌گفت: براساس اين برآوردها ‌ايران با ارتقا رتبه در ميان کشورهاي صادرکننده، رتبه بيست و سوم را به خود اختصاص داده است.
وي درعين حال گفت: اما رتبه ايران در ميان کشورهاي درحال توسعه با 17 پله صعود به رتبه بيستم رسيده است.
نسبت صادرات به واردات
به گفته وي در برنامه هاي دوم و سوم نسبت صادرات به واردات 22 درصد بود که اين نسبت در برنامه چهارم بدون ميعانات گازي به 31 درصد و با احتساب ميعانات به 39 درصد رسيد.
ميرکاظمي با اشاره به اينکه افزايش واردات براي کشور ننگ نيست، گفت: ‌توسعه فضاي رقابتي و‌ ايجاد امکان بهبود شاخص هاي صادرات در قانون برنامه چهارم مورد تاکيد قرار گرفته و بايد بر آن مبنا حرکت کرد.
وي مي گويد: ‌دولت نهم مجري قانون بوده و اين قوانين هم قبل از اين دولت به تصويب رسيده است.
نرخ تعرفه
وزير بازرگاني اظهار مي کند: متوسط نرخ تعرفه تا پايان سال 83 معادل ‌23/7 درصد بوده که اين رقم امروزه به 33 درصد رسيده است.
ميرکاظمي در پاسخ به برخي انتقادها در مورد واردات ميوه، گفت: ‌سيب و مرکبات به صورت فصلي تعرفه کاهشي دارند و در ساير مواقع سال تعرفه آنها بالا است.
به گفته وي، تعرفه سيب و پرتقال از 15 بهمن ماه تا ارديبهشت ماه 9 درصد مي شود و اين نرخ در مابقي سال به طور ميانگين 45 تا 50 درصد است.
ميرکاظمي درباره واردات سيب و مرکبات گفت: ‌در چهار سال گذشته ميزان واردات سيب و انواع مرکبات 551 هزار تن و ميزان صادرات آن يک ميليون و 171هزار تن بوده است.
وي با تاکيد براينکه نرخ ميوه در سال جاري حتي ارزان تر از سال 84 است، گفت: ‌اما امروزه هر فعال اقتصادي مي داند که اگر بخواهد ميوه ذخيره کند بايد باقيمت منطقي بفروشد و يا صادر کند، ‌اگرنه ميوه از بين مي رود.
واردات انگور
وزير بازرگاني مي گويد: ‌مجموع انگور وارداتي طي چهار سال دولت نهم 11 هزار و 900 تن بوده حال آنکه بيش از 44هزار و 300 تن انگور نيز به خارج صادر شده است.
ميرکاظمي افزود: ‌در اين سال ها 531 هزارتن کشمش صادر شد و با احتساب اينکه هر چهار کيلو انگور معادل يک کيلو کشمش است در مجموع دو ميليون و 168 هزار تن انگور از ايران صادر شد.
وزير بازرگاني سرانه مصرف برنج در کشور را 42 کيلوگرم عنوان کرد گفت: ‌اين رقم در برخي از کشورهاي آسيايي 125 کيلوگرم است.
وي با اشاره به اينکه ميزان توليد برنج داخلي سالانه دو تا 2/5 ميليون تن است،‌ گفت: مابقي نياز کشور که حدود يک ميليون و 200 هزار تن است، ‌از طريق واردات تامين مي شود.

ميرکاظمي مي گويد: ‌برخلاف اينکه دولت ها از ابتداي انقلاب واردکننده برنج بودند،‌ اما دولت نهم در سال گذشته ديگر اقدام به واردات برنج نکرد و اين فعاليت را به بخش خصوصي واگذار کرد.
وي تاکيد کرد: ‌به دليل نبود توازن ميان توليد و مصرف، دولت در سال هاي قبل ناچار به واردات برنج بوده است.
به گفته وي، ‌دولت در سال 87 رسما از واردات و توزيع برنج خارج شد زيرا به دليل بودجه اندک واردات براي اين بخش برنج نامرغوب وارد کشور مي شد و براساس نظرسنجي که در وزارت بازرگاني صورت گرفت از مجموع يک جامعه آماري 20 درصد از مصرف برنج تايلندي ابراز نارضايتي کردند.
به گفته وي، ‌از سال گذشته انواع برنج هاي مرغوب توسط بخش خصوصي وارد کشور و حتي از کشورهاي مسلمان خريداري مي شود درحالي که درگذشته برنج هاي وارداتي بعضا از برخي کشورهاي دور بود که ايران روابط سياسي چندان محکمي با آن نداشت.
رقم واردات
ميرکاظمي مي گويد: ‌ميزان واردات برنج توسط دولت درسال هاي 71 يک ميليون و 159هزار تن، ‌سال 73 ‌يک ميليون و 146 هزار تن، ‌سال 77 يک ميليون و 150 هزار تن، سال 81 يک ميليون و 37 هزار تن و سال 83 يک ميليون و 133 هزار تن بوده است.
به گفته وي، ‌حتي در سال 60 با توجه به جمعيت 36 ميليون نفري ميزان واردات برنج ‌600هزار تن بوده است.

واردات در دولت نهم
وزير بازرگاني در ادامه اظهارات خود رقم واردات برنج در سال 85 را يک ميليون و 220هزار تن، ‌سال 86 يک ميليون و 67 هزار تن و سال 87 يک ميليون و 100 هزار تن عنوان کرد.
ميرکاظمي در پاسخ به برخي انتقادها که چرا جلوي واردات برنج را نمي گيريد، ‌گفت:‌ جلوي واردا ت برنج را بگيريم يعني اينکه برنج مازندران را کيلويي هشت هزار تومان به مردم بفروشيم.
وي با انتقاد از اينکه برخي به خودکفايي در همه زمينه ها فکر مي کنند، گفت‌: کدام کشور است که اعلام کند مي خواهد در همه موارد منطقي عمل کند.
به اعتقاد وي، بايد دولت ها با شناخت از مزيت هاي نسبي به هر سمتي که ارزش افزوده ايجاد مي کند، حرکت کنند و با ممنوعيت بخشي از واردات، بازرگاني کشور سامان نمي يابد.
افزايش قيمت هاي داخلي برنج
وزير بازرگاني سپس به افزايش قيمت برنج هاي داخلي در سال هاي گذشته اشاره کرد و به وضعيت قيمت دو برنج صدري و خزر پرداخت.
وي گفت: نرخ برنج خزر در فاصله سال هاي 84 تا 87 به ترتيب ‌887 ،‌ 800 ، يک هزار و 200 ،‌و هزار و 980 تومان بود. نرخ برنج خزر درسال 87 ‌نسبت 65 درصد رشد داشته است.
وي درباره نرخ برنج صدري در فاصله سالهاي 84 تا 87 گفت:‌ اين نرخ در فاصله سال هاي 84تا 87 به ترتيب هزار و 321 ، هزار و 467 ،‌ هزار و 725 و دو هزار و 854 تومان بوده است.
وي افزود: ‌قيمت برنج از سال 85 تا 87 به ترتيب 11‌ ، 17/6 و 65/5 درصد رشد داشته است.
__________________
|+| نوشته شده توسط ifenton در دوشنبه چهارم خرداد 1388  |
 گزارشي جديد از هديه تهراني


پنج‌شنبه بعدازظهر در میان مهمانان مراسم افتتاحیه خصوصی نمایشگاه عکس‌های رضا کیانیان، حضور یک چهره خاص بیش از بقیه به چشم می‌آمد؛ کسی که مثل همیشه در سکوت و با ظاهری عادی آمد و البته تنها چند دقیقه‌ای ماند و خیلی زود هم رفت. هرچند همین حضور اندک هم از چشم حاضران در نمایشگاه دور نماند و بعد از مدت‌ها، تصویری از او بر قاب عکاسان ثبت شد. هدیه تهرانی سال‌هاست که چنین رویه‌ای گزیده است.

شبحی در جمع

این روزها کمتر کسی است که از ستاره ده سال اخیر سینمای ایران خبر موثقی داشته باشد. هرچند که به روال همیشه همچنان سیل فیلمنامه‌هاست که به‌سوی هدیه تهرانی روان است و کمتر طرح و فیلمنامه‌ای پیدا می‌شود که یک‌بار به او پیشنهاد نشده باشد؛ اما پاسخی دریافت نمی‌شود. در این دو سال که هدیه تهرانی علاقه به طراحی صحنه و دکوراسیون هم پیدا کرده، فیلمنامه‌های پیشنهادی به انضمام سمت مدیریت طراحی صحنه هم هستند؛ با این همه کمتر پیشنهادی پاسخ مثبت می‌گیرد. از آخرین‌باری که هدیه تهرانی مقابل دوربین رفته بیش از 2 سال می‌گذرد. بهروز افخمی برای فیلم جنجالی‌اش «فرزند صبح» از تهرانی در نقش دايه حضرت امام خمینی (ره) استفاده کرد. هرچند که همین انتخاب هم جنجال‌های فراوانی را به همراه داشت؛ آن‌چنان که خود افخمی را هم به میدان آورد. بعد از این فیلم که همچنان مشخص نیست سرانجام در جشنواره فجر امسال به نمایش درخواهد آمد یا نه، تهرانی هیچ پیشنهاد جدیدی را نپذیرفته است. او البته در این 2 سال برای بازی در 3 فیلم مختلف تا پای قرارداد هم پیش رفت. برای «سه زن» قرارداد هم امضا کرد و نامش در لیست عوامل فیلم هم قرار گرفت؛ اما نهایتا بنا به دلایلی که هیچگاه اعلام نشد از بازی در فیلم انصراف داد و سازندگان هم با نیکی کریمی به توافق رسیدند. ابراهیم حاتمی‌کیا هم برای آنکه جمع بازیگران فیلم «دعوت» از هر نظر تکمیل باشد به‌عنوان اولین گزینه، هدیه تهرانی را در نظر داشت. تهرانی هم به دفتر حک فیلم آمد و با این امتیاز که هر نقشی را پسندید بازی کند، با سازندگان فیلم قرارداد بست. تهرانی برای نقش خانم دکتر که در تمام اپیزودها حضور داشت به توافق رسید؛ اما درحالی‌که قرارداد هم امضا شده و همه‌چیز مرتب به‌نظر می‌رسید، ناگهان ورق برگشت و تهرانی هم به جمع بازیگران انصرافي دعوت پیوست. نقشی که تهرانی نپذیرفت، نهایتا کتایون ریاحی ایفا کرد. اما جدی‌ترین فیلمی که در دو سال اخیر نام تهرانی برای بازی درآن مطرح شد «دایره زنگی» بود؛ فیلمی که در دفتر بشرا فیلم تولید می‌شد و رابطه نزدیک تهرانی با صاحبان این دفتر زبانزد است. «دایره زنگی» هم از فیلم‌های پر بازیگر دوسال اخیر سینمای ایران است که تهرانی هم گزینه ایفای نقش یکی از ساکنان آپارتمان فیلم بود؛ اما درحالی‌که سیدجمال ساداتیان تهیه‌کننده فیلم تا آخرین روزهای فیلمبرداری اعلام می‌کرد که تهرانی به‌زودی مقابل دوربین خواهد رفت و تمام خبرها درباره کناره‌گیری این بازیگر از فیلم را تکذیب می‌کرد، نهایتا «دایره زنگی» هم بدون تهرانی ساخته شد.

در این مدت هدیه تهرانی تجربیات سراسر متفاوتی داشته است. در مقطعی به‌عنوان دستیار کارگردان با فیلمساز جهانی سینمای ایران عباس کیارستمی همکاری کرد. پروژه «شیرین» که براساس طرح کوتاهی تبدیل به فیلم بلندی شد، علاوه بر حضور هدیه تهرانی در مقابل دوربین از او به‌عنوان دستیار کارگردان و برنامه‌ریز پروژه هم استفاده می‌کرد؛ فیلمی که البته سرانجام قابل‌توجهی پیدا نکرد و بعد از واکنش منفی تماشاگران جشنواره فیلم ونیز، گویی سازندگانش هم دیگر چندان پیگیرش نیستند.

این دومین همکاری تهرانی با فیلمسازان بین‌المللی سینمای ایران بود. او پیش از این با بهمن قبادی دیگر کارگردان محبوب جشنواره‌ها در فیلم «نیوه مانگ» به همین شیوه کار کرده بود؛ فیلمی که اجازه نمایش در ایران پیدا نکرد و البته به روال معمول DVD هایش به ایران رسید و علاقه‌مندان تهرانی بعد از مدت‌ها او را دیدند؛ هرچند با یک «تهرانی» سراسر متفاوت روبه‌رو شدند که کمتر نشانی از آن تصاویر در ذهن داشت.

ستاره گمشده

یک سالی است که تمام تلاش‌ها برای بازگرداندن هدیه تهرانی به سینما بی‌سرانجام بوده. او حتی به پیشنهاد اصغر فرهادی کارگردانی که بسیار به آثارش علاقه دارد پاسخ رد داد. «درباره الی» هم بی‌تهرانی ساخته شد تا فکر بازگشت تهرانی به سینمای ایران تا اطلاع ثانوی بعید باشد. اما هدیه تهرانی چرا این میزان نسبت به سینما و بازیگری بی‌علاقه شده است؟ آیا او با این سینما قهر کرده؟ پاسخ این سوال را حتی نزدیک‌ترین دوستان تهرانی در سینما هم به‌درستی نمی‌دانند. با این همه، بیشتر تحلیل‌ها معطوف به روحیات خاص او و البته شرایط امروز سینمای ایران است. یک کارگردان شناخته شده سینمای ایران که سابقه همکاری با تهرانی را دارد در پاسخ به این سوال که آیا تهرانی نسبت به سینما دلزده شده، با اشاره به روحیه خاص تهرانی می گوید: «تهرانی در دوره‌ای چهره شد که سینمای ایران مسیر خاصی را می‌پیمود؛ دورانی که مضامین خاص، اجازه طرح در سینما پیدا کردند و تهرانی به‌نوعی به شمایل این سینما بدل شد. بعد این نوع سینما به تکرار افتاد و همه از تهرانی یک انتظار داشتند. او هم به کل از کلیشه‌سازی پرهیز می‌کند و نسبت به سینمای جریان روز و عام دافعه پیدا کرد». این کارگردان نتیجه می‌گیرد: مجموع این اتفاقات سبب شد که تهرانی به سمت رشته‌های دیگری در سینما برود؛ از قبیل دستیاری و فراهم کردن سرمایه و طراحی صحنه‌». این فیلمساز با بیان اینکه ظاهرا این تجربه‌ها هم چندان برای تهرانی جذاب نبوده، از علاقه‌های جدید این بازیگر به رشته‌های دیگر هنری مانند تئاتر صحبت می‌کند. اشاره این فیلمساز به نمایشی است که تا دو ماه پیش در سالن سایه تئاتر شهر اجرا می‌شد و نام هدیه تهرانی به‌عنوان طراح صحنه آن به چشم می‌خورد. رضا گوران کارگردان این نمایش، پیش از این در گفت‌وگویی درباره چگونگی همکاری تهرانی با این نمایش گفته بود: «من متن نمایشنامه را برای ایشان فرستادم. کار را خواندند و خوششان آمد و باهم به توافق رسیدیم»‌. استقبال از اجرای «یرما» با طراحی صحنه تهرانی که به گفته منتقدان تئاتری، به‌شدت چشم‌نواز و تاحدودی غیرتئاتری بود و جالب اینجاست که تهرانی ظاهرا کمترین حضور را در جریان اجرا و شکل‌گیری این نمایش داشته و کاملا جدا از گروه فعالیت کرده است.

دور از سینما

یکی از دوستان سینمایی تهرانی، با شرط ذکر نشدن نامش در گزارش، به فرهنگ آشتی می‌گوید که هدیه تهرانی در ماه‌های اخیر به‌طور کامل از سینما فاصله گرفته و فعالیت‌های دیگری از قبیل طراحی دکوراسیون داخلی و همچنین نظارت بر امور ساختمانی انجام می‌دهد. به گفته این منبع مطلع، فعالیت‌های اقتصادی تهرانی با مشارکت یکی از تهیه‌کنندگان فعال سینما انجام می‌شود که البته به‌طور کامل خارج از زمینه‌های مرتبط با سینماست.

او با ذکر این نکته که همچنان کارگردان‌های متعددی به دنبال جلب رضایت تهرانی برای بازی در فیلم‌هایشان هستند، خبر می‌دهد که اخیرا یک سریال تلویزیونی با رقمی بالا و به انضمام انجام مدیریت طراحی صحنه به تهرانی پیشنهاد شده که تاحدودی نظر او را جلب کرده و ممکن است برای نخستین‌بار او را در قاب تلویزیون ببینیم.

از هدیه تهرانی هم‌اکنون 4 فیلم آماده نمایش است که هرکدام به دلیلی تابه‌حال بر پرده سینماها نرفته‌اند. «نیوه مانگ» به کارگردانی بهمن قبادی که به دلیل شائبه‌های خاص مضمونی، پروانه نمایش نگرفته است. دیگری «نسل جادویی» ساخته ایرج کریمی که 3 سال پیش کار تولیدش انجام شد و از آن زمان تابه‌حال بنا به دلایل مختلفی از قبیل اختلاف تهیه‌کننده و کارگردان و پیدا نشدن پخش‌کننده و سرانجام شایعاتی درباره فضای خاص داستان و توانایی‌های غیرطبیعی شخصیت‌هایش نتوانسته اکران شود؛ درحالی‌که ظاهرا توانسته پروانه نمایش بگیرد. فیلم دیگر «شبانه» است که تهرانی علاوه بر بازی در آن کمک‌های فراوانی در راستای فراهم شدن سرمایه آن کرده؛ این فیلم تنها در جشنواره بیست‌وسوم فیلم فجر (سال 1383) به نمایش درآمد و از آن زمان تابه‌حال به شکل مبهمی اکران نشده است. هرچند هر از گاهی اخباری مبنی بر اکران قریب الوقوعش منتشر می‌شود. آخرین فیلم هم «فرزند صبح» است که هنوز به شکل کامل آماده نمایش نشده و ظاهرا مراحل فنی‌اش هم مانند فیلمبرداری قرار است چند سالی به‌طول انجامد. به این جمع، «شیرین» عباس کیارستمی را هم می‌توان افزود که البته انتظار اکرانش کمی بیهوده است.«او عادت دارد راهی را که در پیش می‌گیرد تا ته می‌رود». این جمله را چند ماه پیش بهمن قبادی در پاسخ به سوال یک نشریه درباره تهرانی گفت. اگر این جمله قبادی را درست بدانیم، باید این مدعا را بپذیریم که تا اطلاع بعدی سینمای ایران هدیه تهرانی نخواهد داشت
.
|+| نوشته شده توسط ifenton در دوشنبه هجدهم آذر 1387  |
|+| نوشته شده توسط ifenton در شنبه نهم آذر 1387  |
 گزيده سرمقالات روزنامه‌های امروز کشور 9 / 9 / 87

گزيده سرمقالات روزنامه‌های امروز کشور 9 / 9 / 87

گزيده سرمقاله روزنامه‌هاي امروز


روزنامه‌هاي صبح امروز ايران در سرمقاله‌هاي خود به مهمترين مسائل روز كشور و جهان پرداخته‌اند كه برخي از آنها در زير مي‌آيد.


اعتماد ملي
«به مناسبت شهادت امام جواد (ع) پاسدار حريم وحي» عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي اعتماد ملي است كه در آن مي‌خوانيد؛ مي‌دانيم كه يكي از ابعاد بزرگ زندگي ائمه ما، بعد فرهنگي آن است. اين پيشوايان بزرگ هر كدام در عصر خود فعاليت فرهنگي داشته در مكتب خويش شاگرداني تربيت مي‌كردند و علوم و دانش‌هاي خود را توسط آنان در جامعه منتشر مي‌كردند اما شرايط اجتماعي و سياسي زمان آنان يكسان نبوده است، مثلا‌ در زمان امام باقر(ع) و امام صادق (ع) شرايط اجتماعي مساعد بود و به همين جهت ديديم كه تعداد شاگردان و راويان حضرت صادق (ع) بالغ بر 4 هزار نفر مي‌شد، ولي از دوره امام جواد تا امام عسكري (ع) به دليل فشارهاي سياسي و كنترل شديد فعاليت آنان از طرف دربار خلا‌فت، شعاع فعاليت آنان بسيار محدود بود و از اين نظر تعداد راويان و پرورش‌يافتگان مكتب آنان نسبت به زمان حضرت صادق(ع) كاهش بسيار چشمگيري را نشان مي‌دهد. بنابراين اگر مي‌خوانيم كه تعداد راويان و پرورش‌يافتگان مكتب آنان نسبت به زمان حضرت صادق(ع) كاهش بسيار چشمگيري را نشان مي‌دهد يا اينكه تعداد راويان و اصحاب حضرت ايشان قريب 110 نفر بوده‌اند و جمعا 250 حديث از آن حضرت نقل شده، نبايد تعجب كنيم. در عين حال، بايد توجه داشت كه در ميان همين تعداد محدود اصحاب و راويان آن حضرت، چهره‌هاي درخشان و شخصيت‌هاي برجسته‌اي مانند علي‌بن مهزيار، احمدبن محمدبن ابي‌نصر بزنطي، زكريا بن آدم، محمد بن اسماعيل بن بزيع، حسين بن سعيد اهوازي و احمد بن محمد بن خالد برقي بودند كه هر كدام در صحنه علمي و فقهي وزنه خاصي به شمار مي‌رفتند. از طرف ديگر، راويان احاديث امام جواد(ع) تنها در محدثان شيعه خلا‌صه نمي‌شوند، بلكه محدثان و دانشمندان اهل تسنن نيز معارف و حقايقي از اسلا‌م را از آن حضرت نقل كرده‌اند.
شهادت امام‌جواد(ع)
مأمون در سال 218 هجري درگذشت و برادرش <معتصم> جاي او را گرفت. او در سال 220 هجري، امام را از مدينه به بغداد آورد تا از نزديك مراقب ايشان باشد و در مجلسي كه براي تعيين محل قطع دست دزد تشكيل داده بود، امام را نيز شركت داد و قاضي بغداد (ابن ابي دواد) و ديگران شرمنده شدند و چند روز بعد از آن <ابن ابي دواد> از حسد و كينه‌توزي نزد معتصم رفت و گفت، از باب خيرخواهي، به شما تذكر مي‌دهم كه جريان چند روز قبل به صلا‌ح حكومت شما نبود، زيرا در حضور همه دانشمندان و مقامات عالي مملكتي فتواي ابوجعفر (امام جواد)، يعني فتواي كسي را كه نيمي از مسلمانان او را خليفه و شما را غاصب حق او مي‌دانند، بر فتواي ديگران ترجيح دادي و اين خبر ميان مردم منتشر و خود دليل قاطعي بر حقانيت او نزد شيعيانش شد. معتصم كه مايه ابراز هر نوع دشمني با امام را در نهاد خود داشت، از سخنان <ابن ابي داود> بيشتر تحريك شد و درصدد قتل امام برآمد و سرانجام منظور پليد خود را عملي ساخت و امام را توسط منشي يكي از وزرايش مسموم و شهيد كرد. امام هنگام شهادت تنها 25 سال و چند ماه عمر داشت.
كيهان
«از نيويورک تا غزه» عنوان يادداشت روز روزنامه‌ي كيهان به قلم حسام الدين برومند است كه در آن مي‌خوانيد؛ فاجعه بشرى و نسل کشى آشکارى که اين روزها در نوار غزه از سوى رژيم صهيونيستى عليه 1.5 ميليون فلسطينى رقم مى خورد نمى تواند با نتايج و مصوبات کنفرانس اخير اديان در نيويورک بى ارتباط باشد. کنفرانسى که سه هفته گذشته در پوشش «دين» و با حضور سياست بازانى چون جورج بوش، شيمون پرز، تزيپى ليونى و... احداث دالان مخفى عادى سازى روابط اعراب و اسرائيل و تطهير جنايات و تجاوزات رژيم صهيونيستى را در دستور کار خود قرار داد و اينک با کشتار ددمنشانه مردم گرسنه و تشنه فلسطين در نوار غزه، چهره واقعى آن نمايان تر شده است.
تنها يک روز پس از کنفرانس اديان، رژيم صهيونيستى با حمله موشکى به منطقه اى در شمال غربى غزه دور تازه اى از حملات وحشيانه اش را عليه فلسطينى ها کليد زد و امروز ابعاد اين بحران انسانى آنچنان دهشتناک و حزن انگيز است که نمونه آن در دهه هاى گذشته تاريخ بشريت نادر و کمياب است. در هزاره سوم و در شرايط و فضايى که نداى حقوق بشر کشورهاى غربى گوش فلک را کر کرده است و مدام در هر اجلاس و کنفرانس و نشستى در نقاط مختلف دنيا مدعيان مبارزه با خشونت وتروريسم بر طبل صلح مى کوبند و سرود انسانيت مى سرايند و آهنگ مذاکره مى نوازند؛ رژيم صهيونيستى به پشتوانه آمريکا و متحدانش با بستن گذرگاه ها و جلوگيرى از ورود سوخت و مواد غذايى و حملات گسترده به مردم بى گناه، وقيحانه و آشکارا به قتل عام ساکنان اين منطقه مبادرت مى ورزد. محاصره و تحريم غزه و نبود دارو، آرد، غذا، سوخت و مايحتاج اوليه از سويى و تعطيلى نيروگاه هاى برق و مراکز درمانى و بهداشتي، آلودگى آب هاى آشاميدنى و تجاوزات و حملات رژيم غاصب صهيونيستى از سوى ديگر؛ وضعيت اسفناکى را بوجود آورده که تحمل آن براى مردم مظلوم اين منطقه بيرون از توان و طاقت است. بديهى است اقدامات ضد انسانى رژيم صهيونيستى در نوار غزه و کشتار و مرگ تدريجى زنان، مردان، کودکان و سالخوردگان بى سلاح و بى دفاع مصداق عينى نقض قوانين بين المللى و ارتکاب جرم و جنايت عليه بشريت است که در پرتو ائتلاف با قدرت هاى غربى انجام مى شود.
اما آنچه در اين ميان گستاخى و بى شرمى رژيم صهيونيستى را موجب شده است نقش خيانتکارانه و سازشکارانه پاره اى دول عربى است. بطورى که ايهود اولمرت نخست وزير مستعفى رژيم صهيونيستى در همين ايام و در حالى که اين رژيم برخلاف تعهداتش به پروژه هاى شهرک سازى در فلسطين ادامه مى دهد و تمامى گذرگاه هاى نوار غزه از جمله گذرگاه «ناحل عوز» ويژه سوخت رسانى به غزه را بسته است و بر شدت تجاوزاتش افزوده است؛ با خوش بينى خاصى از سازش و صلح با فلسطينى ها خبر مى دهد! در همين راستا، چند ماه قبل احمدابوالغيط وزير امور خارجه مصر براى آنچه او توقف مناقشه اسرائيلي- فلسطينى خوانده بود پيشنهاد داد نيروهاى عربى به نوار غزه اعزام شوند. اين پيشنهاد- که با مخالفت قاطع حماس و بيشتر گروه هاى فلسطينى مواجه شد- در واقع در جهت مشروعيت بخشيدن به رژيم صهيونيستى و رو در رو کردن فلسطينى ها با اعراب و در نهايت تشديد اختلافات داخلى فلسطينى صورت گرفت و به دنبال آن طرح هاى ديگرى - بخوانيد ترفند- نيز مطرح شد. ليکن اين خدعه و نيرنگ به برکت بيدارى گروه هاى فلسطيني- خصوصاً حماس- در نطفه خفه شد و «خط مقاومت» تداوم يافت. پروژه متوقف کردن «خط مقاومت» ماه گذشته و با هدف مباح ساختن «خط سازش و تسليم» و عادى کردن روابط اعراب و اسرائيل در قالب کنفرانس اديان و با مباشرت بى دريغ عربستان رقم خورد و آنچنان اسرائيلى ها از همراهى ملک عبدالله به وجد آمده بودند که روزنامه صهيونيستى «يديعوت آحارونوت» به نقل از بان کى مون دبيرکل سازمان ملل نوشت: «اين اجلاس کاملا منحصر به فرد بود چرا که در ضيافت شام آن شيمون پرز به عنوان رئيس رژيم صهيونيستى در کنار پادشاهان و سران عرب نشست و آنان در کنار هم و با يکديگر غذا خوردند.» بدين ترتيب آنچه امروز بيش از همه سبب تجاوزات و گستاخى هاى رژيم صهيونيستى مى شود ناشى از خيانتى است که بعضى کشورهاى عربى به همراه تشکيلات خودگردان فلسطين براى هموارسازى خط سازش و تسليم مرتکب شده اند. مقارن با اين فضا، رژيم صهيونيستى از فرصت بدست آمده استفاده مى کند و با تشديد حملات و تجاوزات به نوار غزه درصدد است ابتکار عمل «صلح در مقابل زمين» را عينيت بخشد.
چرا که با توجه به شکست اين رژيم در جنگ 33 روزه از حزب الله لبنان و افزايش دامنه اختلافات ميان سران رژيم صهيونيستي، چالش هاى اين رژيم تا جايى ادامه يافت که ايهود اولمرت نه تنها از کابينه استعفا کرد، بلکه صراحتا اعتراف کرد که تحقق آرزوى ديرين از نيل تا فرات غيرممکن است. از همين روي، اولمرت در توضيح نظريه «خاورميانه جديد» استراتژى «برترى اقتصادي» را به جاى «سلطه نظامي» اعلام کرد و براى اين استراتژى جديد رژيم صهيونيستى تاکتيک «صلح در برابر زمين» را با محاصره غزه عملياتى کرد. بنابراين امروز بستن گذرگاههاى نوار غزه از سوى رژيم صهيونيستى بدان اميد است که فلسطينى ها مقاومت شان را در مقابل باز کردن اين گذرگاهها و مرزها کنار بگذارند. اين بازى کثيف گرچه برخاسته از افکار پليد صهيونيست ها و غربى ها است اما متاسفانه بازيگران اصلى بعضى کشورهاى عربى هستند که مدتها است در زمين دشمن دوست نماى خود - اسرائيل- بازى مى کنند و سران سست عنصر آنها بايد در برابر جهان اسلام پاسخگوى اعمال خائنانه و سازشکارانه خود باشند.
اين ضعف و سستى و محافظه کارى کشورهاى عربى و تن دادن به سازش و فاصله گرفتن از «خط مقاومت» در حالى است که رژيم صهيونيستى براى حفظ و موجوديت خود به لطايف الحيل متوسل شده تا با شکل گيرى چهار ضلعى «صلح با اعراب»، «ايجاد جبهه متحد با اعراب عليه ايران»، «آتش بس با سوريه و الحاق آن به جبهه اعراب سازشکار» و «جلوگيرى از اتحاد استراتژيک حماس، حزب الله و ايران» از بحران هاى عميق داخلى و بن بست حيات در برابر خط مقاومت و جنبش انتفاضه نجات يابد. از باب نمونه مى توان به سخنان چندى پيش شيمون پرز در سيزدهمين سالمرگ اسحاق رابين (نخست وزير پيشين رژيم صهيونيستي) اشاره داشت که تصريح مى کند: «اين رژيم دچار يک بحران داخلى عميق است که آن را در معرض فروپاشى قرار داده است.» انتظار اين است در اين برهه حساس کشورهاى اسلامى در برابر جنايات امروز غزه - به عنوان خط مقدم مقاومت- کوتاه نيامده و سکوت پيشه نکنند و با تمام ظرفيت و پتانسيل براى شکستن محاصره غزه تلاش کنند. چرا که در اين شرايط انفعال و خمودگى گناهى نابخشودنى و تاريخى خواهد بود.
آنچه بايد نصب العين سران کشورهاى اسلامى باشد الگوى مقاومت لبنان در برابر تجاوزات رژيم صهيونيستى است و در اين صورت است که پروژه متوقف کردن «خط مقاومت» ناکام خواهد ماند. رهبر بصير انقلاب سه شنبه گذشته در ديدار با ميشل سليمان رئيس جمهور لبنان با تأکيد بر تداوم الگوى حزب الله در جهان اسلام و ملت هاى مسلمان تصريح ورزيدند: «برخى تصور مى کنند بازگشت فلسطينى ها به سرزمين خود محال است اما اين مسئله اتفاق خواهد افتاد.» رخدادهاى اخير در منطقه نشان داده است تنها راهى که معادلات شيطانى غربى ها و صهيونيست ها را در منطقه نقش برآب مى کند و ايده سازش و تسليم را از مخيله اعراب سازشکار دور مى سازد تمسک جستن بر الگوى «مقاومت» است.
ابتكار
«موج جديداسلام هراسي» عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي ابتكار به قلم محمدعلي وكيلي است كه در آن مي خوانيد؛ انفجار بمبئي بعد از سلسله انفجارات پاکستان موج جديد فعاليت تروريستي در منطقه را نشان مي دهد. سال هاست دکترين اسلام هراسي و مسلمان ستيزي در دستور کار غرب قرار گرفته است. براساس اين رويکرد غرب معتقد است که متون اسلامي تروريسم زاست و خواهان برخورد سريع و خشونت بار با اسلامگرايان مي باشد. افرادي همچون برناردلويس اين تفکر را نمايندگي مي کنند. سال هاست به بهانه خشونت طالبانيسم خاورميانه مورد تاخت و تاز غرب و آمريکاست. با اين دکترين افغانستان و عراق اشغال شده است و نه فقط خشونت کم نشده که هر روز شاهد جلوه جديدي از خشونت نيز هستيم سال هاست پاکستان در اين راه قرباني مي دهد. اسلام هراسي و اسلام ستيزي ريشه در تاريخ اروپا و به ويژه جنگ هاي صليبي دارد اما امواج جديد آن پروژه اي هدفمند و طراحي شده از سوي صهيونيسم مي باشد. موج اول اين پروژه به اواخر دهه 80 ميلادي بر مي گردد که به هدف مخدوش کردن چهره انقلاب اسلامي ايران و مقابله با گفتمان بيداري اسلامي صورت گرفت. موج دوم اسلام ستيزي پس از حادثه انفجار برج هاي دوقلو عملياتي شد.
موج دوم آنچنان ساماندهي شد که نخست وزير وقت ايتاليا تمدن غرب را اصيل تر از تمدن اسلامي خواند و فوکوياما يک ماه بعد در مصاحبه اي اعلام کرد اسلام تنها نظام فرهنگي است که مدرنيته غرب را تهديد مي کند. با موج دوم بود که آمريکا زمينه را براي لشکرکشي به عراق; افغانستان فراهم آورد. و تلاش کرد در پوشش اين موج طرح خاورميانه بزرگ را به اجرا در آورد. در پي ناکامي آمريکا در عراق و افغانستان موج سوم اسلام ستيزي به روش، تحقير، تحريف و تخريب عليه مقدمات اسلامي ساماندهي شد. با پيروزي اوباماي سياه در آمريکا و اينکه او خويشاوند مسلمانان است، موج چهارم اسلام هراسي طراحي شده است در اين بخش تلفيقي از برنامه هاي گذشته شامل، گفتمان سازي کاذب، فعاليت هاي سخت افزاري، تخريب و تحقير، ترور و گسترش خشونت در قالب بسته جديدي به نمايش گذاشته شده است. موج جديد اسلام هراسي با اهداف1) تحت الشعاع قرار دادن آثار شکست جمهوريخواهان در آمريکا است 2) تحقير راي مردم آمريکا به اوباماست 3) تحميل روش هاي بوش به آقاي اوباما است 4) ممانعت از روند واگرايي اروپا نسبت به آمريکا تعريف شده است.
مي گويند وقتي لشکر مغول به دروازه هاي شهر همدان رسيد گفت من از انديشمندان شهر شما سوالي دارم اگر جواب نداديد با شهر شما همان مي کنم که با نيشابور کردم و آن سوال اين است که «من به عنوان مستبد و ويرانگر» آيا خودم کارهايم را رقم مي زنم يا خداي شما مسلمان ها مرا بر آن داشته و اين خونريزي ها خواسته اوست؟ در ميان انديشمندان آن سامان پاي بحث هاي کلامي جبر و اختيار پيش آمد و در نهايت عارفي گفت: «من جواب دارم و آن اينکه تهاجم و فتنه مغول نه اراده خداست و نه مشيت شخص او، بلکه سرنوشت، مکافات و نتايج اعمال جمعي ماست که به صورت سپاه چنگيز مجسم شده است» يعني بستر فرهنگ يک جامعه فراز و فرود آن جامعه را رقم مي زند. همواره بنام اسلام شاهد دو نوع سيستم فکري بوده ايم اول سيستمي که جانبدار خشونت، تضعيف عقلانيت و ترويج جبرگرايي بوده اند در اين سيستم هر فرقه اي به نحوي به مذهب خود چنان تعصب مي ورزد که پيروان ساير مذاهب را بر نمي تابند و همه را جز خود کافر و اهل عذاب مي دانند و اعضاي آن، فرهنگي را ترويج مي کردند که در آن تعقل، آزادي اراده افراد، احترام به شخصيت انسان ها و شکوفايي جايگاهي ندارد. همين دستگاه فکري دگم- انديش هست که امروز در سيماي ملاعمر، بن لادن، ايمن الظواهري تبلور يافته است.
فطرت هر انساني با مشاهده سربريدن افراد توسط طالبان از خود مي پرسد خدايا چه نسبتي هست بين اين قصابي و دين؟ بر خلاف اين بخشي سيستم فکري برجسته اي که به دليل الهام از تفکر شيعي و سيره ائمه اطهار عليهم السلام وجود دارد که همه افراد بشر را به معرفت و دوستي و انسانيت دعوت مي کنند و انديشه هاي جاويدان و جهان شمول از خود به يادگار مي گذارند. فرهنگي که بنيانش بر احترام به انسانيت، برادري و برابري استوار است.
بني آدم اعضاي يکديگرند
که در آفرينش ز يک گوهرند
اسلام نه تنها توصيه به انتحار و خشونت نمي کند، بلکه به شدت مسلمانان را از اين عمل پرهيز مي دهد و کشتن يک انسان را مساوي با کشتن همه انسان ها مي داند و جلوگيري از کشته شدن انسان ها را مساوي با زنده کردن همه انسان ها مي داند. در متون اسلامي از خودکشي به عنوان منفورترين عمل ياد مي شود. اگر بنياد گرايي مذهبي بد است آنچنانکه غربي ها مي گويند. چرا به بنيادگرايي يهودي توجه نمي شود که سال هاست مهمترين ترورها عليه مردم مظلوم فلسطين انجام مي گيرد و در عين حال مورد حمايت غرب هم هست. طبيعي است اگر فلسطيني ها و عراقي ها امنيت نداشته باشند، آمريکايي ها و اروپايي ها هم امنيت نخواهند داشت. اگر قرار است انسان سفيد، انسان اروپايي و آمريکايي امنيت داشته باشد، بايد انسان فلسطيني، عراقي، افغاني هم امنيت داشته باشد. امنيت همزمان براي همه انسان ها درست است.
امنيت در قرن 21 به صورت شبکه اي تعريف مي شود همانطور که جهاني شدن اقتصاد و سياست موجب اتصال جهان شده است، جهاني شدن امنيت نيز باعث شده است که امنيت، شبکه اي تعريف شود. امنيت در کابل مساوي است با امنيت در نيويورک و لندن. اما آنچه در غرب به دنبال آن هستند اينکه جهاني شدن در حوزه امنيت را يک طرفه تعريف کنند که اين امري نشدني است. خشونت نه تنها ذاتي اسلامي نيست بلکه بر مسلمانان تحميل شده است و اسلام سراسر توصيه به رحمت، رافت، مهرباني و عشق به خداوند است.
آفتاب يزد
«سياست پيشگي فلّه‌اي!‌» عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي آفتاب يزد است كه در آن مي‌خوانيد؛ هشت سال و چند ماه قبل، ميرحسين موسوي با فله‌اي خواندن توقيف دسته‌جمعي تعدادي از مطبوعات، عبارت جديدي را وارد ادبيات سياسي كشور كرد. از آن زمان تاكنون سياستمداران اصلاح‌طلب، گاه از اين واژه استفاده كرده‌اند اما به كارگيري آن، تنها محدود به موضوع توقيف مطبوعات بوده است. در حالي كه به نظر مي رسد بسياري از اقدامات و اظهارات يا عدم اقدام‌ها و سكوت‌ها در سال‌هاي اخير را بايد «فلّه‌اي» ناميد.
در اين سالها ثابت شد كه بعضي از سياستمداران ايران، بدون ترس از خدا و خجالت از بندگان خدا، عليه رقباي خويش «اتهام افكني فلّه‌اي» آغاز مي‌كنند، گروهي ديگر از آنها نيز به صورت فلّه‌اي در برابر اين اتهام‌‌افكني‌هاي زيان‌بار، سكوت مي‌نمايند. گروهي از كارگزاران حكومتي، ادعاها و«آمارهاي فلّه‌اي» ارائه مي‌نمايند، عده‌اي ديگر هم كه بايد از طرف مردم اين ادعاها و آمارها را شفاف‌سازي كنند به صورت فلّه‌اي چشم خود را بر واقعيات مي‌بندند تا مبادا در وحدت درون جناحي آنها خدشه‌اي وارد شود. همچنين عده‌اي با ادعاي اصولگرايي، بسياري از موفقيت‌هاي رقيب اصلاح طلب را ناديده مي‌گيرند و تنها به دنبال سوژه‌اي مي‌گردند تا حملات خود به رقيب را موجّه جلوه دهند. براي گروهي كه مي‌خواهند «حملات فلّه‌اي» خود را متوجه رقيب كنند هر بهانه‌اي مي‌تواند به كار آيد. مثلاً كافي است كه دولت و مجلس اصلاحات، رقمي از حساب ذخيره ارزي برداشت كنند. همين بهانه، مجوز اخلاقي و قانوني براي مدعيان اصولگرايي صادر مي‌كند تا «ناسزاگويي فلّه‌اي» را آغاز نمايند. يكي از رسانه‌هاي آنها، اين كار را خيانت(1) مي‌نامد و يك مدعي اصولگرايي، براي توصيف اين كار، عبارت «چوب حراج به ثروت ملي»(2) را انتخاب مي‌كند. تعدادي از آنها نيز به صورت دسته‌جمعي بيانيه صادر مي‌كنند و اقدام دولت و مجلس اصلاحات را «مغاير منافع ملي»(3‌) مي‌نامند. اما پس از مدتي كوتاه كه دولت اصولگرا، «برداشت فلّه‌اي» و چندبرابري از همان حساب را درخواست مي‌كند، مجلس اصولگرا هم به صورت فلّه‌اي، درخواست‌هاي دولت را اجابت مي‌نمايد و ساير سياستمداران اصولگرا و رسانه‌هاي حامي آنها نيز «سكوت فلّه‌اي» پيشه مي‌سازند. لابد اين بار هم دليل اين سكوت، »حمايت فلّه‌اي« از «وحدت اصولگرايان» است.
وقتي اعتراض‌ها و سكوت‌ها فلّه‌اي شد و منافع جناحي به تنها معيار براي فرياد يا دم فروبستن تبديل گرديد، كم‌كم حذف‌ها نيز فلّه‌اي مي‌شود و دامن كساني را مي‌گيرد كه در يك زمان با «انتقادات فلّه‌اي» و عموماً غيرمستند به دنبال طرد رقيب بوده‌اند و روزي ديگر با «حمايت فلّه‌اي»به دنبال تثبيت شخصيت‌هاي محبوب خود! در اين شرايط، بي‌اعتنايي به نقدهاي درون جناحي هم تا جايي پيش مي‌رود كه مناسب‌ترين نام براي آن، »بي اعتنايي فلّه‌اي« است. پس از اين بي‌اعتنايي‌ها، كساني كه قدرت بيشتري دارند به خود حق مي‌دهند «تصميمات فلّه‌اي» بگيرند و دغدغه‌اي براي قانع كردن حاميان يا منتقدان نداشته باشند.
حقيقت آن است كه امروز علاقه‌مندي به امور فلّه‌اي بر بسياري از عرصه‌هاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي تحميل شده و مي‌تواند نگراني‌هاي فراواني براي امروز و آينده ايجاد كند. يكي از مهمترين نمونه‌ها، علاقه‌مندي مسئولان دولت نهم به گسترده نشان دادن حجم قراردادهاي خارجي و ادعاي افزايش روابط اقتصادي ايران با ساير كشورها در دوره مسئوليت اين دولت است. اين علاقه‌مندي، ظاهراً بعضي طرف‌هاي خارجي را قانع كرده است كه براي گروهي از مسئولان دولتي ايران، افزايش حجم قراردادها بر كيفيت آنها ترجيح دارد. اگر امروز روسيه، هند، تركيه، برخي كشورهاي اروپايي و تعدادي از كشورهاي آسيايي براي اجراي قراردادهاي قبلي، شرايط فلّه‌اي پيشنهاد مي‌كنند و يا بهانه‌هاي فلّه‌اي در مذاكرات جديد مطرح مي‌نمايند، ناشي از همين تلقي است كه البته متاسفانه با برخي تبليغات نسنجيده داخلي، به آن دامن زده مي‌شود. اصرار مسئولان دولتي بر آماردهي‌هاي فلّه‌اي وبعضاً غيرقطعي از افزايش تعاملات اقتصادي ايران با ساير كشورها، تا جايي پيش رفته است كه هشدارهاي فراوان نمايندگان مجلس در خصوص عدم وجود گاز مازاد براي صادرات، هيچ تاثيري بر پيگيري فلّه‌اي برخي مذاكرات اقتصادي ندارد و همين امر موجب افزايش نگراني‌ها در داخل و تحميل تنش‌هاي عصبي بر مردم مي‌شود. در اين ميان آنچه بيش از ساير موارد جلب توجه مي‌كند افراط در القاي روابط بسيار گسترده اقتصادي و سياسي با تركيه در كليه زمينه‌هاست. سه روز قبل منوچهر متكي وزير امور خارجه پس از ملاقات با مقام ترك در تهران از گسترش روابط با تركيه در زمينه‌هاي صنعتي، حمل و نقل، نفتي و... خبر داد. اين در حالي است كه اخيراً مذاكرات تركيه، اسرائيل و هند، در عالي‌ترين سطوح آن كشورها برگزار شده و اخبار منتشره حاكي از قريب‌الوقوع بودن انعقاد قرارداد سه‌جانبه بين آنها در زمينه انرژي است. اما اصولگراياني كه تنها 4 سال قبل در مجلس هفتم، دولت خاتمي را به خاطر انعقاد بعضي قراردادهاي نه چندان بزرگ با تركيه، تحت فشار و حملات فلّه‌اي قرارداده بودند، امروز دچار سكوت فلّه‌اي شده‌اند و هيچ اشاره‌اي به نگراني‌هاي چهار سال قبل خود در مورد ارتباط شركت‌هاي تركيه با محافل صهيونيستي نمي‌نمايند.(4‌)
راز بدقولي‌هاي سريالي و فلّه‌‌اي روسيه در تكميل نيروگاه بوشهر و طفره رفتن‌هاي هند در مذاكرات خط لوله صلح را نيز مي‌توان در ابراز اعتمادهاي فلّه‌اي مسئولان دولت نهم به دوستان روسي و هند جستجو كرد كه تنها هدف آن، هوشمندانه نشان دادن راهبردها و راهكارهاي سياست خارجي دولت نهم است. همين تحليل را مي‌توان در خصوص تشديد ادعاهاي فله‌اي و مسخره سران عرب در مورد جزاير سه‌گانه ايراني ارائه كرد و آن را مرتبط با بعضي سكوت‌هاي فلّه‌اي در ايران دانست.
به هر حال، از عمر دولت نهم زمان زيادي باقي‌نمانده است، اما هرچه تا آخرين روز از دوره مسئوليت اين دولت، اظهار يا اقدام شود تعهداتي براي ملت در سال‌هاي آينده‌ ايجاد مي‌كند كه قابليت اجراي بعضي از آنها، از هم‌اكنون مورد ترديد است. در اين خصوص به نمونه‌هاي گوناگون سياسي و اقتصادي مي‌توان اشاره كرد كه مهمترين نـمـونـه در عرصه اقتصادي، موضوع صادرات بعضي محصولا‌ت به ويژه گاز است. مركز پژوهش‌هاي مجلس، سال گذشته با ارائه آمار و اطلا‌عاتي از مجموعه نيازهاي داخلي- از جمله تزريق گاز به چاه‌هاي نفت براي حفظ راندمان آنها - به صراحت اعلا‌م كرد حداقل تا ده سال آينده، گاز مازاد براي صادرات وجود ندارد. وضعيت اسف‌انگيز توزيع گاز در سال گذشته، بهترين نشانه‌ براي صدق اين ادعا بود. تمكين ايران در برابر خواسته‌ تركمنستان براي افزايش 6 برابري قيمت گاز وارداتي از آن كشور كه به منظور جبران بخشي از كمبودهاي داخلي انجام مي‌شود نشانه‌ديگري است كه نگراني اعلا‌م شده توسط مركز پژوهش‌‌هاي مجلس - عدم وجود گاز مازاد در كشور - را تاييد مي‌نمايد. متأسفانه اصرار دولتي‌ها بر پيگيري برخي مذاكرات با طـرف‌هاي خارجي و تكرار تبليغات داخلي در مورد قراردادهايي كه هنوز مذاكرات اوليه آنها نيز با <اما و اگر> مواجه است نشان مي‌دهد كه اميدي به تغيير رفتار مسئولا‌ن دولتي وجود ندارد. اما مجلس هشتمي‌ها به مردم قول داده‌اند نظارت خود بر عملكرد دولت را تقويت كنند، رئيس مجلس هم در چند ماه اخير، چند بار بر اين نكته پافشاري نموده است كه <هرگاه پاي منافع و مصالح مردم در ميان باشد، مجلس با كسي رودربايستي نخواهد داشت.> اين وعده‌ها، مردم را متوقع نموده است كه مجلس، از <كوتاه آمدن‌هاي فلّه‌‌اي> در برابر بعضي تصميم‌گيري‌هاي هزينه‌ساز اقتصادي دولت - در عرصه‌هاي داخلي و خارجي - دست بردارد.در يك كلا‌م، توقع مردم از مجلس و برخي تريبون‌داران با نفوذ، حمايت از حقوق عمومي ملت است كه اين حمايت، گاهدر قالب مساعدت كامل به دولت براي پيشبرد برنامه‌هاي مصوب خواهد بود و گاهي نيز با اجراي توصيه نايب رئيس مجلس براي كشيدن ترمزدستي دولت! مردم از منتخبان خود انتظار دارند كه با درس‌گرفتن از گذشته، <سياست پيشگي‌هاي فلّه‌اي> را كنار بگذارند و بر اقدامات، اظهارات، حمايت‌ها و انتقادات خود تعادل را حاكم نمايند. اگر اينگونه شود ديگر نه كسي شاهد <حملا‌ت فلّه‌اي> به دولت خواهد بود - روش‌ عده‌اي از اصولگرايان در ماه‌هاي پاياني دولت خاتمي - و نه سكوت و <كوتاه آمدن‌هاي فلّه‌اي> در برابر بعضي اقدامات دولت، موجب ضايعاتي خواهد شد كه امروز بسياري از حاميان اوليه دولت نيز به خسارت‌بار بودن آن اذعان مي‌كنند.
پي‌نويس‌ها
(1) روزنامه رسالت بيستم اسفندماه 82
(2) روزنامه رسالت هفدهم اسفند ماه 82
(3) روزنامه رسالت بيست و يكم اسفند ماه 82
(4) روزنامه كيهان دوم آبان 83

جمهوري اسلامي
«عراق در قباله آمريكا» عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي جمهوري اسلامي است كه در آن مي خوانيد؛سرانجام بعداز كشمكش هاي زياد مجلس عراق با 144 راي از مجموع 198 نماينده حاضر در جلسه عصر روز پنجشنبه توافق نامه باصطلاح امنيتي با آمريكا را تصويب كرد . هرچند تصويب اين توافق نامه مشروط به تاييد آن توسط مردم عراق در يك همه پرسي ظرف 6 ماه آينده است لكن ترديدي وجود ندارد كه آمريكا باهمان ترفند كه خواسته هاي خود را به دولت و مجلس عراق تحميل كرد همه پرسي را نيز با بكار گرفتن همان ترفند پشت سر خواهد گذاشت و اهداف خود را تامين خواهد كرد. به همين دليل است كه جريان صدر روز پنجشنبه را « روز سياه عراق » ناميده است.
بدين ترتيب بايد اعتراف كرد كه آمريكا لااقل در اين نبرد سياسي در عراق پيروز شده و توانسته راه را براي تحقق اهداف آينده خود در اين كشور هموار نمايد. آينده عراق را با تصويب اين توافق نامه مي توان اينگونه ترسيم كرد.
1 ـ با توجه به محتواي توافق نامه آمريكا جاي سازمان ملل را در عراق مي گيرد و محتواي فصل هفتم منشور سازمان ملل را كه تحت قيومت گرفتن عراق است راسا عمل خواهد كرد. به عبارت روشن تر از اين پس آمريكا قيم عراق خواهد بود و عراق به مثابه يكي از ايالت هاي آمريكا تحت حاكميت دولت واشنگتن قرار خواهد داشت . اين واقعيت تلخ با ولايت قضائي تصريح شده در بند سوم از ماده 12 توافق نامه و مواد مختلفي كه پروازها و رفت و آمدهاي آمريكائي ها به عراق را بدون بازرسي و بدون عوارض گمركي در نظر گرفته تثبيت شده است .
2 ـ براساس اخباري كه روز چهارشنبه منتشر شد بوش كوچك از انتشار متن انگليسي توافق نامه به دليل تفاوت آن با متن عربي جلوگيري كرده است زيرا در متن انگليسي نكاتي وجود دارد كه دست آمريكائي ها را براي اقدام نظامي عليه كشورهاي همسايه باز مي گذارد. در متن انگليسي تشخيص اينكه چنين اقدامي ضرورت دارد به آمريكائي ها واگذار شده و روشن است كه آنها با توجه به اهداف سلطه جويانه اي كه در منطقه دارند هر وقت اراده كنند درباره تجاوز به كشورهاي همسايه عراق تصميم خواهند گرفت و اقدام خواهند كرد همانگونه كه تاكنون در مورد پاكستان و سوريه انجام داده اند. حتي اگر چنين تفاوتي ميان متن انگليسي و متن عربي توافق نامه وجود نداشته باشد آمريكائي ها با اختيارات و امتيازاتي كه اكنون بطور رسمي از دولت و مجلس عراق به دست آورده اند چنين حقي را براي خود قائل هستند و هر وقت لازم بدانند عليه همسايه هاي عراق اقدام خواهند كرد.
3 ـ درعين حال كه نام توافق نامه از « امنيتي » به « خروج آمريكا از عراق » تغيير كرده ولي آمريكا در همين توافق نامه براي مدت 3 سال بطور رسمي مجوز ماندن در عراق را آنهم با ولايت قضائي و آنهمه امتيازات به دست آورده درحالي كه قبل از اين توافق نامه قرار بود نظاميان آمريكائي در سال 1388 خاك عراق را ترك كنند . اهميت اين امتيازات براي آمريكا و خطر آن براي عراق هنگامي بيشتر روشن مي شود كه به اين واقعيت تلخ توجه كنيم كه نظاميان آمريكائي در طول 6 سال گذشته كه خاك عراق را در اشغال خود داشتند از چنين مجوزي برخوردار نبودند و با اينحال هر جنايتي كه خواستند انجام دادند و طبيعي است كه با دردست داشتن مجوز رسمي از دولت و مجلس عراق به خود حق مي دهند مرتكب جنايات بيشتري بشوند.
در مورد ماندن يا رفتن نيز همانگونه كه آمريكا براي اصل اشغال عراق و حضور چندين ساله در اين كشور از كسي و جائي اجازه نگرفته از اين پس نيز براي ادامه حضور در عراق نيازي به مجوز ندارد. با توجه به پايگاه هاي بزرگ و مجهزي كه آمريكا براي نظاميان خود در عراق ساخته و با توجه به اظهارات دولتمردان آمريكائي كه حتي سخن از 50 سال ماندن در عراق را مطرح كرده اند ساده انديشي است اگر تصور شود آنها بعد از سه سال عراق را ترك خواهند كرد. آمريكائي ها همانطور كه با تهديد توانستند دولت و مجلس عراق را وادار به پذيرش اين توافق نامه كنند باز هم همين كار را مي توانند تكرار كنند و تا هر وقت خواستند بمانند و هرگونه خواستند با عراق رفتار نمايند.
4 ـ حفظ هويت و استقلال هر ملتي بر مقاومت آن ملت در برابر متجاوزان متكي است . در انجام اين تكليف دولتمردان تصميم گيرندگان و تصميم سازان نقش اصلي را برعهده دارند. در اين مقطع از تاريخ عراق دولتمردان و تصميم سازان و تصميم گيرندگان به تكليف خود عمل نكرده اند. بر كسي پوشيده نيست كه اين وادادگي و عقب نشيني در اثر تهديدهاي آمريكا به سرنگوني دولت مصادره كردن اموال و نفت ايجاد ناامني در عراق عدم مساعدت براي حل و فصل بدهي ها و باقي نگهداشتن اين كشور در فصل هفتم منشور سازمان ملل صورت گرفته است . گناه بزرگ دولتمردان عراقي نيز همين است كه به جاي مقاومت و بي اعتنائي به اين تهديدها در برابر خواسته هاي نامشروع دولت آمريكا آنهم در شرايطي كه رئيس جمهور منتخب و جديد آمريكا سخن از خروج از عراق به ميان آورده و زمينه مساعدي براي پس زدن مطالبات دولت بوش وجود داشته تسليم شده اند! آمريكائي ها قطعا با به دست آوردن اين نقطه ضعف مطامع خود را گسترش داده و از اين پس مطالبات بيشتري را مطرح خواهند كرد و همواره با حربه تهديد مسئولان عراقي را وادار به تسليم خواهند كرد.
5 ـ با توجه به اينكه امضا و تصويب توافق نامه امنيتي يا كاپيتولاسيون كه در واقع عراق را به قباله آمريكا در آورده است در دوران حاكميت دولت شيعه بر عراق صورت گرفته اين اقدام كارنامه درخشان شيعيان در تاريخ اين كشور را لكه دار خواهد كرد. واقعيت اينست كه از مرجعيت شيعه نيز در اين برهه حساس انتظار بيشتري وجود داشت .

اكنون تنها راه باقيمانده اينست كه مردم عراق به صحنه بيايند و با ابراز مخالفت هاي مستمر راه را بر اجرائي شدن اين توافق نامه ننگين ببندند. مرجعيت شيعه نيز مي تواند با پشتوانه مردمي قصوري را كه صورت گرفته جبران نمايد و با خارج كردن عراق از قباله آمريكا اجازه ندهد اين لكه ننگ در كارنامه درخشان شيعه در تاريخ عراق باقي بماند. انتظار از مرجعيت شيعه اكنون برعهده گرفتن همان نقشي است كه در جريان اشغال عراق توسط انگليس در دوران بعد از حاكميت عثماني ها عليه اشغالگري انگليس ايفا كرد

دنياي اقتصاد
«لطفا بودجه 88 را با نفت پنج دلاري ببنديد» عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي دنياي اتصاد به قلم علي ميرزاخاني است كه در آن مي‌خوانيد؛ همزمان با افزايش نگراني‌ها از سقوط ناگهاني قيمت نفت، رييس‌جمهور محترم طي اظهارات مهمي در هفته گذشته ابراز اطمينان كردند كه اقتصاد كشور هم‌اكنون حتي با نفت پنج دلاري هم قابل‌اداره است و نگراني‌ها از اين بابت پايه و اساسي ندارد. البته رياست‌محترم جمهور يك توضيح را به مردم بدهكار ماندند و آن اينكه آيا امكان اداره‌كشور با نفت پنج دلاري در اين سه سال اخير ايجاد شده يا اينكه چنين امكاني در سال‌هاي ماقبل هم وجود داشت؟
به عبارت دقيق‌تر، مي‌توان پرسيد اگر چنين امكاني وجود داشت كه كشور را نه با نفت پنج دلاري كه با نفت 10دلاري اداره كنيم، چرا ترجيح داده شد به جاي اين كار، كشور با نفت حول‌و‌حوش 100دلاري اداره شود تا از هدف مهم «اقتصاد بدون نفت» كه آرزوي همه مقامات ارشد نظام و تمام‌ نخبگان كشور است دورتر شويم؟ مگر هدف از تاسيس «حساب ذخيره ارزي» اين نبود كه تنها حداقلي از درآمدهاي نفتي را در بودجه وارد كنيم و مابقي را به عنوان پشتوانه و موتوري براي توسعه كشور به حساب ذخيره ارزي واريز كنيم؟البته اين بحث كه نبايد همه دلارهاي نفتي را استفاده كنيم به تفصيل در زمان تصويب اولين بودجه دولت نهم در اواخر سال 84 انجام شد، اما در پاسخ به كساني كه معتقد بودند استفاده بي‌رويه از دلارهاي نفتي باعث بروز «بيماري هلندي» مي‌شود، گفته شد كه اگر از اين منابع هم استفاده نكنيم در تاريخ مي‌نويسند كه اينها دچار «بيماري ايراني» بودند!
به هر حال، آن روزها گذشت و اتفاقا نه «بيماري ايراني» كه همان «بيماري هلندي» باز هم آمد وجهش قيمتي كالاهاي غيرقابل مبادله به ويژه مسكن كه در شرايط وقوع «بيماري هلندي» اتفاق مي‌افتد، اتفاق افتاد و ركود تورمي پس از آن نيز كه قابل پيش‌بيني بود نيز اتفاق افتاد و اكنون در مسيري پيش مي‌رويم كه اگر پيامدهاي سقوط نفت را چاره‌انديشي نكنيم تلاطم‌هاي ديگري نيز اتفاق خواهد افتاد كه قابل پيش‌بيني است و به همين دليل استفاده از امكاني كه رييس‌جمهور محترم از آن خبر مي‌دهند بسيار حياتي است.
البته محال نيست كه بگوييم چنين امكاني يعني امكان اداره كشور با نفت پنج دلاري در همين چند سال اخير ايجاد شده است (كه البته برخي پرسش‌هاي ناگزير را به همراه دارد به‌ويژه اين پرسش كه جايگزين آن دلارهاي نفتي كه پشتوانه تهيه انواع واردات بوده است چه خواهد بود) كه در اين صورت اين ايده به ذهن مي‌رسد كه چرا اداره كشور با نفت پنج دلاري را به زماني موكول كنيم كه قرار است در آن زمان، نفت به پنج دلار برسد؟ آيا بهتر نيست از چنين امكاني كه يا از قبل وجود داشته يا هم‌اكنون ايجاد شده، قبل از اينكه نفت به پنج دلار سقوط كند استفاده كنيم تا هم بتوانيم از مابقي دلارهاي نفتي به عنوان ضربه‌گير شوك‌هاي احتمالي پيش‌بيني نشده استفاده كنيم و هم‌ اينكه حساب ذخيره ارزي را كه ظاهرا اين روزها بيش از تخمين‌هاي پيشين نحيف‌تر شده، تقويت كنيم. شروع كار نيز بسيار ساده است و لازم نيست بلافاصله همه حساب و كتاب‌ها را به هم بريزيم؛ فقط كافي است به معاونت برنامه‌ريزي رياست‌جمهوري ابلاغ شود كه بودجه سال 88 را با نفت پنج دلاري ببنديد.
مردم سالاري
«طرح مسکن مهر به کجا انجاميد» عنوان يادداشت روز روزنامه‌ي مردم سالاري به قلم محمود افشار است كه در آن مي‌خوانيد؛ داشتن سرپناه يکي از آرزوهاي هر خانواده اي است و در زندگي از اولويت ويژه اي برخوردار است چرا که بخش اعظم دريافتي مردم به اجاره بها اختصاص مي يابد و تورم و گراني در بخش مسکن چنان در چند سال گذشته افسار گسيخته بوده است که هيچ ملاک و معياري براي آن وجود ندارد.
مستاجران به نوعي براي صاحب خانه ها فعاليت مي کنند و بزرگترين دغدغه آنها داشتن يک سرپناه حتي کوچک و حقير است که بتوان در آن زندگي کرد و اگر قرار باشد مبلغي به عنوان اجاره بها پرداخت گردد، چرا به صاحب خانه ها همين مبلغ مي تواند بازپرداخت وامي باشد که بانک ها در اختيار افراد قرار مي دهند.
اما اين مساله به موضوعي لاينحل تبديل شده و هيچ کدام از دولت ها به غير از دولت اوايل انقلاب نتوانست با پرداخت وام هاي کارشناسي شده به مردم براي خريد و تهيه مسکن به شکلي که هر کس به هر ميزان که در بانکها سپرده گذاري مي کرده برابر آن را دريافت مي کرد، مردم را صاحب سرپناه نمايند.وام هاي اختصاص يافته براي خريد مسکن بايد به ميزاني باشد که افراد بتوانند خانه اي فراخور سپرده گذاري خود خريداري نمايند، نه اينکه براي خريد يک آپارتمان 35 متري 18 ميليون تومان وام پرداخت شود در صورتي که به لحاظ گراني هاي بي ضابطه قيمت آن آپارتمان به طور مثال 50 ميليون تومان است.
وعده واگذاري زمين هاي 99 ساله در قالب مسکن مهر از نزديک به يک سال پيش از طرف دولت به مردم داده شد ولي در اين مدت اطلاع رساني دقيقي نشده است که آيا مي شود به اين مساله اميدوار بود و يا اينکه سرابي بيش نيست.هرگاه مسوولان هر وعده اي حتي بي پشتوانه در خصوص خانه دار شدن به مردم داده اند، آنها سراز پا نشناخته و براي تامين مبالغ درخواستي به عنوان پيش زمينه خانه دار شدن، حتي اقدام به فروش اثاثيه منزل نموده وبه درخواست ها لبيک گفته اند به طوري که هم اينک تمامي کساني که براي خانه دار شدن در طرح مسکن مهر ثبت نام کردند، مبلغ يک ميليون تومان را با هزاران مشکل توانسته اند فراهم نمايند و به حساب صندوق تعاون واريز نمايند.
مردم پس از گذشت قريب به يک سال در انتظارند تا متوليان طرح مذکور به صورت شفاف اعلام نمايند که چه سرنوشتي براي آنها رقم خواهد خورد و بايد موضوع کمي تا قسمتي جدي تر دنبال شده و سر سري گرفته نشود.وزير مسکن روز دوشنبه هفته پيش اعلام کرد که افراد با داشتن 10 الي 12 ميليون مي توانند خانه دار شوند، حال اين سوال مطرح است که آيا اين موضوع همان طرح مسکن مهر است و يا افراد با داشتن مبلغ مذکور مي توانند در نقاط مختلف شهرها صاحب سرپناه شوند؟هر چند گفته هاي آقاي سعيدي کيا وزير مسکن همواره چند پهلو بوده وبه سادگي نمي توان سردرآورد که منظورشان چيست؟
شفاف سازي در تمامي مواردي که دولت در شراکت با مردم است امري الزامي و بديهي است و در خصوص چگونگي واگذاري زمين هاي 99 ساله (طرح مسکن مهر) هم نياز است که مسوولان مرتبط با طرح مذکور بايد سريعا و به صراحت اعلام نمايند تا جاي هيچ شک و شبهه اي نباشد.
از باب تذکر بايد گفت: اعضاي تعاوني هاي مسکن و عموم کساني که در طرح مسکن مهر ثبت نام کرده اند در مورد مبالغ واريزي به حساب صندوق تعاون کشور که نزديک به يک سال است در اين حساب بلوکه شده اظهار نگراني مي کنند و اگر براي تنويرافکار ثبت نام کنندگان اقدام عاجلي نشود چه بسا دير زماني نخواهد پاييد که آنها وجوه واريزي را مطالبه نمايند که اين مساله نه تنها عواقب خوشي به دنبال نخواهد داشت بلکه بر بي اعتمادي مردم نسبت به دولت نيز خواهد افزود:بايد پذيرفت که در صورت استرداد وجوه نيز باز اين مردم هستند که متضرر شده اند و بايد پاسخگوي آنها بود.
در خوش بينانه ترين وضع ممکن است اين طرح با موفقيت همراه باشد اما اگر شبهاتي وجود دارد تا دير نشده مردم را در جريان آن قرار دهيد که مردم همواره پشتوانه هاي انقلاب و نظام هستند و اين حق آنهاست که در جريان تمامي امور قرار گيرند.
سياست روز
«فاجعه غزه، ننگ سران مرتجع عرب» عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي سياست روز به قلم علي يوسف پور است كه در آن مي‌خوانيد؛
1ـ در خبرهاي روزهاي گذشته رسانه‌ها آمده بود كه يك سازمان دفاع از حقوق حيوانات در غرب بخاطر اينكه در شهر بغداد 200 سگ ولگرد توسط شهرداري معدوم شده از دولت و ملت عراق انتقاد كرد كه چرا اينگونه با حيوانات بدرفتاري مي‌كنند اين در حالي است كه با كمال تاسف اين روزها شاهد محاصره بي‌رحمانه يك و نيم ميليون نفر از مردم غزه در بدترين شرايط زندگي هستيم. وضعيت بهداشت و درمان، مواد غذايي، روشنايي در بدترين وضعيت ممكن قرار دارد با اين وجود در اين شرايط طبق روال 60 سال گذشته از سازمان‌هاي بين‌المللي و سازمان‌هاي مدافع حقوق بشر خبري نيست و انتظاري هم از آنان نيست چرا كه مدت 60 سال است كه سران استكبار جهاني به پشتيباني از رژيم غاصب اسرائيل مشغول هستند.
شكي نيست كه اين فشار شديد از طرف دولت صهيونيست‌ها براي التيام شكست‌هاي اين رژيم در مقابل حزب‌الله و حماس مي‌باشد. هشت سال پشتيباني بي‌چون و چراي دولت بوش از اين رژيم غاصب ره به جايي نبرده است و امروز شاهد قوي‌تر شدن انتفاضه در فلسطين و جنبش مقاومت در لبنان هستيم و از طرف ديگر افكار عمومي كشورهاي اسلا‌مي و ديگر ملل جهان در جهت پشتيباني از ملت فلسطين قرار دارد.
2ـ اما از طرف ديگر شاهد سكوت ظاهري رژيم‌هاي مرتجع عربي و حمايت بي‌چون و چرا اما پشت‌پرده آنها از عوامل وابسته به رژيم اسرائيل هستيم در يك سال اخير شركت سران مرتجع عرب در كنفرانس آناپوليس وكنفرانس اديان، نهايت سرسپردگي سران آنها را به آمريكا و اسرائيل نشان داده است. مصر، اردن، عربستان به عنوان هم‌پيمانان اسرائيل در خاورميانه امروز شاهد جنايات روزافزون اين رژيم بر عليه مردم فلسطين مي‌باشند، از طرف ديگر اين رژيم‌ها عوامل اصلي مقابله با نهضت‌هاي مقاومت فلسطين و لبنان مي‌باشند و در صحنه‌هاي مختلف دست‌هاي پيدا و ناپيداي سازمان‌هاي اطلا‌عاتي و كمك‌هاي مالي اين رژيم‌ها به گروه‌هايي كه وابستگي آنها به اسرائيل به اثبات رسيده است براي مردم جهان روشن مي‌شود اين در حالي است كه سياست راهبردي آمريكا در منطقه ايجاد تفرقه بين فرق اسلا‌مي مي‌باشد و علماي وهابي با همكاري سران مرتجع عرب عامل اجراي اين سياست آمريكا در منطقه شده‌اند سكوت اين به اصطلا‌ح علما و سران مرتجع و گروه‌هاي سلفي در مقابل جنايات اسرائيل در غزه ؛ وابستگي بيشتر آنان را به استكبار جهاني به اثبات مي‌رساند.

صداي عدالت
شباهت‌هاي شركت ملي نفت با بانك مركزي» عنوان يادداشت روز روزنامه‌ي صداي عدالت به قلم علي چشمي است كه در آن مي‌خوانيد؛ در نگاه اول برخي بنگاه‌ها چندان به هم شبيه نيستند ولي وقتي بيشتر دقت مي‌كنيم و از زواياي مختلفي نگاه مي‌كنيم مي‌بينيم كه شباهت‌هاي عجيبي بين آنها وجود دارد مثلاً بين شركت ملي نفت ايران و بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران.

1. از لحاظ حقوقي، هر دو شركت دولتي هستند.
2. رئيس جمهور در هر دو شركت، رئيس مجمع عمومي است.
3. از لحاظ سوددهي براي دولت، شركت ملي نفت اولين شركت سودده دولتي و بانك مركزي دومين شركت سودده دولتي است.
4. هر دو شركت در دهه 1330 تاسيس شده‌اند.
5. قبل از اين دو شركت، شركت‌ها و بانك‌هاي خارجي در موضوع فعاليت آنها نقش مهمي داشته‌اند.
6. يكي از مهمترين شباهت‌هاي بين اين دو، محصول توليدي آنهاست. ماهيت محصول هر دو شركت به گونه‌اي است كه از دارايي‌هاي اشتراكي مردم برداشت مي‌كنند؛ شركت ملي نفت ايران، نفت و گاز خام را استخراج مي‌كند و قسمتي از توليدات خود را در خارج از كشور مي‌فروشد و قسمتي را نيز داخل. ارزش فروش محصولات در خارج را به خزانه دولت و حساب ذخيره ارزي مي‌ريزد و ارزش فروش محصولات در داخل حتي براي هزينه‌هاي توليد آن نيز كافي نيست، لذا از اين محل عايدي براي دولت ندارد. اما بانك مركزي ايران، اسكناس و مسكوك و اعتبار توليد مي‌كند. اين توليد در واقع بدهي بانك مركزي (دولت) به مردم است زيرا بابت آن به مردم چيزي پرداخت نمي‌كند. به عبارتي، هر چه پايه پولي كشور افزايش مي‌يابد بدهي بانك مركزي افزايش يافته و از دارايي‌هاي مردم كاسته مي‌شود. همان طور كه هر چقدر نفت توسط شركت ملي نفت استخراج مي‌شود از دارايي‌هاي مردم كاسته مي‌شود.
7. يكي ديگر از مهمترين شباهت‌هاي بين اين دو، اثر فعاليت آنها بر رفاه مردم است. محصول توليدي آنها دو اثر مهم در كل اقتصاد كشور و بر رفاه مردم دارد: اثر توليدي و اثر تورمي. نفت و گاز توليدي شركت ملي نفت نه تنها به صورت مستقيم بلكه با سرمايه‌گذاري‌هايي كه از محل منابع حاصل از آن انجام مي‌شود به توليد كشور كمك مي‌كند. اعتبارات توليدي بانك مركزي نيز با ارائه خدمات پولي به بنگاه‌ها و خانوارها به توليد كمك مي‌كند. ولي هر چه توليدات اين دو شركت بالاتر برود "يا به عبارت صحيح‌تر از سطح مشخصي بالاتر رود" اثرات تورمي آنها ظاهر مي‌شود. هر دو با افزايش پايه پولي، اثرات تورمي خود را نمايان مي‌كنند: وقتي ارزش نفت صادراتي بالا مي‌رود با برداشت از آن دارايي‌هاي خارجي بانك مركزي به عنوان قسمتي از پايه پولي افزايش مي‌يابد و وقتي بانك مركزي مي‌خواهد به بانك‌ها و دولت و شركت‌هاي دولتي اعتبار بدهد يعني ارزش توليدات خود را بالا ببرد بدهي اين موسسات به بانك مركزي افزايش يافته يعني يك قسمت ديگر از پايه پولي افزايش مي‌يابد. لذا هرچه اين دو شركت، پول بيشتري توليد كنند مردم بايد تورم بيشتري را تحمل كنند.
8. تورم، در سال‌هاي اخير مهمترين مشكلي بوده است كه مردم ايران اعم از توليدكننده و مصرف‌كننده را آزار داده است. اكنون كه نفت ارزان شده است و از شر تورم ناشي از پول نفت خلاص شده‌ايم دولت و مجلس بايد مواظب باشند كه شر تورم ناشي از پول بانك مركزي گريبان مردم را نگيرد. ولي اين شر به بهانه توليد تاحدودي نمايان شده است!‏
سرمايه
«بزرگ ترين موج رانت خواري در تاريخ اقتصاد ايران» عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي سرمايه به قلم سعيد ليلاز است كه در آن مي خوانيد؛ آمار رسمي ارائه شده توسط رئيس کل بانک مرکزي که رقم مطالبات معوقه شبکه بانکي را 31 هزار ميليارد تومان عنوان کرده، بيانگر بزرگ ترين موج دست اندازي به منابع اقتصادي ايران است.
تا پايان سال 1383 و ظرف بيش از يکصد سال عمر شبکه بانکي در ايران، ارزش کل مطالبات معوقه بانک هااز مشتريان خود کمتر از چهار هزار ميليارد تومان بود و اکنون در مدت سه سال و نيم، هفت برابر عملکرد يکصدسال ماقبل شده است. به دشواري مي توان موجي از رانت خواري در تاريخ اقتصاد ايران را از اين بزرگ تر پيدا کرد.اصلي ترين علت اين رويداد سه نوع تصميم گيري دولت نهم در مورد تسهيلات بانکي بوده است. نخست آنکه دولت نهم پس از افزايش فشار بر شبکه بانکي و اعطاي حداکثر وام ممکن به متقاضيان که حتي به عزل يکباره مديران بانک هاي دولتي و وارد آوردن فشار بر بانک هاي خصوصي انجاميد، نرخ بهره را چنان کاهش داد که در برابر موج همزمان فزآينده تورم، دريافت وام بانکي و تلاش براي پس ندادن آن داراي رانت ذاتي شد. در مرحله بعد و به سبب تمايل دولت به اعطاي هرچه بيشتر وام، بسياري از وام گيرندگان وثيقه کافي و معتبري به عنوان تضمين وام دريافتي که اساس رابطه نظام بانکي و وام گيرنده را تشکيل مي دهد نزد بانک وديعه نگذاشتند يا بانک ها از آنان وثيقه چندان محکم و معتبري طلب نکردند. در وهله سوم، مطابق تاکيد جسته و گريخته مسوولان ارشد کشوربا استناد به برخي فتاوي اغلب وام گيرندگان اميد دارند بتوانند از پرداخت جريمه ديرکرد وام هايشان معاف شوند. با اين سه شرط، اگر وام گيرنده اي بدهي بانکي خود را در سررسيد مقرر بازپرداخت کند، يک حرکت ضداقتصادي مرتکب شده و بديهي است که تحت اين شرايط در چشم برهم زدني بايد ميزان مطالبات معوقه شبکه بانکي هشت برابر شود.
ظرف چهار سال گذشته، اصلي ترين شعار دولت نهم، عدالت محوري و مبارزه با فساد بوده است. هنوز هم رياست محترم جمهوري هنگامي که مي خواهند عملکرد دولت هاي پيشين را نقد کنند به دزدي ها و رانت خواري هاي صورت گرفته در دولت هاي قبل اشاره مي کنند اما آمار ارائه شده از سوي رئيس کل بانک مرکزي مويد اين واقعيت است که رانت خواري با غارتي بزرگ تر از 27 هزار ميليارد تومان مطالبات معوقه بانک ها که در سه سال اخير رخ داده، در تاريخ اقتصاد ايران سابقه ندارد. دو صد گفته چون نيم کردار نيست.
 جشن ازدواج معلولین در آسایشگاه کهریزک
جشن ازدواج معلولین در آسایشگاه کهریزک



تیرداد ساجدی و فرنگیس غروی، احمد محمودی سرشت و فاطمه چراغی، احمد آقامحمدی و بتول جعفرخوانی، محمود محمدی و معصومه خدابنده ۴ زوج معلولی بودند که با حضور جمع گسترده دوستان و دوستدارانشان مراسم ازدواج خود را در آسایشگاه کهریزک برپا کردند.



آسایشگاه معلولین و سالمندان کهریزک، یکی از نهادهای درمانی بزرگ در ایران است که در جنوب تهران و در نزدیکی روستای کهریزک بنا شده است.



این آسایشگاه در سال ۱۳۵۱ به همت دکتر محمد رضا حکیم زاده، که در آن زمان مدیر بیمارستان فیروزآبادی شهر ری بود، فعالیت خود را آغاز کرد. این محل که در ابتدا از فضایی کوچک و محدود استفاده می‌کرد، با کمک افراد خیر و به خصوص بانوان نیکوکاری که بنا به گفته تمام دست اندرکاران این آسایشگاه و مددجویان آن، از ارکان اساسی آسایشگاه کهریزک هستند، امروز در فضایی به وسعت ۴۲۰ هزار متر مربع با ۱۶۰ هزار متر زیر بنا، با بخش‌های بهداشتی، درمانی، توانبخشی، آموزشی و امور فرهنگی و ورزشی در خدمت مددجویان است. در طی سالهای فعالیت آسایشگاه کهریزک، این مکان همچنان به صورت غیر انتفاعی باقی مانده است و با کمکهای مردمی اداره می‌شود.





























|+| نوشته شده توسط ifenton در شنبه هجدهم آبان 1387  |
 تشریح سهمیه ها و تأثیر معدل درکنکور
تشریح سهمیه ها و تأثیر معدل درکنکور ارشد
06 آبان 1387 ساعت 13:03

معاون فنی و آماری سازمان سنجش تغییرات و جزئیات کنکور کارشناسی ارشد 88 را تشریح کرد و گفت: ثبت نام برای شرکت در آزمون کارشناسی ارشد ناپیوسته سال 88 در ساعت 9 صبح یکشنبه 12 آبان ماه 87 به صورت اینترنتی آغاز و در دوشنبه 20 آبان پایان می یابد.

به گزارش "خدمت" به نق از مهر ، ابراهیم خدایی با اشاره به تغییرات کنکور کارشناسی ارشد سال 88 گفت: کلیات آزمون کارشناسی ارشد سال 88 مانند آزمون سال 87 است و تنها تغییراتی در رشته ها، گرایشها و برخی ضرایب مواد امتحانی ایجاد شده است.

تغییرات ضرایب در برخی رشته های کنکور کارشناسی ارشد

وی اضافه کرد: ضرایب مواد امتحانی مهندسی برق، مهندسی فناوری اطلاعات، مهندسی محیط زیست، تغییر کرده که در دفترچه راهنمای آزمون منتشر می شود.

خدایی اظهار داشت: همچنین در مجموعه رشته های علوم اقتصادی، گرایش اقتصاد محیط زیست، در مجموعه ایرانشناسی، گرایش اصول نسخه شناسی مرمت نسخه های خطی، در مجموعه محیط زیست گرایش آموزش محیط زیست، در مجموعه ریاضی، گرایش ریاضی مالی و در مجموعه منابع طبیعی نیز گرایش صنایع چوب اضافه شده است.

وی گفت: در مهندسی معدن نیز برخی دروس با یکدیگر ادغام و در مجموعه مهندسی مواد سه درس از دروس مواد امتحانی حذف شده اند.

معاون سازمان سنجش با اشاره به شرایط شرکت در رشته های مدرسی معارف اسلامی در آزمون کارشناسی ارشد 88 به مهر گفت: افرادی می توانند در این رشته ها شرکت کنند که در درجه اول طلبه و مورد تأیید مرکز مدیریت حوزه علمیه باشند، همچنین حداکثر 30 سال داشته باشند و پایه دهم کتبی و هشتم شفاهی حوزه را نیز گذرانده باشند.

 

نحوه تاثیر معدل

وی درباره نحوه تأثیر معدل در کنکور کارشناسی ارشد 88 به مهر گفت: معدل در این آزمون اثر 20 درصدی دارد و 80 درصد آن نمره کل علمی شرکت در آزمون است. معدل بر اساس دانشگاه و وضعیت تحصیلی یعنی ترازبندی شده در قبولی تأثیر خواهد داشت.

ظرفیت پذیرش در کنکور کارشناسی ارشد 88

خدایی در خصوص ظرفیت پذیرش در این کنکور افزود: ظرفیتها تا کنون از سوی دانشگاهها به سازمان سنجش اعلام نشده است اما با در نظر گرفتن اینکه سال گذشته 36 هزار و 500 نفر در این آزمون پذیرفته شدند و ظرفیت در آزمون ارشد سال گذشته با رشد 35 درصدی مواجه بود، ظرفیت پذیرش در آزمون ارشد 88 نیز از این تعداد کمتر نخواهد بود.

نحوه برگزاری کنکور کارشناسی ارشد

وی با اشاره به نحوه برگزاری آزمون به مهر گفت: نوع برگزاری آزمون کارشناسی ارشد 88 مانند گذشته است و تغییر نمی کند اما در صورت فراهم شدن شرایط و رفع برخی مشکلات، توزیع کارت این آزمون اینترنتی خواهد بود.

سهمیه ها در کنکور کارشناسی ارشد 88

معاون سازمان سنجش درباره سهمیه ها در کنکور کارشناسی ارشد گفت: در آزمون کارشناسی ارشد 88 داوطلبانی که دارای سهمیه ایثارگران هستند می توانند در صورت کسب 80 درصد حد نصاب نمره آخرین فرد قبول شده آزاد پذیرفته شوند.

وی افزود: همچنین داوطلبان استعدادهای درخشان (شاگردان اول) با معرفی دانشگاه و داوطلبانی که دارای سهمیه دبیران هستند می توانند با کسب 90 درصد آخرین فرد قبول شده آزاد در صورت شاگرد اول بودن و کسب 100 درصد نمره آخرین فرد قبول شده آزاد در صورت دبیری در این آزمون پذیرفته شوند برای دبیران و استعدادهای درخشان در هر کد رشته محل کنکور کارشناسی ارشد 88 یک نفر سهمیه وجود دارد.
 

|+| نوشته شده توسط ifenton در شنبه یازدهم آبان 1387  |
 هشدار براي استفاده از محصولات ساخت چين !

هشدار براي استفاده از محصولات ساخت چين !



هشدار براي استفاده از محصولات ساخت چين !

پرونده تصویری



مأموران گمرک آمریکا و اداره غذا و دارو (FDA) در سپتامبر 2002 بر روی مقادیر زیادی از عسل دست گذاشتند که توسط آنتی بیوتیک قوی آلوده شده بود: کلرامفنیکول. این دارو، تولید گلبول های سفید و قرمز را کاهش می دهد. بدین ترتیب، مصرف آن می تواند منشأ آثار ناخوشایند شدید خونی باشد.




2004: پرونده پودر بچه که توسط آتلیه های کوچک تحت نام Sanlu جعل شده بود و به مرگ حداقل 13 بچه منجر شد. امروزه، این مارک از بازرسی های بهداشتی معاف است به این خاطر که "با اجتناب از آزمایش های پی در پی، باید شرکت هایی که تولیداتی با کیفیت بالا و قابل رقابت در بازارهای جهانی تولید می کنند را کمک کرد". چین امپراطوری بزرگ جعل، به خصوص در زمینه محصولات داروخانه ای (شیر خشک، انواع دهانشویه و ...) به شمار می رود.




2006: اثراتی از رنگریزه های صنعتی سرطان زا، Soudan 1، در ماهی هایی که به خصوص در فست فود "کنتاکی فرد چیکن" (KFC) ردیابی شده است. به رغم ممنوعیت آن، این رنگریزه در فلفل هایی که به اروپا صادر شده اند وجود دارد.
|+| نوشته شده توسط ifenton در شنبه یازدهم آبان 1387  |
 دوئل مک کین و اوباما

دوئل مک کین و اوباما

رکورد 4.5 میلیارددلاری برای رسیدن به کاخ سفید
در حالی به روزهای پایانی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نزدیک می شویم، کمیسیون انتخابات این کشور با ذکر رقم 4.5 میلیارد دلار این انتخابات را پرهزینه ترین انتخابات تاریخ آمریکا عنوان کرد.باراک اوباما کاندیدای سیاهپوست حزب دموکرات و جان مک کین کاندیدای پیر و سالخورده حزب جمهوریخواهان در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در مدت مبارزات انتخاباتی خود از حدود یکسال پیش تاکنون بیش از یک میلیارد دلار ازسوی هواداران خود جمع آوری کرده اند.
این درحالی است که دست کم دوسوم این کمک های مالی برای آگهی های تبلیغاتی و هزینه های اداری هزینه شده است.
اما نباید این نکته را نیز فراموش کرد که اوباما توانست در زمینه جمع آوری کمک های مالی ازسوی هوادارانش رکورددار بوده و میلیون ها دلار تنها از طریق شبکه های اینترنتی بدست آورده است.
این کاندیدای سیاهپوست فقط در ماه سپتامبر سال جاری حدود ۱۵۰ میلیون دلار جمع آوری کرد، اما نکته قابل ملاحظه آن که بیشتر این هزینه ها از محل کمک های کمتر از ۲۰۰ دلار مردم عادی بوده است. البته باید دانست که شرکت ها و سرمایه داران بزرگی نیز با ثروت های کلان خود از اوباما حمایت می کنند.
کمیسیون انتخابات آمریکا تخمین زده است که تاکنون هزینه های این رقابت ها به چهار میلیارد و 500 میلیون دلار رسیده که احتمالا رسیدن آن در روزهای آتی به بیش از پنج میلیارد دلار نیز کاملا مشخص است.
با توجه به هزینه های صورت گرفته در انتخابات گذشته آمریکا می توان به این نکته پی برد که این انتخابات پرهزینه ترین انتخابات تاریخ آمریکا به شمار می رود. هزینه انتخابات سال جاری نسبت به چهار سال گذشته 27 درصد افزایش داشته است.
در همین حال می توان یکی از دلایل پرهزینه شدن این انتخابات را آغاز زودهنگام رقابت های انتخاباتی ازسوی کاندیداها در مرحله نخست دانست.
باوجود آنکه، جان مک کین نیز میلیون ها دلار هزینه انجام تبلیغات برای خود، معاونش و برنامه هایش کرد اما بر طبق آخرین نظرسنجی های صورت گرفته، وی در مقایسه با اوباما از محبوبیت بسیار کمتری برخوردار است.
در این راستا، می توان به هزینه 150 هزار دلاری مک کین جهت چهره آرایی و خرید لباس های گران قیمت برای خانم "سارا پیلین" فرماندار آلاسکا اشاره کرد. البته باوجود تمامی این هزینه ها، اشتباهاتی که پیلین در دوران فرمانداری خود انجام داده بود یکی پس از دیگری فاش شد و وی را بسوی دادگاه و خراب شدن وجهه جمهوریخواهان برد.
این خانم فرماندار که خود را در ابتدای مسیر هوادار خانواده ها و زنان آمریکا معرفی کرده بود، پس از گذشت چند روز با مسئله باردارشدن دختر 17 ساله اش مواجه شد که این حادثه به تیره گشتن چهره فعال و خانه دار این زن منجر گردید.
حال باید دید آیا هزینه شدن میلیاردها دلار برای چاپ پوستر و دادن هدیه های فراوان به هواداران و ایراد سخنانی گیرا و جذاب تنها به پول دارتر شدن عده ای خاص در آمریکا کمک می کند و یا به بهتر شدن وضعیت مردم این کشور؟
|+| نوشته شده توسط ifenton در شنبه یازدهم آبان 1387  |
 علاقه‌اي براي بازگشت به قدرت ندارم

علاقه‌اي براي بازگشت به قدرت ندارم

خاتمي در ديدار جمعي از طلاب و روحانيون قم:
علاقه‌اي براي بازگشت به قدرت ندارم
خبرگزاري فارس: محمد خاتمي با بيان اينكه ما هويتي داريم و نمي‌توانيم از آن دست برداريم، گفت: شخصا هيچ اشتياق و علاقه‌اي براي بازگشت به قدرت ندارم.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از بنياد باران، محمد خاتمي رئيس موسسه گفتگوي تمدن‌ها در ديدار با جمعي از طلاب و روحانيون قم، گفت: دغدغه درباره دين، انقلاب و ايران دغدغه بسيار مهمي است. ما در هويت‌مان يك نوع اتصال به ديني داريم كه هم معتقديم دين بزرگي است و مورد رضايت خداست و هم ديني است كه خدا براي بندگانش انتخاب كرده است.
وي افزود: دين در نزد خدا اسلام است؛ تسليم در برابر خداوند روح همه اديان الهي است. ما افتخار مي كنيم دين‌دار هستيم به خصوص ما كه روحاني و طلبه هستيم و زندگي و حيثيت ما به دين وابسته است بنابراين دغدغه دين داشتن براي ما مهم است.
رئيس بنياد باران با بيان اينكه در جامعه عظيم و بزرگ ايران كه تاريخ باشكوهي دارد دين خيلي موثر است، تصريح كرد: شعارهاي انقلاب ما همه ديني بود و امام خميني(ره) مي گفت اين خدا و دين است كه شما را آزاد مي كند، استقلال مي دهد و سبب مي‌شود از ذلت نجات پيدا كنيد و پيشرفت كنيد.
خاتمي ادامه داد: نظر امام با بسياري از كساني كه در مورد دين نظر و بيان داشتند متفاوت بود؛ امام اين همه بر راي و نظر مردم تكيه كرد ولي بعضي‌ها عملا امروز مي گويند راي مردم اثري ندارد و صوري و ظاهري است؛ اين بينش و نظر كه ديدگاه انقلاب و خط امام نيست و هيچ نسبتي با امام و انقلاب ندارد؛ ممكن است بگويد من محور انقلاب هستم و هر كسي در هر جايگاهي غير از اين را گفت بايد دفع شود ولو اينكه او علاقه‌مند به امام و انقلاب باشد و بنابراين نبايد در مجلس و دولت بيايد، كه ما اين ديدگاه را خيلي خطرناك مي دانيم. به هر حال انقلاب براي ما مهم است و دغدغه انقلاب را داريم.
وي اظهار داشت: ظرف انقلاب و اسلام همين ايران است؛ اگر ايران ضعيف شود، عقب افتاده باشد و اگر ملت ايران عزت و احترام نداشته باشند، بايد نگران بود. وظيفه انقلابي همه ما است كه ايران را بسازيم و كاري كنيم كه ايراني در دنيا محترم باشد. ما بايد ثروتمند باشيم، بايد عالم و پيشرفته باشيم و بايد از موضع قدرت با دشمن روبرو شويم نه از موضع ضعف؛ دغدغه داشتن نسبت به سرنوشت و پيشرفت ايران وظيفه ملي، ديني، ملي و وجداني ما است.
خاتمي با اشاره به انتخابات پيش رو تاكيد كرد: ترديدي نيست هر كسي كه مي آيد بايد برنامه داشته باشد، نمي توان با شعار مملكت را اداره كرد آن هم شعاري خلاف آن رفتار شود و مردم را دل‌زده كند.
وي گفت: برنامه داشتن كار مشكلي نيست، برنامه خوب وجود دارد؛ 4 برنامه براي اداره كشور نوشته شده است؛ در دوران اصلاحات چشم‌انداز بيست ساله تدوين شد و در نهايت مورد تاييد و تصويب رهبري قرار گرفت؛ امروز بايد با نگاه به برنامه ها و اينكه ضرورت‌ها و ديدگاه‌ها و اولويت‌ها چيست كار كنيم و به جلو برويم؛ تدوين برنامه آسان ترين كاري است كه مي توان انجام داد.
خاتمي افزود: مهم‌تر از برنامه اين است كه بايد جمع‌بندي روشن‌تري نسبت به تفكري كه معتقديم درست‌تر است و از متن انقلاب، انديشه‌هاي امام و شرايط زمان و مكان و نيازهاي جامعه ما برآمده است و اسم آن اصلاح طلبي است و 2 بار به راي مردم گذاشته شده است و مورد تاييد قرار گرفته است به عمل آيد و بتوانيم همه دور آن جمع‌بندي، منسجم جمع شويم؛ البته بايد حدود و مرزهاي خودمان را هم مشخص كنيم؛ هم در مقابل تحجر، واپس‌گرايي و عوامل نفوذي كه هيچ نسبتي با امام و انقلاب ندارند و هم در برابر گرايش‌ها و انديشه‌هايي كه با دين و امام و مصالح ملي نسبت درستي ندارند؛ البته اينها را بارها در اظهارات و نوشته‌ها و گفته‌هايم بيان كرده‌ام ولي فكر مي‌كنم تدوين و بيان روشن و مجدد آن لازم است.
وي درباره حضور خود در انتخابات تصريح كرد: تاملات جدي درباره حضور خود در انتخابات دارم؛ البته شخصا هيچ اشتياق و علاقه‌اي براي بازگشت به قدرت ندارم و سرانجام هر چه وظيفه‌ام باشد انجام مي‌دهم؛ ما به دنبال قدرت آن هم رسيدن به هر منصبي به هر قيمتي نيستيم، ما هويتي داريم و نمي‌توانيم از آن دست برداريم، ما اگر بياييم با هويت خود خواهيم آمد و اگر بياييم بايد بتوانيم با هويت خود به اسلام، ايران و ملت خدمت كنيم.
خاتمي تصريح كرد: اگر آمدن مستلزم اين باشد كه هويت خود را از دست بدهيم و براي رسيدن به قدرت طوري ديگر بياييم، ما اهل اين طور آمدن نيستيم؛ اگر بتوانيم كار كنيم، مي آييم ولي اگر زمينه براي كار كردن فراهم نباشد اين خدمت به اسلام و ايران نيست كه بياييم و بايد كسي بيايد كه بتواند در اين عرصه كار كند.
رييس بنياد باران تاكيد كرد: امكانات بنده محدود است و راه بسياري از امكانات را هم به رويمان مي بندند و بنده هم كه حاضر نيستم از هر راهي به آن امكانات برسم و گرنه دلم مي خواهد بنياد باران بصورت فكري و اجتماعي و نه سياسي و حزبي فعال شود و مبناي كارش انديشه اصلاح‌طلبي و كارهاي گسترده فرهنگي، علمي، تحقيقي و اجتماعي گوناگون باشد و گامي به پيش برداريم و احساس كنيم وظيفه‌مان را نسبت به خدا و مردم انجام مي‌دهيم.
خاتمي با اشاره به آيه قرآن و شعري كه در ابتداي جلسه قرائت شد گفت: قرآن كريم وقتي به انسان مي‌رسد، بياني انفجاري از خود نشان مي دهد، وضع وسيعي را ترسيم و بعد كه از نقطه‌اي كوچك يكباره و با حالت انفجاري جايگاه واقعي انسان را نشان مي دهد، در تصوير الهي از عالم انساني ناگهان پديده‌اي ناچيز به امر بسيار عظيمي مبدل مي‌شود كه به خاطر وجود آن، پروردگار به خودش آفرين مي‌گويد و ما را با شوك عجيبي روبرو مي‌كند. آيا بر آدمي برهه‌اي از دهر بگذشت كه چيز قابل ذكر نبود؛ ما انسان را از نطفه اي آميخته آفريديم تا او را بيازماييم و او را شنوا و بينا كرديم و راه را به او نموديم و او يا شكرگزار است يا كفران پيشه.
وي تصريح كرد: شعر نيز در وصف حضرت بقيه‌الله بود كه انسان كامل است و مدار و محور و سرور و سالار جامعه‌اي كمال يافته كه مقصود و مقصد آفرينش است؛ قرآن كريم عظمت انسان را در آن مي‌داند كه به او سمع و بصر و اراده و اختيار بخشيده شده است. خردمندي و آزادي شاخصه مهم انساني است كه اگر در مسير فطرت باشد درسي از بندگي خدا را نيز در پي دارد.
در ابتداي اين ديدار، حاضرين در اين جلسه به بيان ديدگاه‌ها و نظراتي پيرامون وضعيت كشور و انتخابات آينده رياست جمهوري پرداختند
|+| نوشته شده توسط ifenton در شنبه یازدهم آبان 1387  |
 اقامت ، تحصیل و گشت و گذار اتباع افغانستان در چندین استان ممنوع شد.

اقامت ، تحصیل و گشت و گذار اتباع افغانستان در چندین استان ممنوع شد.

. در اين بخشنامه آمده است: در استان های لرستان، مازندران، اردبيل، چهارمحال و بختياري، كهگيلويه و بويراحمد، آذربايجان شرقي، همدان، گيلان و خوزستان اقامت اتباع افغانستانی ممنوع است. ضمن اين‌كه در ولايات خراسان شمالي و سيستان و بلوچستان اقامت اتباع افغانستانی و عراقي ممنوع است. بنابراين گزارش، در شهرهاي آبادان، خرمشهر، دشت آزادگان و شوش، تردد و اسكان اتباع خارجي ممنوع است. البته اقامت اتباع خارجي دارنده گذرنامه و اقامت معتبر در شهر‌هاي آبادان و خرمشهر وفق قانون ورود و اقامت اتباع خارجي مصوب 1310 بلامانع است. بر اساس اين گزارش، اقامت اتباع افغانستانی در آذربايجان غربي و كرمانشاه ممنوع بوده ضمن اين‌كه اقامت اتباع خارجي در كليه شهرهاي مرزي اين ولايات ممنوع است. بنابراين گزارش، اقامت اتباع افغانستانی درولايت كردستان ممنوع است ضمن اين‌كه بخش مركزي شهرهاي بانه و مريوان و همچنين شهرهاي مرزي ولايت براي اقامت اتباع خارجي ممنوع است. اقامت اتباع افغانستانی در ولايت ايلام ممنوع است ضمن اين‌كه بخش چوار و شهر‌هاي مهران و دهلران و همچنين شهرهاي مرزي ولايت براي اقامت اتباع خارجي ممنوع است. اين گزارش مي‌افزايد: اقامت اتباع افغانستانی در استان زنجان ممنوع است و صرفاً شهر‌هاي زنجان و خدابنده براي اقامت اتباع عراقي مجاز است. در بوشهر نيز صرفاً شهرهاي ديلم و گناوه براي اقامت اتباع افغاني ممنوع است. همچنين در ولايت يزد صرفاً شهرهاي خاتم و بافق براي اقامت اتباع افغانستانی ممنوع است. براساس اين گزارش، در هرمزگان، شهرستان‌هاي كيش، حاجي آباد، قشم، ابوموسي و جاسك براي اقامت پناهندگان افغانستانی و عراقي ممنوع است. در مركزي نيز شهرهاي آشتيان، تفرش، خمين، شازند، محلات، زرنديه، كميجان و بخش خنداپ از توابع اراك براي اقامت اتباع افغانستانی ممنوع است. بنايراين گزارش، در گلستان، صرفاً شهر‌هاي گرگان و گنبد براي اتباع افغانستانی مجاز است و در كرمان نيز اقامت اتباع افغاني در شهربابك، منوجان، بافت و عنبرآباد ممنوع است همچين اقامت اتباع عراقي در كل استان ممنوع است. اين گزارش مي‌افزايد: در قزوين به استثناء قزوين، ساير شهرهاي استان براي اقامت اتباع افغانستانی ممنوع است. در استان فارس نيز شهرهاي فيروزآباد، فراشبند، داراب، ارسنجان، فسا، مهر و خنج براي اقامت اتباع افغانستانی ممنوع است. بر اساس اين گزارش، در استان سمنان به استثناي شهرهاي شاهرود و دامغان، ساير شهرهاي ولايت براي اقامت اتباع خارجي بلامانع است. درولايت خراسان جنوبي نيز شهرهاي فردوس و سرايان و همچنين شهرهاي مرزي ولايت براي اقامت اتباع خارجي ممنوع است و همچنين اقامت اتباع عراقي در كل ولايت ممنوع است. ضمن اين‌كه در ولايت خراسان رضوي نيز شهرهاي مرزي تربت‌جام، قوچان، تايباد، خواف، سرخس، كلات نادر و درگز براي اقامت اتباع افغاني ممنوع است. بنابراين گزارش، درولايت اصفهان نيز شهرهاي فريدن، فريدون شهر، سميرم، چادگان، خوانسار، بخش مركزي اصفهان، دهاقان، نايين و گلپايگان براي اقامت اتباع افغاني ممنوع است. ضمن اين‌كه در استان تهران و قم، اقامت اتباع خارجي بلامانع است. براساس اين گزارش، ممنوعيت اسكان اتباع خارجي در مرزهاي كشور شامل اردوگاه‌هاي ويژه اتباع خارجي مستقر در اين مناطق و همچنين اتباع بيگانه ساكن در ايران كه با زنان ايران ازدواج نموده و ثبت ازدواج آن‌ها به تأييد وزارت داخله رسيده است، نمي‌گردد.
|+| نوشته شده توسط ifenton در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387  |
 




تقاضاي قصاص خانواده 5 قرباني از قاتل سريالي كرج‌

جام جم آنلاين: اولياي دم 5 نفر از قربانيان قاتل سريالي زنان كرجي، با مراجعه به شعبه يكم بازپرسي دادسراي جنايي كرج از متهم شكايت كردند و خواستار قصاص او شدند.

به گزارش خبرنگار جام‌جم، زمستان سال گذشته خبر قتل زن ناشناسي به مركز فوريت‌هاي پليس 110 كرج گزارش شد و كارآگاهان به يكي از محله‌هاي جنوب كرج عزيمت كردند و در بررسي از محل حادثه پي بردند زن جوان مورد آزار و اذيت قرار گرفته، سپس با روسري خفه شده است.

به اين ترتيب، جستجو براي دستگيري قاتل فراري آغاز شد تا اين‌كه گزارش‌هاي ديگري مبني بر قتل زنان جوان ديگري در محله‌هاي كمال‌شهر، ساوجبلاغ، فرودگاه پيام، بزرگراه فاز 4 مهرشهر كرج به مركز پليس ارسال شد كه كارآگاهان جنايي در بررسي پرونده‌ها، پي بردند 8 زن جواني كه اجسادشان از زمستان سال 86 تا خرداد امسال از سوي پليس كشف شده، به يك شيوه به قتل رسيده‌اند و قاتل احتمالا يك نفر است.

با دستگيري متهم، روز گذشته 5 نفر از اولياي دم روز گذشته براي متهم درخواست قصاص كردند.
|+| نوشته شده توسط ifenton در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387  |
 رضا عطاران در فيلم قرنطينه

 



تهيه‌كننده «قرنطينه» ضمن انتقاد از روش غلط تبليغات اين فيلم، گفت: اين فيلم استحقاق فروش بيشتري داشت و متأسفانه اتفاقي كه بايد براي فروش اين فيلم مي‌افتاد، نيفتاد. محمد نشاط تهيه‌كننده فيلم سينمايي «قرنطينه» كه فردا جاي خود را به «ده رقمي» مي‌دهد، گفت: هفت هفته قرارداد فيلم به پايان رسيد ولي اكران ما در شهرستان‌ها ادامه دارد كه تعداد آنها نيز افزايش مي‌يابد. وي با بيان اينكه «قرنطينه» استحقاق فروش را بهتري داشت، افزود:اين فيلم از فاكتورهاي جذب مخاطب برخوردار بود و فيلمي نبود كه فقط جنبه سرگرم‌كنندگي داشته باشد.
وي افزود:‌با توجه به ملودرام بودن فيلم و بازتابي كه در جشنواره داشت،به نظر مي‌رسيد كه مخاطب خوبي را در اكران جذب كند.ولي انتظاري كه همه از اين فيلم داشتند بر آورده نشد.
اين تهيه‌كننده به فارس گفت: متاسفانه وضعيت اكران فيلم‌ها، مشكلات خاص خود را دارد و چند فاكتور به كمك اين فيلم نيامد.
«قرنطينه» تعداد معدودي سينماي خوب در اختيار داشت و همزمان با فيلمي اكران شد كه حميد گودرزي در آن فيلم هم حضور داشت، ضمن اينكه تعطيلات و روزهاي امتحانات نيز بر اين امر تاثير داشت.
وي با اشاره به تبليغات اين فيلم گفت: البته تبليغات فيلم گسترده بود ولي يكي از فاكتورهاي تبليغات زيباشناسي است كه در اين تبليغات رعايت نشد.تبليغ فيلم را خود كارگردان به عهده گرفت كه به نظر من، علي‌رغم خوب بودنش، از روش غلطي استفاده شده بود.
براين اساس،در «قرنطينه» رضا عطاران،حميد گودرزي، نيوشا ضيغمي، رضا رويگري، افسانه بايگان و خاطره حاتمي به ايفاي نقش پرداختند.
داستان اين فيلم قصه دختر و پسري است كه قصد ازدواج دارند. پسر، بالعكس دختر فيلم از خانواده‌اي متمولي است و اين ازدواج با مخاطراتي چون مخالفت پدر، پسر روبه‌رو است.
|+| نوشته شده توسط ifenton در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387  |
 آلبوم «رضا عنايتي» به بازار مي‌آي

خبرگزاري فارس: آلبوم موسيقي «همه چيم تو» با خوانندگي «رضا عنايتي» بازيكن النصر امارات به بازار مي‌آيد.



به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، ضبط آهنگ‌هاي آلبوم «همه چيم تو» كه نام قبلي آن «شعر زندگي» بود، از چهار سال گذشته و با همكاري مرحوم «ناصر عبداللهي» آغاز شد و پس از تنظيم‌هاي مجدد در اواسط مردادماه يا عيد فطر به بازار مي‌آيد.
بنابر اين گزارش، اين آلبوم كه در كار ساخت آن «مهرداد ميناوند» خواننده پاپ و ديگر بازيكن سابق پرسپوليس و تيم ملي فوتبال ‌نيز حضور داشته، متشكل از 9 آهنگ و يك آهنگ ري‌ميكس است كه در استوديو متروپل تركيه ضبط شده‌اند.
اين آلبوم موسيقي با صداي «رضا عنايتي» و به تهيه كنندگي «سياوش اكبرپور» بازيكنان سابق تيم استقلال ساخته شده و آهنگساز آن «علي طرزي» است.

|+| نوشته شده توسط ifenton در سه شنبه یازدهم تیر 1387  |
 فتحعلی شاه قاجار در کنار موناليزا: آقا و بانوی لوور

فتحعلی شاه قاجار در کنار موناليزا: آقا و بانوی لوور

[rtl]
فتحعلی شاه قاجار در کنار موناليزا: آقا و بانوی لوور


علیرضا طاهری

طرف کله کج نهاده، بر تخت طاووس تند نشسته ، نگاه نافذش را از پشت دو ابروی پر پشت کمانی، يکراست بر شما دوخته است.
تاج مرصع بر سر دارد، نيام تيغ، بازوبندها، و ساعد و مچ بندهايش نيز يک پارچه آراسته به گوهرهای کمياب است؛ با اين همه جواهر و ريش انبوهی که تا ميان او می رسد، عجبی ندارد که به عنوان «آقای لوور» او را برگزيده باشند.
«موسيو لوور» يا «مستر لوور» يا «پان لوور» يا «آقای لوور»، همان فتحعلی خان قاجار خودمان است.
عنوان «موسيو لوور» را در کتابی به نام لوورستان يا لوور آباد، Louvreland نوشته کلود باشتولد، پائولو وودز و سرژ ميشل، پس از سال ها پژوهش، به تابلو نقاشی رنگ و روغنی از چهره دومين پادشاه دودمان قاجار داده اند.
اگر فتحعلی شاه قاجار بر سر رسيدن به عنوان «آقای لوور» رقبايی جدی داشت، اما «مونا ليزا» تقريبا بی هيچ رقيبی، عنوان «ميسيز لوور»، «مادام لوور» يا «بانوی لوور» را به آسانی، از آن خود ساخت.

رسيدن عنوان «آقای لوور» به اين پادشاه قاجار، احتمالا مايه انبساط خاطر بسياری از ايرانی ها است، هرچند بر داغ ديرين ايرانيان، داغ از دست دادن بخش چشم گيری از آسيای ميانه و هفده شهر بزرگ قفقاز و جدا شدن آنها از پيکر ايران بزرگ در دوران پادشاهی بابا خان يا همين فتحعلی شاه، مرهم نمی گذارد.
تابلويی که عنوان آقايی لوور را از آن فتحعلی شاه کرده، احتمالا در حوالی سال ۱۸۰۵ ، نزديک به دويست و سه سال پيش، روی بوم و با رنگ و روغن کشيده شده، اما نقاش آن معلوم نيست.
اگر فتحعلی شاه قاجار بر سر رسيدن به عنوان «آقای لوور» رقبايی جدی داشت، اما «مونا ليزا» تقريبا بی هيچ رقيبی، عنوان «ميسيز لوور»، «مادام لوور» يا «بانوی لوور» را به آسانی، از آن خود ساخت.
موزه لوور بی گمان جهانی از شگفتی هاست که بيش از هر جاذبه توريستی ِ ديگری در سراسر فرانسه، جهانگردان از آن بازديد می کنند.
از لوور که زمانی از کاخ های سلطنتی فرانسه در قلب پاريس، عروس شهرهای جهان بود، سال گذشته هشت ميليون و سيصد هزار تن ديدن کرده اند. اما چه بازديدی! می گويند دست کم دو هفته بايد وقت بگذاری، تا شايد بتوانی تمامی لوور را نه به دقت، که سرسری ببينی.
البته در پايان دو هفته يابد بگويی: «روز از نو روزی از نو»، چون نمايشگاهی تازه در لوور برپا می شود.
بازديد از لوور، به گفته هنردوستان، نعمتی است که از آن هر کسی نمی شود و از همين رو است که کتاب لوورستان را مانند برگ زر می خرند و می برند، تا دست کم، تصاويری از آثار گرد آمده در لوور را در آن ببينند.[/rtl]
|+| نوشته شده توسط ifenton در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387  |
 خانه فروغ فرخزاد در اهواز تخريب شد

خانه فروغ فرخزاد در اهواز تخريب شد

خانه فروغ فرخزاد در اهواز تخريب شد
سرمایه- سحر افاضلي: بالكن مهديان اهواز كه پنج سال خانه فروغ فرخزاد و همسرش پرويز شاپور بوده تخريب شد. اين بناي تاريخي كه متعلق به دوران پهلوي اول است سال 1381 در فهرست ميراث ملي به ثبت رسيده اما در تعطيلات هفته گذشته به طور كامل تخريب شده است. مجتبي گهستوني، عضو انجمن دوستداران ميراث فرهنگي خوزستان (تاريانا) با اعلام اين خبر از نابودي اين بالكن 18 متري مي گويد: «اين بنا كه سال ها محل اقامت خارجي هاي مقيم اهواز بوده متعلق به شخصي به نام دهدشتي بوده كه بعدها توسط مهديان خريداري شده است. اين مكان روزگاري دفتر روزنامه ابرار بوده و قرار بود با همكاري شهرداري و سازمان ميراث فرهنگي به يك مركز فرهنگي تبديل شود.» اين بالكن كه به مخروبه اي تبديل شده مدتي انبار مغازه هايي بود كه زير بالكن قرار داشتند. اين مغازه هاي قديمي الان به فروشگاه لوازم يدكي اتومبيل تبديل شده اند. يكي از مستاجران اين مغازه از بناي نوسازي مي گويد كه پشت بالكن تاريخي مهديان در حال ساخت است. مالك اين بناي تاريخي سعي كرده با رها كردن بنا و حالا با تخريب يكباره آن، بناي نوسازي در حاشيه خيابان اصلي قرار گيرد. صادق محمدي، رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان خوزستان از تخريب اين بناي ثبت شده اظهار بي اطلاعي مي كند. حدود سه ماه پيش بخشي از اين بنا با همكاري مالك بنا توسط شهرداري تخريب شد. اين تخريب به بهانه خطرساز بودن وضعيت استقامت بالكن بود. محمدي به شكايت سازمان ميراث فرهنگي نسبت به اقدام شهرداري اهواز و مالك اين بناي تاريخي اشاره مي كند: «حكم توقف تخريب اين بالكن دريافت و به تخريب كنندگان ابلاغ شده است.» با آنكه سازمان ميراث فرهنگي از تخريب اين بنا اظهار بي اطلاعي مي كند. گهستوني شكايت سازمان ميراث فرهنگي از تخريب كنندگان بخشي از بالكن در گذشته را به خاطر فشار رسانه ها و افكار عمومي مي داند. او بي توجهي سازمان ميراث فرهنگي را باعث تخريب اين بناي تاريخي مي داند: «مغازه هاي پايين بالكن نيز كه در فهرست آثار تاريخي به ثبت نرسيده اند بايد هر چه زودتر تخليه شوند. بعضي از مردم اهواز معتقدند با تخريب اين بناي تاريخي، تعريض خيابان براي شهرداري راحت تر مي شود و صاحب ملك نيز از امتياز تجاري ساختمان نوساز خود كه پشت اين بنا قرار داشت بهره مند مي شود.»
|+| نوشته شده توسط ifenton در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387  |
 2 خانواده زير چادر در يك اتوبان، اينجا تهران است
2 خانواده زير چادر در يك اتوبان، اينجا تهران است
اگر از كنار اتوبان صياد شيرازي عبور كرديد، كناره‌هاي آن را با دقت ببينيد، جايي كه 2 چادر رنگ و رو رفته و كهنه در دو طرف خيابان علم شده است، زير هر يك از اين چادرها خانواده‌اي 4 نفره زندگي مي‌كند، يكي 50 روز و ديگري يك‌ سال.
به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، كنار اتوبان صياد رو به شمال بالاتر از ميدان سبلان، در دو سوي بزرگراه دو چادر برپاست، سمت راست محمد با زن و دو بچه 50 روز است كه پس از جواب شدن از سوي صاحبخانه در چادر ساكن شده است، كمي آن طرف‌تر آن سوي خيابان محمود زير چادر كهنه سبز رنگش اطراق كرده است پسرش را به بهزيستي سپرده و با زن و دختر 11 ساله‌اش روز را به شب و شب را به صبح مي‌رساند.
محمود حميدوند 41 سال دارد اما صورت تكيده و دندان‌هاي شكسته‌اش پيرتر نشانش مي‌دهد، صدايش گرفته است، مي‌گويد: بچه همين خيابان سبلان هستم، 3 ماه است كه اينجا با خانواده‌ام زير چادر زندگي مي‌كنيم، البته بيش از يك سال است كه در به دريم و جا‌به‌جا مي‌شويم، تابستان‌ها كنار خيابان زير چادر زندگي مي‌كنيم و زمستان‌ها هر چند شب خانه يكي مي‌رويم.
محمود خودش را كارگر ساده ساختمان معرفي مي‌كند و اضافه مي‌كند: پسر 10 ساله‌ام را از زور نداري به بهزيستي سپرده‌ام، 2 سال است كه پسرم در بهزيستي است، دخترم هم تا چند وقت پيش خانه مادرزنم بود اما الآن مادرزنم هم چون مستاجر است دچار مشكل شده است و مجبورم او را هم پيش خودم اينجا به چادر بياورم.
وي ادامه مي‌دهد: از خيلي‌ها تقاضاي كمك كرده‌ام، كميته امداد رفتم، ‌گفتند اگر زنت طلاق بگيرد ماهي 25 هزار تومان به او مستمري مي‌دهيم، خيلي دويديم اما نتيجه نداد، هر چي داشتيم در اين مدت بردند، حتي شناسنامه‌هايمان را هم بردند. نرفتم كلانتري و ثبت احوال دنبال شناسنامه، پول مي‌خواهد و من ندارم.
وي مي‌گويد: در تمام 41 سال زندگي‌ام حتي100 هزار تومان هم وام نگرفته‌ام، حالا هم اگر وام بخواهيم ضامن معتبر و هزار جور سند و مدرك مي‌خواهد كه من ندارم، اين جور وام‌ها مگر براي امثال من نيست، من از كسي توقع ندارم، طلبكار كسي نيستم، خودم زمين خورده‌ام و بايد بلند شوم اما اگر به من وام بدهند، حاضرم كار كنم و پس بدهم.
محمود در ادامه مي‌گويد: مشكل من نداري است، آخرين جايي كه در خانه زندگي كردم، بهارستان بود، آن قدر هزينه زندگي بالا بود كه نتوانستم ادامه دهم، قبض برق و آب 60 هزار تومان آمده بود‌ اما من فقط يك لامپ و يك تلويزيون سياه و سفيد داشتم، يك شير آب هم بود كه چند خانواده از آن استفاده مي‌كرديم، 60 هزار تومان پول زيادي بود.
وي اضافه مي‌كند: دزدي كه نمي‌توانم بكنم، يعني مي‌توانم اما آيا درست است، اينجا هم در اين 3 ماهي كه زندگي مي‌كنم، فقط يك‌بار مأمور شهرداري آمد و اسم و مشخصات ما را نوشت و رفت، 15 روز پيش هم يك خانم از شهرداري آمد و گفت نگران نباشيد حل مي‌شود‌ اما خبري نشد.
آن طرف خيابان محمد با زن و 2 فرزندش زندگي مي‌كند، «محمد . الف»، مي‌گويد: بچه همين تهران هستم، خيابان سبلان نزديك موتور آب زندگي مي‌كرديم، 50 روز پيش صاحبخانه، خانه‌اش را خواست و تخليه كرديم بعد از آن ديگر نتوانستم خانه‌اي بگيرم، هر جا مي‌روم، مي‌گويند 2 ميليون ماهي 150 هزار تومان، من هم ندارم، الآن كه ديگر هيچي ندارم، مجبورم بيايم اينجا در چادر زندگي كنم.
او نيز خود را كارگر ساده ساختمان معرفي مي‌كند و ادامه مي‌دهد: همه اسباب زندگي‌ام را شهرداري برد، حتي كفش زنم را هم بردند، پسرم كلاس دوم راهنمايي است، دخترم هم مدرسه مي‌رود، مجبورم اينجا كنار زنم بمانم كه تنها نباشد، كار نمي‌توانم بكنم. درآمدي ندارم.
محمد مي‌گويد: هر چه تلاش كرديم ديگر شهرداري اسباب زندگي‌ام را پس نداد و الآن همه دارايي ما همين‌هايي است كه زير چادر مي‌بينيد، من هيچي ندارم، به مسئولان بگوئيد، مجبوريم، هيچ كس نمي‌خواهد با آبرويش ‌بازي‌ كند يا اين وضع زندگي ناموسش باشد‌. چرا كسي كمكمان نمي‌كند.
سكونت بي خانمان ها در حاشيه ميدان سبلان


|+| نوشته شده توسط ifenton در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387  |
 خواهران گمشده پس از 32 سال همديگر را در آغوش گرفتند
خواهران گمشده پس از 32 سال همديگر را در آغوش گرفتند
دو خواهر كه از سال 1355 همديگر را گم كرده و با تمام تلاش‌هاي انجام شده و مراجعه به اكثر سازمان‌هاي دولتي موفق به پيداكردن همديگر نشده بودند سرانجام با مراجعه به پليس آگاهي پاكدشت پس از 32 سال همديگر را در آغوش گرفتند.
گزارش خبرنگار اجتماعي فارس،‌ علي رمضاني در تشريح جزييات اين خبر، گفت: در مورخه 10 فروردين ماه سال 86 زني به هويت شهربانو به پليس آگاهي پاكدشت مراجعه و اعلام كرد كه خواهرش به نام عذرا از سال 1355 كه در آن سال 19 سال داشته است مفقود گرديده و از آن تاريخ تاكنون هيچ اطلاعي از وي در دست نيست.
شهربانو مدعي شد تمام تلاش‌هاي ما براي پيداكردن خواهرم بي‌نتيجه بوده تا اينكه امروز براي اولين بار به سفارش يكي از اقوام به پليس مراجعه‌ كرده‌ام تا شايد بتوانم خواهرم را پس از 32 سال پيدا كنم.
رمضاني ادامه داد: با تشكيل پرونده مقدماتي مفقودي مشخصات فقداني در سيستم بانك افراد فقداني ثبت و حسب دستور مقام قضايي مأموران اداره مبارزه با جرايم جنايي تحقيقات خود را جهت پيدا كردن سرنخ اوليه آغاز كردند تا اينكه مشخص شد عذرا خواهر گمشده قبل از انقلاب در سن 19 سالگي در منزل يك نظامي در منطقه پاكدشت مشغول به كار بوده و از سال 55 نيز با جابه جايي منزل اين نظامي از وي هيچ گونه خبري به دست نيامده است.
وي گفت: در ادامه تحقيقات در خصوص حيات و يا فوت عذرا مشخص شد هيچگونه سابقه‌اي در خصوص فوت نامبرده در‌ دست نيست و همين امر باعث شد تا احتمال در قيد حيات بودن مفقودي قوت بگيرد.
رمضاني افزود: با قوت گرفتن احتمال زنده بودن عذرا پيگيري از سازمان ثبت احوال كشور ادامه داشت تا اينكه با استعلام صورت گرفته از اين سازمان مشخص شد كه فقداني در سال 1371 اقدام به اخذ شناسنامه جديد كرده است.
تحقيقات نشان داد: آخرين محل صدور شناسنامه عذرا در شهرستان دماوند روستاي آبسرد است كه در مرحله بعدي با استعلام شماره كد ملي و كد پستي بدست آمده مشخص شد عذرا در تهران به سر مي‌برد.
منزل مورد نظر در شهر تهران واقع در منطقه ازگل شناسايي و مشخص شد كه منزل مورد نظر متعلق به يك نظامي بازنشسته است.
وي افزود: با بررسي هاي به عمل آمده و جمع بندي اطلاعات مشخص شد كه عذرا در اين منزل سكونت دارد و به اين ترتيب محل سكونت اين خواهر گمشده پس از 32 ساله شناسايي شد.
شهربانو عصر روز 24 ارديبهشت به همراه مأموران پليس آگاهي به منزل مورد نظر رفته و موفق شد پس از 32 ساله عذرا خواهر خود را در اين خانه ديده و وي را در آغوش بكشد.
|+| نوشته شده توسط ifenton در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387  |
 تلاش براي حفظ نام خليج فارس

دهم اردیبهشت در تقویم ایرانی به نام روز خلیج فارس ثبت شده است. شاید هم بهتر بود همان سال 1966 که اولین بار سر چارلز بلگریو، نماینده‌ی سیاسی و کارگزار دولت انگلیس در خلیج فارس، از نام خلیج عربی استفاده کرده بود، ایرانی‌ها جلویش می‌ایستادند و کار به اینجا نمی‌کشید.

هرچند سازمان ملل متحد از هیات‌های بین‌المللی خواسته است که در مکاتبات رسمی و اسناد سازمان ملل از نام کامل «خلیج فارس» استفاده کنند، اما باز کشورهای عربی حاشیه‌ی خلیج فارس، دست‌کم در رسانه‌های خود از واژه‌های خلیج عربی و خلیج استفاده می‌کنند.

این داستان در نوامبر 2004 ایرانیان را بیشتر از قبل آزرده و مصمم کرد که بر حق ملی‌شان، آن هم حفظ نام «خلیج فارس» تاکید کنند. در این زمان مؤسسه‌ی نشنال جئوگرافیک در آخرین نسخه از کتاب اطلس جهان، نام «خلیج عربی» را در پرانتز و پایین عبارت خلیج فارس آورده بود. این مساله سبب اعتراضات بی‌شماری از سوی ایرانیان سراسر جهان شد.

امسال نیز روز دهم اردیبهشت، جمعی از مردم تهران و دانشجویان در اعتراض به نسبت دادن عناوینی غیر از خلیج فارس، مقابل سفارت امارات عربی متحده تجمع کردند. معترضان شعارهایی چون «خلیج فارس همیشه فارس می‌ماند»، «تا ابد برای ماست» و «فلات ایران به زیر یک پرچم» را حمل می‌کردند.

در میان کشورهای عربی همسایه، امارات اصرار زیادی بر عربی بودن خلیج و همچنین بر مالکیت سه جزیره‌ ادعا دارد.

به گزارش ایسنا، جمعی از دانشجویان دانشگاه‌های میناب، بندرعباس و قشم با گردهم آمدن در ساحل خلیج فارس در جزیره‌ی قشم به مناسبت روز خلیج فارس‌ زنجیره‌ی انسانی تشکیل دادند.

اکبر هاشمی رفسنجانی نیز در دیدار با اعضای ائتلاف دیده‌بان خلیج‌فارس گفت: با مستندات قوی‌ای که در مورد خلیج فارس در کتب مذهبی و تاریخی به ویژه قرآن و تفاسیر وجود دارد، هیچ شخص یا کشوری حق ندارد نام خلیج‌فارس را با اغراض مختلف تحریف کند.

وی پیش از این در خطبه‌های نماز جمعه بر نام خلیج فارس تاکید کرده بود.

حتما منظورتان خلیج فارس است

به نظر می‌رسد اعتراض در برابر نامیدن خلیج فارس به غیر از آن، به شکل خودجوش از سوی مردم شکل می‌گیرد و بسیاری از جوانان ایرانی از سراسر دنیا در فضای اینترنت برای حفظ نام خلیج فارس تلاش می‌کنند.

همچنانکه در همان سال 2004 بمب گوگلی خلیج فارس ساخته شد و کاربرانی که نام خلیج عربی را جستجو می‌کردند با چنین عبارتی روبه‌رو می‌شدند: «خلیج موردنظر پیدا نشد، حتما منظورتان خلیج فارس است».

از بمب گوگی خیلج فارس به عنوان پیروزی ایرانی‌ها یاد می‌شود.

در همان زمان وبلاگ‌نویسان ایرانی از هر جای جهان توانستند با فشار اینترنتی، نشنال جئوگرافیک را وادار کنند که آن عبارت را اصلاح کند.

خلیج فارس، تاریخی اثبات شده است

از زمان داریوش، شاه هخامنشی ایرانیان بر آب‌های خلیج فارس دریانوردی می‌کردند. یونانی‌های باستان نیز خلیج جنوب ایران را «پرسیکوس سینوس» یا «سینوس پرسیکوس» که همان خلیج فارس است، نامیده بودند.

در مستندات تاریخی متعلق به عرب‌ها خیلج فارس با نام «بحر فارس» آمده است.

همچنین در نقشه‌های به جا مانده در سده‌های مختلف تاریخی، خلیج فارس با همین نام آمده است. نقشه‌های اخیر همگی مستند و در موزه‌ها و کتابخانه‌های معتبر در اروپا نگه داری می‌شوند.

خلیج فارس وارد حوزه‌ی فرهنگ و هنر شد

به نظر می‌رسد ارائه‌ی رشته‌ی تحصیلی درباره‌ی خلیج فارس یکی از بهترین راهکارها برای حفظ نام خلیج فارس باشد. تا بدین شیوه نه تنها به لحاظ تاریخ شناسانه، بلکه به شیوه‌ی علمی دانش آموختگانی در این زمینه در سطح بین الملل مدافع این حق باشند.

هم‌زمان با روز خلیج فارس اعلام شد که رشته‌ی «مطالعات خلیج فارس» برای اولین بار در کشور با مصوبه‌ی شورای گسترش آموزش عالی در دانشگاه‌های خلیج فارس و اصفهان تدریس می‌شود.

از این پس دانشگاه‌های یاد شده می‌توانند در رشته‌ی تاریخ با گرایش مطالعات خلیج فارس در مقطع کارشناسی ارشد دانشجو بپذیرند.

همچنین به مناسبت روز خلیج فارس، نمایشگاه اسناد تاریخی و دستاوردهای پژوهشی خلیج فارس در دانشگاه شهید بهشتی برپا شد.

به گزارش ایسنا، محمد بزرگ‌نیا، کارگردان سرشناس فیلم‌هایی چون «کشتی آنجلیکا» و «جنگ نفت‌کش‌ها» نیز قرار است فیلم‌ سینمایی «راه آبی ابریشم» را بسازد که به سابقه‌ی تاریخی خلیج ‌فارس و تسلط دریانوردان ایرانی بر آن می‌پردازد.

مسلما نگاه دوباره به تاریخ و توجه به خلیج فارس از منظر فرهنگی و آموزشی می‌تواند برای حفظ نام خلیج فارس مفید باشد.
|+| نوشته شده توسط ifenton در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387  |
 خلافكارترين راننده ايران با 14 ميليون تومان جريمه به دادگاه مي‌رود
خلافكارترين راننده ايران با 14 ميليون تومان جريمه به دادگاه مي‌رود
 
 
خلافكارترين راننده ايران كه با خودروي پژو 405 خود مرتكب 14 ميليون تومان خلاف راهنمايي و رانندگي شده است به دادگاه مي‌رود.
سرهنگ جهانگيري رئيس اجرائيات پليس راهنمايي و رانندگي ناجا در گفت‌و‌گو با خبرنگار اجتماعي فارس درباره تخلفات اين فرد گفت: خودروي 405 مدل 80 اين فرد را براي توقيف فراخوان كرديم و پرونده وي به علت تخلفات متعددي به دادگاه ارسال مي‌شود.
وي گفت: در سوابق اين خودرو 663 فقره انواع تخلف راهنمايي و رانندگي وجود دارد.
رئيس مركز اجرائيات پليس راهنمايي و رانندگي گفت: تخلفات اين فرد 56 صفحه است كه 8 متر كاغذ اجرائيات است تا قبل از اين راننده اتوبوس با 13 ميليون تومان خلاف به عنوان خلافكارترين راننده بود كه اتوبوس ياد شده از سوي پليس راهنمايي و رانندگي توقيف و پرونده اين راننده خلافكار به دادگاه ارسال شده بود.
|+| نوشته شده توسط ifenton در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387  |
 بابغه 9 ساله چيني

نابغه 9 ساله چینی، خردسال ترین دانشجوی دانشگاه "بپتیست" هونگ کونگ شناخته شد.
برادر 13 ساله "مارس" نیز در دانشگاه "آکسفورد"پذیرفته شد.
به گزارش روز چهارشنبه گروه حوادث ایسکانیوز:"مارس بوئدیهارجو" پسر دو رگه چینی – اندونزی در هونگ کونگ زندگی می کند و به تازگی در آزمون دکترای دانشگاه "بپتیست" پذیرفته شده است.
نابغه 9 ساله که علاقه زیادی به ریاضی دارد پنج سال تمام در این رشته درس خواند و با کمک خودآموز به مهارت حیرت انگیزی رسید.
وی پس از پذیرفته شدن در آزمون دانشگاه،دیروز با لباس ویژه ای که برایش خیلی گشاد بود کنار همکلاسان 18 سال به بالا نشست.مارس می گوید:درسها خیلی آسان است و حوصله ام را سر می برد!
مقام های دانشگاه"بپتیست" یک برنامه 5 ساله آموزشی برای نابغه خردسال دردستور کار خود دارند اما ابراز نگرانی کردند و گفتند:"مارس" به خاطر سن بسیار کم، توان برقراری ارتباط با همکلاسان بزرگسال را ندارد و ممکن است پس از مدتی منزوی شود.بنابراین به یک همبازی نیاز دارد.
قرار است مدیر یک دبستان به منظور ارتباط وی و بازی با هم سالانش با دانشگاه "هونگ کونک" همکاری کند.گفته می شود پیش از این،برادر 13 ساله "مارس" در دانشگاه "آکسفورد"پذیرفته شد.
|+| نوشته شده توسط ifenton در شنبه سی و یکم فروردین 1387  |
 فروش كليد كعبه در لندن
فروش كليد كعبه در لندن

كليد خانه كعبه، مقدسترين عبادتگاه مسلمانان جهان در حراج سادبي لندن به بهاي نه ميليون و دويست هزار پوند (هجده ميليون دلار) فروخته شد و ركورد تازه اي در فروش آثار هنري و باستاني اسلامي به ثبت رساند.
خانه حراج سادبي در لندن اعلام كرده كه اين كليد و شماري ديگر از آثار هنري اسلامي كه در كنار آن به فروش رسيده، در نوع خود يكي از مهمترين مجموعه هايي بوده كه اين مركز فروش آن را سازماندهي كرده است.
مجموع اين آثار به بهاي 21.5 ميليون پوند فروخته شده است.
در گذشته رسم بر اين بوده كه هر بار كه خليفه اي حكومت ممالك اسلامي را به دست مي گرفته، كليدي به نام او براي خانه كعبه ساخته مي شده است و اين كليد نماد قدرت اين خليفه محسوب مي شده است.
به گفته مسئولان حراجي سادبي، در حال حاضر علاوه بر اين كليد، پنجاه و هشت كليد ديگر خانه كعبه در جهان موجود است، 54 تا از آنها در كاخ توپ قاپي استانبول نگهداري مي شود، دو تا در مجموعه نهاد السعيد، يكي در موزه لوور در پاريس و يكي در موزه هنر اسلامي در قاهره.
اما كليدي كه در اين حراجي به فروش رفته، تنها كليدي است كه به جاي نگهداري در موزه به صورت خصوصي نگهداري مي شده است.
اين كليد آهني كه در سال 573 هجري قمري (1177 ميلادي) ساخته شده و به دوره مستنصر، خليفه عباسي تعلق دارد، سي و هفت سانتيمتر طول دارد و روي آن اين عبارت به عربي حك شده: "هذا ما تم عمله لبيت الله الحرام خلال حكم الامام ابن الامام المقتدي ابو جعفر المستنصر ابوالعباس عام 573".
نام خريدار كليد فاش نشده است، او با خريد اين كليد ركورد خريد آثار اسلامي را شكست و كليد را به سه برابر بهاي گرانقيمت ترين اثر اسلامي كه تاكنون فروخته شده، خريداري كرد.
|+| نوشته شده توسط ifenton در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387  |
 پيوستن عجيب خواننده مشهور عرب به القاعده + عکس
پيوستن عجيب خواننده مشهور عرب به القاعده + عکس
پايگاه السحاب به عنوان مهمترين مركز اطلاع رساني تشكيلات القاعده نيز از پخش فيلمي در مورد نحوه حضور اين خواننده كويتي در القاعده در آينده نزديك خبر داد.
به گزارش سرويس بين الملل «جهان» و به نقل از العربيه، حسين الاحمد خواننده مشهور كويتي پس از خداحافظي با وادي هنر و خوانندگي به تشكيلات القاعده پيوست.
حسين الاحمد در روزهاي گذشته جهت پيوستن به نيروهاي القاعده به افغانستان رفته و رسما به عضويت در تشكيلات القاعده در آمد.

تصاویر حسین الاحمد قبل و پس از پیوستن به القاعده:











الاحمد چندي پيش در گفت و گو با تلويزيون كويت با اشاره به اين مطلب گفت: دليل پيوستن به القاعده را يك روياي صادقه عنوان كرد و گفت: اين خواب دليلي براي هدايت من در ياري كردن مجاهدين القاعده است.
پايگاه السحاب به عنوان مهمترين مركز اطلاع رساني تشكيلات القاعده نيز از پخش فيلمي در مورد شيوه حضور اين خواننده كويتي در القاعده در آينده نزديك خبر داد.
الاحمد در ادامه تصريح كرد: هم اكنون در اوضاع بسيار خوبي به سر مي برم؛ چراكه از آن هيجان خوانندگي و ابتذال به در آمده و روي به خداوند آورده ام.
بسياري از تحليلگران سياسي پيوستن اين خواننده معروف كويتي به القاعده را دامي تبليغاتي براي جذب جوانان از سوي تشكيلات القاعده عنوان كرده اند
|+| نوشته شده توسط ifenton در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387  |
 
 
بالا